صحت واقعه غدیر از نظر تاریخ

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 23 تیر 1397 | نظرات ( )

غـدیـر چـشـمـه اى است كه زلال اسلام ناب از آن مى جوشد هركس به این حقیقت اعتراف كند و جـان خویش , در زلال حقیقتش شستشو دهد, به پیشگاه باعظمت اسلام ناب بار مى یابد و آن كس كـه به هرعذر و بهانه , چشم از دیدن و گوش از شنیدن فرو بندد, جز صداى جرسى از دور نصیب نخواهد برد.
غـدیـر نخستین موقف و منزلى نیست كه پیامبراكرم (ص ) جانشین خود را به مردم شناسانده است آن گـرامى بارها به هر مناسبت با بیانهاى گونه گون و شیوه هاى مختلف این حقیقت را به مردم یـادآور شده وایشان را با رهبر آینده خود آشنا كرده است همه كسانى كه با حضرتش حشر و نشرى داشـتـنـد و از اتـفـاقـات حـكومت اسلامى بى خبر نبودند, مى دانستند كه على (ع ) خلیفه بلافصل پیامبر(ص ) و محبوبترین مردم ,و نزدیكترین اصحاب به رسول خداست .
خـلافـت مـسـاله اى نبود كه تا سال دهم هجرت مسكوت مانده باشد خلیفه پیامبر از همان روزى معلوم شد كه نبوت در مكه آشكار شد(1)
پـس از آن مـخـصـوصا در سالهاى بعد از هجرت به قدرى این مطلب تكرار شد كه تقریبا همه اهل مدینه با آن آشنا بودند همه حدیث منزلت, حدیث رایت  و حدیث طیر (2) را شنیده بودند حدیث ثقلین (3) مكرر بر آنها خوانده شده بود نزول آیاتى چون آیه مودت (4) آیـه مـبـاهـله (5) و آیه ولایت (6) باعث شده بود, خورشید شخصیت امیرالمؤمنین درخششى روزافزون داشته باشد.

بـا ایـن هـمـه حـدیـث غـدیر از شهرتى به سزا برخوردار است همه احادیثى كه در این زمینه وارد شده صحیح و مشهور و بعضى متواترند, ولى حدیث غدیر از مرز تواتر نیز گذشته است .
مرحوم علم الهدى سید مرتضى , در این باره مى فرماید:.
كـسـى كـه بـراى صـحـت ایـن خبر دلیل بخواهد, همانند كسى است كه براى صحت خبر غزوات وحالات معروف رسول خدا دلیل بخواهد و چنان است كه گویى در اصل حجة الوداع شك داردزیرا اینها همه از جهت شهرت در یك رتبه اند.
چرا كه همه علماى شیعه این حدیث را روایت كرده و اهل حدیث با اسناد خود آن را نقل نموده اند و مـورخان و سیره نویسان همان طور كه حوادث معروف را نقل مى كنند, بدون سندمخصوصى نسل در نـسـل از هـم روایـتش مى كنند و محدثان آن را در زمره احادیث صحیح درج كرده اند این خبر مزیتى دارد كه هیچ خبر دیگرى از آن برخوردار نیست چرا كه اخبار بر دوگونه اند:.
یك دسته اخبارى است كه به سند متصل نیاز ندارند, مانند خبر جنگ بدر و خیبر و جمل وصفین و همه وقایع معروفى كه مردم نسل در نسل بدون سند از آن آگاهند دسته دیگر اخبارى است كه به سند متصل نیاز دارند, مثل اخبارى كه در باب احكام شرعى وارد شده است .
خبر غدیر به هر دو صورت نقل شده است , یعنى در عین آنكه در كمال شهرت و از سندبى نیاز است , داراى سند متصل نیز مى باشد.
افـزون بـر اینكه اخبارى كه در باب احكام شرعى نقل شده همگى خبر واحد هستند, ولى خبرغدیر راویان فراوانى دارد (7)
مـا در این مقال بر آن نیستیم كه راویان حدیث غدیر را نام ببریم , چون نه مقام را گنجایش است و نـه حـاجـتى به آن هست مرحوم علامه امینى نام راویان این حدیث را به ترتیب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت مـا بـه ذكر شمار راویان حدیث غدیر در هر قرن بسنده كرده , علاقه مندان را به كتاب ارزشمند الغدیرراهنمایى مى كنیم (8)
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر
در میان تابعین 84 نفر
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر
وهمو مى نویسد:.
ایـن حـدیـث را احـمد بن حنبل با چهل سند, ابن جریر طبرى با هفتاد و اندى سند, جزرى مقرى بـاهـشـتاد سند, ابن عقده با صد و پنج سند, ابوسعد مسعود سجستانى با 120 سند و ابوبكر جعابى با125 سند روایت كرده است (9)
ابـن حـجـر در كـتـاب صـواعـق نوشته است : (این حدیث را سى نفر صحابى از پیامبر اكرم (ص ) روایت كرده اند و بسیارى از اسناد آن صحیح یا حسن است ) (10)
ابن مغازلى در مناقب مى نویسد:.
حـدیث غدیر حدیث صحیحى است كه حدود صد نفر صحابى كه عشره مبشرة نیز از آن جمله است آن را از رسـول خـدا(ص ) روایـت كـرده انـد این حدیث ثابت است و ایرادى بر آن وارد نیست واین فضیلتى است كه فقط على (ع ) حائز آن شده و هیچ كس در این فضیلت با او شریك نیست (11)
سید بن طاوس از علماى امامیه در كتاب شریف اقبال الاعمال نوشته است :.
ابـوسـعـد مـسـعـودبـن نـاصـر سـجـستانى از علماى اهل سنت كتابى در هفده جز به نام الدرایه فى حدیث الولایه تالیف كرده و این حدیث را از صد و بیست صحابى نقل كرده است .
مـحـمدبن جریر طبرى در كتابى كه به نام الردعلى الحرقوصیه نوشته , حدیث ولایت را از هفتاد و پنج طریق روایت كرده است .
ابوالقاسم عبداللّه حسكانى در این باب كتاب مستقلى به نام دعاالهداة الى ادا حق الولاة تالیف نموده اسـت ابوالعباس احمد بن سعید بن عقده نیز كتابى به نام حدیث الولایه تالیف كرده و این حدیث را از صد و پنجاه طریق روایت كرده است وى پس از نقل عبارات راویان مى نویسد:.
هـمـه ایـن كتابها جز كتاب طبرى در كتابخانه من موجود است , مخصوصا كتاب ابن عقده كه در زمان حیات خودش (330 هجرى قمرى ) نسخه بردارى شده است (12)
طرفه آنكه از قرن دوم به بعد كه مرز مذاهب مشخص مى شود, هیچ یك از این راویان شیعه نیستند درمیان شیعیان نیز كمتر عالمى را مى توان یافت كه این حدیث را با اسناد مختلف نقل نكرده باشد.
اهـمـیـت حـدیـث غـدیـر بـه پـایه اى رسیده است كه بسیارى از دانشیان جهان اسلام , درباره آن كـتابهاى مستقل نگاشته اند به تحقیق علامه عالیقدر امینى در الغدیر, تا زمان ایشان بیست و شش كـتـاب مستقل توسط عالمان برجسته در اثبات تواتر حدیث غدیر یا تحقیق مفاد آن به رشته تحریر درآمده است (13)
ایـن قـضـیه آن چنان روشن و واضح و در نزد همگان مسلم بوده است كه اهل بیت (ع ) و معتقدان بـه ایـشـان بـه مـنـاسبت هاى مختلف بدان استدلال و احتجاج كرده اند در روایات به موارد زیادى بـرمـى خـوریـم كـه امـیرالمؤمنین (ع ) در طول سالهاى پس از وفات پیامبر اكرم (ص ) در مجالس مـختلف , اصحاب رسول خدا(ص ) را سوگند مى دادند كه آیا شما به خاطر ندارید رسول خدا(ص ) در روز غدیر فرمود: من كنت مولاه و ایشان سوگند مى خوردند كه آن را به خاطر دارند (14)
بـنـابـر آنـچـه گذشت , حدیث غدیر واقعیتى است كه دست تبهكار انكار از ساحت قدس آن كوتاه اسـت و چـنـد و چون تعداد انگشت شمارى از جاهلان عالم نما نمى تواند بر دامن كبریایش گردى بـنـشـاند, چه رسد كه خورشید روشن حقیقتش را بپوشاند از همین روست كه نویسنده دانشمند كتاب امام على (ع )عبدالفتاح عبدالمقصود مصرى , در ضمن تقریظ كتاب الغدیر مى نویسد:.
حدیث غدیر بدون شك , حقیقتى است كه دستخوش باطل نمى شود, فروزان و درخشان است ,چون روشـنـایـى روز و آن یكى از حقایق خروشنده الهام است كه از سینه پیامبر(ص ) پراكنده گشته تا ارزش دست پرورده , برادر و برگزیده خویش در میان امتش را معلوم كند (15)

 

پی نوشتها:

1- كـنزالعمال , ج 13, ص 114, حدیث 36371 و 129, حدیث 36407 و ص 131, حدیث 36419, و فرائدالسحطین , ج 1, ص 85, باب 16,حدیث 65.
2-  ر ك : فصل دوم :.
3-  ینابیع الموده , ص 39: پیامبر اكرم فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها به ارث مى گذارم : كـتـاب خـدا و عترتم را, این دو از هم جدانمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند و شما اگر به این دو تمسك كنید هرگز گمراه نمى شوید.
4- سوره شورى , آیه 23.
5-  سوره آل عمران , آیه 61.
6- سوره مائده , آیه 55.
7- تلخیص الشافى , مجلد اول , ص 168.
8-  الغدیر, ج 1, ص 14 تا 151.
9-  الغدیر, ج 1, پاورقى ص 14.
10- الصواعق المحرقة , ص 188, حدیث 4.
11- ـ مناقب ابن مغازلى ص 27, حدیث 39.
12-  اقبال الاعمال , ص 453.
13- الغدیر, ج 1, ص 152 تا 158.
14- به زودى آدرس احادیث وارده در این باب ذكر خواهد شد.
15- الغدیر, مقدمه ج 6, ص (و , ز).

منبع: كتاب غدیر از دیدگاه اهل سنت، اثر مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیما.




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

غدیر خم از دیدگاه 14 معصومین(ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 29 آبان 1388 | نظرات ( )


اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است : یكى حدیث ثقلین(1) كه پیامبر اكرم (ص ) در كمتر از نود روز در چهار مكان آن را به مردم گوشزد كرد و دیگرى حدیث غدیر. ممكن است گفته شود،حدیث دوم ،مكمل حدیث اول است . سفارش بیش از حد پیامبر (ص ) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى بلافصل امیر مومنان (ع ) نمایانگر این حقیقت است كه حضرتش نگران آشوبى بود كه امت اسلامى بعد از آن حضرت ،با آن رو به رو مى شود.
اهمیت دادن به غدیر،اهمیت دادن به رسالت پیامبر گرامى اسلام است . ما در این قسمت ،واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر؛ یعنى امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین مورد مطالعه قرار دهیم .

1- حضرت رسول اكرم (ص):
شیخ صدوق در كتاب امانى روایتى از امام باقر (ع ) و آن حضرت از پدرش و از جدش نقل مى كند كه : روزى رسول اكرم (ص ) رو به امیر مومنان (ع ) كرد كرد و فرمود: اى على ،خداوند آیه شریفه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك را درباره ولایت تو، بر من نازل كرد، آنچه را كه به من امر شده از ولایت تو، اگر تبلیغ نكنم هر آینه عملم باطل است و كسى كه خدا را بدون ولایت نو ملاقات كند، بدرستى عملش باطل است . اى على ، من نمى گویم جز قول خدا را (2)

2- امیر مومنان على (ع):
سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیر مومنان (ع ) با ابوبكر اشاره كرده مى گوید: ثم اقبل علیهم على فقال : یا معشر المسلمین و المهاجرین و الانصار انشدكم الله اسمعتن رسول الله یقول یوم غدیر خم كذا فلم یدع شیئا قاله عنه رسول الله الا ذكر هم ایاه قالو نعم(3)؛ اى مسلمانان و مهاجران و انصار،آیا نشنیدند كه رسول خدا (ص ) روز غدیر خم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را كه پیامبر فرموده بود به مردم یادآورى كرد، همگى گفتند: بله
.
در این زمینه مى توان به احتیاجات امیرالمومنان على (ع ) اشاره كرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبكر كه فرمود: بر اساس حدیث پیامبر (ص ) در روز عید غدیر،آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبكر گفت : شما
(4)
و همچنین ابى الطفیل مى گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم كه على (ع ) گفت : آیا كسى غیر از من در میان شما هست كه پیامبر (ص ) به او گفته باشد: من كنت مولا فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه همگى گفتند: نه(5).

3- حضرت فاطمه زهرا(س):
ابن عقده در كتاب معروفش الولایه و شاگردش ابوبكر جعابى از محمد بن اسید روایت كرده كه از فاطمه زهرا سوال شد: آیا پیامبر (ص ) قبل از رحلتش درباره امامت امیر مومنان چیزى فرمود؟آن حضرت در جواب فرمود
:
و عجبنا انسیتم یوم غدیر خم(6)؛ عجبا آیا روز غدیر خم را فراموش كردید؟

از فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الكاظم (حضرت معصومه (س)  از فاطمه بنت الصادق از فاطمه بنت الباقر از فاطمه بنت حسین از ام كلثوم دختر فاطمه بنت النبى اكرم (ص ) نقل شده كه پیامبر (ص ) در روز عید غدیر فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه (7)
4- امام حسن (ع):
از امام جعفر صادق (ع ) چنین روایت شده است : امام حسن (ع ) هنگامى كه مى خواست با معاویه موادعه كند رو به او كرده ، فرمود: امت مسلمان از پیامبر (ص ) شنیدند كه درباره پدرم فرمود: انه منى بمنزلة هارون من موسى . همچنین دیدند كه پیامبر (ص ) ایشان را در غدیر خم به عنوان امام نصب كرد.(8)

5- امام حسین (ع):
امام سلیم بن قیس در كتابش مى نویسد: امام حسین (ع ) قبل از مرگ معاویه ، خانه خدا را زیارت كرد. سپس بنى هاشم را جمع كرده ، فرمود: آیا مى دانید پیامبر اكرم (ص ) على (ع ) را در روز غدیر خم نصب كرد؟ همگى گفتند: بله (9)

6- امام زین العابدین (ع):
ابن اسحاق تاریخدان معروف مى گوید: به على بن حسین گفتم : من كنت مولاه فعلى مولاه یعنى چه ؟ حضرت فرمود: اخبرهم انه الامام بعده ؛به آنها خبر داد كه اوست امام بعد از خودش (10)

7- امام محمد باقر (ع):
ابان ابن تغلب مى گوید: از امام باقر (ع ) درباره گفته پیامبر من كنت مولاه فعلى مولاه پرسیدم ،آن حضرت در پاسخ فرمود: اى ابا سعید، پیامبر فرمود: امیر مومنان در میان مردم جایگزین من خواهد بود.(11)

 


8- امام جعفر صادق (ع):
زید شحام گوید: نزد امام صادق بودم ، مردى از معتزله ،از ایشان درباره سنت مى پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: هر چیزى كه فرزند آدم به آن نیاز دارد (حكم آن ) در سنت خدا و پیامبر(ص ) وجود دارد و چنانچه سنت نبود،خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى كرد. آن مرد پرسید: خداوند چگونه با چه چیزى بر ما احتجاج مى كند؟حضرت فرمود
:
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا و بدین وسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود، خدا به آن احتجاج نمى كرد. (12)

9- امام موسى كاظم (ع):
عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام درباره نماز در مسجد غدیر خم پرسید. آن حضرت در پاسخ فرمود: صل فیه فان فیه فضلا و قد كان ابى یامر بذلك(12) در آن نماز بخوان ، بدرستى كه در آن ، فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر كرد.

10- امام رضا (ع):
محمد بن ابى نصیر بزنطى مى گوید: خدمت امام رضا (ع ) بودم ، در حالى كه مجلس پر از جمعیت بود و با یكدیگر درباره غدیر گفتگو مى كردند، برخى از مردم این واقعه را منكر شدند، امام فرمود: پدرم از پدرش روایت كرد كه روز غدیر در همان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین ، سپسفرمود: اى ابى نصیر این ما كنت فاحضر یوم الغدیر هر كجا هستى در این روز نزد امیرالمومنان على (ع ) باشبدرستى كه در این روز، خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى آمرزد و آزاد مى كند از آتش دوزخ دو برابر آنچه كه در ماه رمضان آزاد مى كند... سپس فرمود
:
و الله الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائكة كل یوم عشر مرات

اگر مردم ارزش این دو روز را مى دانستند، هر آینه فرشتگان با آنان در هر روز ده مرتبه مصافحه مى كردند.(13)
11- امام جواد (ع):
ابن ابى عمیر از ابى جعفر ثانى (ع (در ذیل آیه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود چنین روایت كرد: پیامبر گرامى اسلام در ده مكان به خلافت اشاره كرده است . سپس آیه شریفه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود چنین روایت كرده است . سپس آیه شریفه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود نازل شد (14)
توضیح اینكه : این آیه شریفه در اول سوره مائده است و این سوره ، آخرین سوره اى است كه بر قلب نبى اكرم (ص ) نازل شده است . در این سوره آیه اكمال و آیه تبلیغ وجود دارد كه ناظر به واقعه غدیر است .

12- امام هادى (ع):
در كتاب ارشاد، كه زیارت امیر مومنان على (ع ) را از امام حسن عسكرى (ع ) و ایشان از پدرش نقل مى كند و مى گوید: امام جواد (ع ) در روز غدیر، حضرت على (ع ) را زیارت كرد و فرمود: اشهد انك المخصوص ‍ بمدحة الله المخلص لطاعة الله
...
شهادت مى دهم كه تو مخصوص مدح خدا و مخلص طاعت او مى باشى

سپس مى فرماید: خداوند حكم فرمود:
یا ایها الرسول ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالة و الله یعصمك من الناس

سپس فرمود: پیامبر، خطاب به مردم كرده و از آنها مى پرسد: آیا آنچه را كه بر عهده داشتم ، ابلاغ كردم ؟ همگى گفتند: بله ، سپس فرمود، خدایا گواه باش !
بعد از آن فرمود
:
الست اولى بلمومنین من انفسهم ؟ فقالوا بلى فاخذ بیدك و قال من كنت مولاه فهذا على مولاه ، اللهم و ال من والاه و عاد من عادا و انصر من نصره و اخذل من خذله

آیا من نسبت به مومنان از خود آنها اولى تر نیستم ؟ گفتند: بله . پس از آن دست على (ع ) را گرفت و فرمود: هر آن كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست.(15)
13- امام حسن عسكرى (ع):
از حسن بن ظریف نقل شده است كه او به امام حسن عسكرى (ع ) نامه نوشت كه گفته پیامبر من كنت مولاه فعلى مولاه یعنى چه ؟ حضرت در پاسخ فرمود
:
اراد بذلك جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقه ؛ خداوند اراده فرمود كه این جمله ، نشان و پرچمى باشد تا در هنگام اختلافها، حزب خداوند با آن شناخته شود
.
اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى گوید: حضرت حسین بن على (ع)  به ابراهیم چنین نوشت : خداوند متعال با منت و رحمت خویش ، واجبات را بر شما مقرر كرد، این كار به واسطه نیاز او نبود، بلكه رحمت او بود كه متوجه شما شد. هیچ معبودى جز او وجود ندارد، او چنان كرد تا ناپاك را از پاك جدا كند و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیشى بگیرید و منازل شما در بهشت (بر اساس نتیجه امتحان ) معین شود. از این رو حج و عمره و اقامه نماز و پرداخت زكات و روزه و ولایت را بر شما واگذار كرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز كنید،كلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشیانان او از فرزندش نبود، شما مانند حیوانات سرگردان مى ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمى گرفتید. مگر مى توان از غیر در، وارد مكانى شد. وقتى كه خداوند به واسطه تعیین اولیا پس از پیامبر منت خود را بر شما تمام كرد، فرمود
:
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا ؛ امروز دینتان را بر شما كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم ، راضى شدم كه اسلام دین شما باشد
.
سپس براى اولیاى خود بر گردن شما حقوقى را قرار داد و به شما دستور داد كه حقوق ایشان را ادا كنید تا به دنبال آن زنان و اموال و خوراك و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت كنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند (16)

14- امام زمان (عج):
در دعاى ندبه كه ظاهرا منسوب به آن حضرت مى باشد چنین آمده است
:
فلما ایامه اقام ولیه على بن ابى طالب صلواتك علیهما و الهما هدیا اذ كان هو المنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء من كنت مولاه فعلى مولاه
...
هنگامى كه دوران عمر با بركت پیامبر(ص ) سپرى شد، وصى و جانشین خود على بن ابى طالب - كه رحمت تو بر تو و ایشان باد، براى هدایت امت ، برگماشت ، زیرا او منذر و هادى همه مردم بود (17)

 

پی نوشتها:

1- امانى شیخ صدوق ،مجلس 74،ص 400.
2- مجله ترائنا،شماره 4،سال پنجم به نقل از سلیم بن قیس ،ص 41
.
3- خصال شیخ صدوق ، ص 505، باب اربعین ، حدیث 30
.
 
4- مالى شیخ صدوق ، ج 1 ص 342
.
5- اثبات الهداة ، ج 2، ص 112، حدیث 473 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ،ج 3 ص
25 - 26.
6- اثبات الهداة ج 2 ص 112 ؛ احقاق الحق ، ج 16 ص 282
.
7- امالى شیخ صدوق ، ج 2، ص
171.
8- سلیم بن قیس ، ص 168
.
9- معانى الاخبار،ص 65 بحارالانوار،ج 37،ص 223

10- معانى الاخبار،ص 66
11- تفسیر برهان ج 1 ص 446
12- اصول كافى ج 4، ص 566.
13- شیخ طوسى ، تهذیب الاحكام ، ج 6، حدیث 52، مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 41
.
14- تفسیر قمى ، ج 1 ص 160
.
15- بحارالانوار، ج 100 ص 223
.
16- علل الشرایع ، ج 1، ص 249، باب 182، حدیث 66
.
17- مفاتیح الجنان ، مرحوم شیخ عباى قمى ، دعاى ندبه .

منبع: كتاب پیام غدیر، اثر عذرا انصاری




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

متن حدیث غدیر

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 29 آبان 1388 | نظرات ( )

پیش از آن كه به بررسى سند «حدیث غدیر» بپردازیم و دلالت آن را بر خلافت و جانشینى بلافصل مولانا امیرالمؤمنین علیه السلام توضیح دهیم، ناگزیریم به دو متن از حدیث غدیر كه در مصادر معتبر اهل تسنّن آمده است اشاره نماییم:
به روایت احمد بن حنبل
احمد بن حنبل در كتاب مسند خود، به سند صحیح از زید بن ارقم چنین نقل مى كند:
همراه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله در سرزمینى به نام «خمّ» فرود آمدیم. پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله به نماز امر فرمود و در شدّت گرما نماز را به پا داشت و پس از آن براى ما خطبه اى ایراد فرمود. براى آن سرور ـ با پارچه اى كه بر درخت تنومندى انداخته بودند ـ سایبانى آماده شد. آن بزرگوار در ضمن خطبه اش چنین فرمود:
ألستم تعلمون؟ ألستم تشهدون أنّی أولى بكلّ مؤمن من نفسه؟;
آیا نمى دانید؟ آیا شهادت نمى دهید كه من به هر مؤمنى از خودش (در تمام امور) سزاوارترم؟
همه مخاطبان در جواب گفتند: آرى.
حضرت فرمود:
فمن كنت مولاه فإنّ علیّاً مولاه. اللهمّ عاد من عاداه ووال من والاه;1
هر كه من مولا و سرپرست او هستم، پس على مولا و سرپرست اوست. خدایا! دشمن بدار هر كه با على دشمنى ورزد; و دوست بدار آن كه با او از در دوستى درآید.
به روایت نَسائى
این روایت را نَسائى، نویسنده كتاب سنن، به سند صحیح از ابوالطّفیل، از زید بن ارقم چنین نقل مى كند:
هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله از حجّة الوداع مراجعت مى فرمود، در غدیر خمّ فرود آمد. امر فرمود كه زیر درختان آن جا را جاروب كردند، سپس فرمود:

كأنّی قد دعیت فأجبت وإنّی تارك فیكم الثقلین، أحدهما أكبر من الآخر: كتاب اللّه وعترتی أهل بیتی، فانظروا كیف تخلّفونی فیهما، فإنّهما لن یفترقا حتّى یردا علیّ الحوض;
گویا به سوى حقّ تعالى فرا خوانده شده ام; از این رو دعوت او را اجابت كردم. به راستى كه من در میان شما دو گوهر گرانبها به جاى مى گذارم كه یكى از آن دو بزرگ تر از دیگرى است: قرآن كتاب خدا و عترتم كه اهل بیت من هستند. پس توجّه داشته باشید كه پس از من با آن دو چگونه رفتار خواهید كرد. همانا آن دو هرگز از یك دیگر جدا نمى شوند تا این كه در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.
سپس فرمود:
إنّ اللّه مولای وأنا ولیّ كلّ مؤمن;
به راستى كه خداوند مولا و سرپرست من است و من ولىّ و سرپرست هر مؤمنى هستم.
آن گاه دست على علیه السلام را گرفت و فرمود:
من كنت ولیّه فهذا ولیّه. اللهمّ وال من والاه وعاد من عاداه;
هر كس من سرپرست او هستم، پس این (على) سرپرست اوست. خدایا! دوست بدار كسى كه او را دوست دارد، و دشمن باش با كسى كه با او دشمنى ورزد.
ابوالطّفیل مى گوید: به زید بن ارقم گفتم: آیا خودت این كلام را از رسول خدا صلى اللّه علیه وآله شنیدى؟
زید گفت: به راستى كه2 در آن سرزمین در زیر آن درختان كسى نبود مگر این كه با چشمانش آن حضرت را دید و با گوش هایش این كلام را از او شنید.3
آن چه بیان شد دو متن از حدیث شریف غدیر بود كه به سند معتبر از زید بن ارقم نقل شد.

1 . مسند احمد بن حنبل: 5 / 501، حدیث 18838.
2 . در برخى از منابع آمده است: به خدا سوگند!
3 . فضائل الصحابة: 15، حدیث شماره 45، خصائص امیرالمؤمنین علیه السلام: 96، حدیث 79.




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

صحت واقعه غدیر از نظر تاریخ

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 27 خرداد 1388 | نظرات ( )

http://alimola.mihanblog.com

غـدیـر چـشـمـه اى است كه زلال اسلام ناب از آن مى جوشد هركس به این حقیقت اعتراف كند و جـان خویش , در زلال حقیقتش شستشو دهد, به پیشگاه باعظمت اسلام ناب بار مى یابد و آن كس كـه به هرعذر و بهانه , چشم از دیدن و گوش از شنیدن فرو بندد, جز صداى جرسى از دور نصیب نخواهد برد.
غـدیـر نخستین موقف و منزلى نیست كه پیامبراكرم (ص ) جانشین خود را به مردم شناسانده است آن گـرامى بارها به هر مناسبت با بیانهاى گونه گون و شیوه هاى مختلف این حقیقت را به مردم یـادآور شده وایشان را با رهبر آینده خود آشنا كرده است همه كسانى كه با حضرتش حشر و نشرى داشـتـنـد و از اتـفـاقـات حـكومت اسلامى بى خبر نبودند, مى دانستند كه على (ع ) خلیفه بلافصل پیامبر(ص ) و محبوبترین مردم ,و نزدیكترین اصحاب به رسول خداست
خـلافـت مـسـاله اى نبود كه تا سال دهم هجرت مسكوت مانده باشد خلیفه پیامبر از همان روزى معلوم شد كه نبوت در مكه آشكار شد(1)
پـس از آن مـخـصـوصا در سالهاى بعد از هجرت به قدرى این مطلب تكرار شد كه تقریبا همه اهل مدینه با آن آشنا بودند همه حدیث منزلت, حدیث رایت  و حدیث طیر (2) را شنیده بودند حدیث ثقلین (3) مكرر بر آنها خوانده شده بود نزول آیاتى چون آیه مودت (4) آیـه مـبـاهـله (5) و آیه ولایت (6) باعث شده بود, خورشید شخصیت امیرالمؤمنین درخششى روزافزون داشته باشد.

بـا ایـن هـمـه حـدیـث غـدیر از شهرتى به سزا برخوردار است همه احادیثى كه در این زمینه وارد شده صحیح و مشهور و بعضى متواترند, ولى حدیث غدیر از مرز تواتر نیز گذشته است .
مرحوم علم الهدى سید مرتضى , در این باره مى فرماید
:
كـسـى كـه بـراى صـحـت ایـن خبر دلیل بخواهد, همانند كسى است كه براى صحت خبر غزوات وحالات معروف رسول خدا دلیل بخواهد و چنان است كه گویى در اصل حجة الوداع شك داردزیرا اینها همه از جهت شهرت در یك رتبه اند.
چرا كه همه علماى شیعه این حدیث را روایت كرده و اهل حدیث با اسناد خود آن را نقل نموده اند و مـورخان و سیره نویسان همان طور كه حوادث معروف را نقل مى كنند, بدون سندمخصوصى نسل در نـسـل از هـم روایـتش مى كنند و محدثان آن را در زمره احادیث صحیح درج كرده اند این خبر مزیتى دارد كه هیچ خبر دیگرى از آن برخوردار نیست چرا كه اخبار بر دوگونه اند:.
یك دسته اخبارى است كه به سند متصل نیاز ندارند, مانند خبر جنگ بدر و خیبر و جمل وصفین و همه وقایع معروفى كه مردم نسل در نسل بدون سند از آن آگاهند دسته دیگر اخبارى است كه به سند متصل نیاز دارند, مثل اخبارى كه در باب احكام شرعى وارد شده است .

خبر غدیر به هر دو صورت نقل شده است , یعنى در عین آنكه در كمال شهرت و از سندبى نیاز است , داراى سند متصل نیز مى باشد.
افـزون بـر اینكه اخبارى كه در باب احكام شرعى نقل شده همگى خبر واحد هستند, ولى خبرغدیر راویان فراوانى دارد (7)
مـا در این مقال بر آن نیستیم كه راویان حدیث غدیر را نام ببریم , چون نه مقام را گنجایش است و نـه حـاجـتى به آن هست مرحوم علامه امینى نام راویان این حدیث را به ترتیب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت مـا بـه ذكر شمار راویان حدیث غدیر در هر قرن بسنده كرده , علاقه مندان را به كتاب ارزشمند الغدیرراهنمایى مى كنیم (8)
در میان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر

در میان تابعین 84 نفر
در میان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر
در میان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر
در میان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر
در میان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر
در میان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر
در میان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر
در میان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر
در میان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر
در میان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر
در میان علماى قرن یازدهم هجرى 12 نفر
در میان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر
در میان علماى قرن سیزدهم هجرى 12 نفر
در میان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر
وهمو مى نویسد
:

 

http://alimola.mihanblog.com


ایـن حـدیـث را احـمد بن حنبل با چهل سند, ابن جریر طبرى با هفتاد و اندى سند, جزرى مقرى بـاهـشـتاد سند, ابن عقده با صد و پنج سند, ابوسعد مسعود سجستانى با 120 سند و ابوبكر جعابى با125 سند روایت كرده است (9)
ابـن حـجـر در كـتـاب صـواعـق نوشته است : (این حدیث را سى نفر صحابى از پیامبر اكرم (ص ) روایت كرده اند و بسیارى از اسناد آن صحیح یا حسن است ) (10)
ابن مغازلى در مناقب مى نویسد:.
حـدیث غدیر حدیث صحیحى است كه حدود صد نفر صحابى كه عشره مبشرة نیز از آن جمله است آن را از رسـول خـدا(ص ) روایـت كـرده انـد این حدیث ثابت است و ایرادى بر آن وارد نیست واین فضیلتى است كه فقط على (ع ) حائز آن شده و هیچ كس در این فضیلت با او شریك نیست (11)
سید بن طاوس از علماى امامیه در كتاب شریف اقبال الاعمال نوشته است :.
ابـوسـعـد مـسـعـودبـن نـاصـر سـجـستانى از علماى اهل سنت كتابى در هفده جز به نام الدرایه فى حدیث الولایه تالیف كرده و این حدیث را از صد و بیست صحابى نقل كرده است .

مـحـمدبن جریر طبرى در كتابى كه به نام الردعلى الحرقوصیه نوشته , حدیث ولایت را از هفتاد و پنج طریق روایت كرده است .
ابوالقاسم عبداللّه حسكانى در این باب كتاب مستقلى به نام دعاالهداة الى ادا حق الولاة تالیف نموده اسـت ابوالعباس احمد بن سعید بن عقده نیز كتابى به نام حدیث الولایه تالیف كرده و این حدیث را از صد و پنجاه طریق روایت كرده است وى پس از نقل عبارات راویان مى نویسد:.
هـمـه ایـن كتابها جز كتاب طبرى در كتابخانه من موجود است , مخصوصا كتاب ابن عقده كه در زمان حیات خودش (330 هجرى قمرى ) نسخه بردارى شده است (12)
طرفه آنكه از قرن دوم به بعد كه مرز مذاهب مشخص مى شود, هیچ یك از این راویان شیعه نیستند درمیان شیعیان نیز كمتر عالمى را مى توان یافت كه این حدیث را با اسناد مختلف نقل نكرده باشد.
اهـمـیـت حـدیـث غـدیـر بـه پـایه اى رسیده است كه بسیارى از دانشیان جهان اسلام , درباره آن كـتابهاى مستقل نگاشته اند به تحقیق علامه عالیقدر امینى در الغدیر, تا زمان ایشان بیست و شش كـتـاب مستقل توسط عالمان برجسته در اثبات تواتر حدیث غدیر یا تحقیق مفاد آن به رشته تحریر درآمده است (13)

ایـن قـضـیه آن چنان روشن و واضح و در نزد همگان مسلم بوده است كه اهل بیت (ع ) و معتقدان بـه ایـشـان بـه مـنـاسبت هاى مختلف بدان استدلال و احتجاج كرده اند در روایات به موارد زیادى بـرمـى خـوریـم كـه امـیرالمؤمنین (ع ) در طول سالهاى پس از وفات پیامبر اكرم (ص ) در مجالس مـختلف , اصحاب رسول خدا(ص ) را سوگند مى دادند كه آیا شما به خاطر ندارید رسول خدا(ص ) در روز غدیر فرمود: من كنت مولاه و ایشان سوگند مى خوردند كه آن را به خاطر دارند (14)
بـنـابـر آنـچـه گذشت , حدیث غدیر واقعیتى است كه دست تبهكار انكار از ساحت قدس آن كوتاه اسـت و چـنـد و چون تعداد انگشت شمارى از جاهلان عالم نما نمى تواند بر دامن كبریایش گردى بـنـشـاند, چه رسد كه خورشید روشن حقیقتش را بپوشاند از همین روست كه نویسنده دانشمند كتاب امام على (ع )عبدالفتاح عبدالمقصود مصرى , در ضمن تقریظ كتاب الغدیر مى نویسد:.
حدیث غدیر بدون شك , حقیقتى است كه دستخوش باطل نمى شود, فروزان و درخشان است ,چون روشـنـایـى روز و آن یكى از حقایق خروشنده الهام است كه از سینه پیامبر(ص ) پراكنده گشته تا ارزش دست پرورده , برادر و برگزیده خویش در میان امتش را معلوم كند (15)

پی نوشتها:

1- كـنزالعمال , ج 13, ص 114, حدیث 36371 و 129, حدیث 36407 و ص 131, حدیث 36419, و فرائدالسحطین , ج 1, ص 85, باب 16,حدیث 65.
2-  ر ك : فصل دوم :.
3-  ینابیع الموده , ص 39: پیامبر اكرم فرمود: من در میان شما دو چیز گرانبها به ارث مى گذارم : كـتـاب خـدا و عترتم را, این دو از هم جدانمى شوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند و شما اگر به این دو تمسك كنید هرگز گمراه نمى شوید.
4- سوره شورى , آیه 23.
5-  سوره آل عمران , آیه 61.
6- سوره مائده , آیه 55.
7- تلخیص الشافى , مجلد اول , ص 168.
8-  الغدیر, ج 1, ص 14 تا 151.
9-  الغدیر, ج 1, پاورقى ص 14.
10- الصواعق المحرقة , ص 188, حدیث 4.
11- ـ مناقب ابن مغازلى ص 27, حدیث 39.
12-  اقبال الاعمال , ص 453.
13- الغدیر, ج 1, ص 152 تا 158.
14- به زودى آدرس احادیث وارده در این باب ذكر خواهد شد.
15- الغدیر, مقدمه ج 6, ص (و , ز).

http://alimola.mihanblog.com

منبع: كتاب غدیر از دیدگاه اهل سنت، اثر مركز پژوهشهاى اسلامى صدا و سیما.




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

غدیر خم از دیدگاه 14 معصومین(ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 23 خرداد 1388 | نظرات ( )

http://alimola.mihanblog.com


اساس مذهب تشیع بر دو حدیث پایه گذارى شده است : یكى حدیث ثقلین(1) كه پیامبر اكرم (ص ) در كمتر از نود روز در چهار مكان آن را به مردم گوشزد كرد و دیگرى حدیث غدیر. ممكن است گفته شود،حدیث دوم ،مكمل حدیث اول است . سفارش بیش از حد پیامبر (ص ) درباره قرآن و عترت و نیز اصرار آن حضرت بر امامت و جانشینى بلافصل امیر مومنان (ع ) نمایانگر این حقیقت است كه حضرتش نگران آشوبى بود كه امت اسلامى بعد از آن حضرت ،با آن رو به رو مى شود.
اهمیت دادن به غدیر،اهمیت دادن به رسالت پیامبر گرامى اسلام است . ما در این قسمت ،واقعه غدیر را از زبان عارفان واقعى غدیر؛ یعنى امامان معصوم سلام الله علیهم اجمعین مورد مطالعه قرار دهیم .

1- حضرت رسول اكرم (ص):
شیخ صدوق در كتاب امانى روایتى از امام باقر (ع ) و آن حضرت از پدرش و از جدش نقل مى كند كه : روزى رسول اكرم (ص ) رو به امیر مومنان (ع ) كرد كرد و فرمود: اى على ،خداوند آیه شریفه یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك را درباره ولایت تو، بر من نازل كرد، آنچه را كه به من امر شده از ولایت تو، اگر تبلیغ نكنم هر آینه عملم باطل است و كسى كه خدا را بدون ولایت نو ملاقات كند، بدرستى عملش باطل است . اى على ، من نمى گویم جز قول خدا را (2)

2- امیر مومنان على (ع):
سلیم بن قیس هلالى به بیعت امیر مومنان (ع ) با ابوبكر اشاره كرده مى گوید: ثم اقبل علیهم على فقال : یا معشر المسلمین و المهاجرین و الانصار انشدكم الله اسمعتن رسول الله یقول یوم غدیر خم كذا فلم یدع شیئا قاله عنه رسول الله الا ذكر هم ایاه قالو نعم(3)؛ اى مسلمانان و مهاجران و انصار،آیا نشنیدند كه رسول خدا (ص ) روز غدیر خم چنین و چنان فرمود. سپس تمام چیزهایى را كه پیامبر فرموده بود به مردم یادآورى كرد، همگى گفتند: بله
.
در این زمینه مى توان به احتیاجات امیرالمومنان على (ع ) اشاره كرد. از جمله استدلال آن حضرت براى ابوبكر كه فرمود: بر اساس حدیث پیامبر (ص ) در روز عید غدیر،آیا من مولاى تو و هر مسلمانى هستم یا تو؟ ابوبكر گفت : شما
(4)
و همچنین ابى الطفیل مى گوید: در روز شورا در خانه بودم و شنیدم كه على (ع ) گفت : آیا كسى غیر از من در میان شما هست كه پیامبر (ص ) به او گفته باشد: من كنت مولا فعلى مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه همگى گفتند: نه(5).

3- حضرت فاطمه زهرا(س):
ابن عقده در كتاب معروفش الولایه و شاگردش ابوبكر جعابى از محمد بن اسید روایت كرده كه از فاطمه زهرا سوال شد: آیا پیامبر (ص ) قبل از رحلتش درباره امامت امیر مومنان چیزى فرمود؟آن حضرت در جواب فرمود
:
و عجبنا انسیتم یوم غدیر خم(6)؛ عجبا آیا روز غدیر خم را فراموش كردید؟

از فاطمه بنت الرضا از فاطمه بنت الكاظم (حضرت معصومه (س)  از فاطمه بنت الصادق از فاطمه بنت الباقر از فاطمه بنت حسین از ام كلثوم دختر فاطمه بنت النبى اكرم (ص ) نقل شده كه پیامبر (ص ) در روز عید غدیر فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه (7)
4- امام حسن (ع):
از امام جعفر صادق (ع ) چنین روایت شده است : امام حسن (ع ) هنگامى كه مى خواست با معاویه موادعه كند رو به او كرده ، فرمود: امت مسلمان از پیامبر (ص ) شنیدند كه درباره پدرم فرمود: انه منى بمنزلة هارون من موسى . همچنین دیدند كه پیامبر (ص ) ایشان را در غدیر خم به عنوان امام نصب كرد.(8)

5- امام حسین (ع):
امام سلیم بن قیس در كتابش مى نویسد: امام حسین (ع ) قبل از مرگ معاویه ، خانه خدا را زیارت كرد. سپس بنى هاشم را جمع كرده ، فرمود: آیا مى دانید پیامبر اكرم (ص ) على (ع ) را در روز غدیر خم نصب كرد؟ همگى گفتند: بله (9)

6- امام زین العابدین (ع):
ابن اسحاق تاریخدان معروف مى گوید: به على بن حسین گفتم : من كنت مولاه فعلى مولاه یعنى چه ؟ حضرت فرمود: اخبرهم انه الامام بعده ؛به آنها خبر داد كه اوست امام بعد از خودش (10)

7- امام محمد باقر (ع):
ابان ابن تغلب مى گوید: از امام باقر (ع ) درباره گفته پیامبر من كنت مولاه فعلى مولاه پرسیدم ،آن حضرت در پاسخ فرمود: اى ابا سعید، پیامبر فرمود: امیر مومنان در میان مردم جایگزین من خواهد بود.(11)

 

http://alimola.mihanblog.com


8- امام جعفر صادق (ع):
زید شحام گوید: نزد امام صادق بودم ، مردى از معتزله ،از ایشان درباره سنت مى پرسید. حضرت در پاسخ فرمود: هر چیزى كه فرزند آدم به آن نیاز دارد (حكم آن ) در سنت خدا و پیامبر(ص ) وجود دارد و چنانچه سنت نبود،خداوند هرگز بر بندگان احتجاج نمى كرد. آن مرد پرسید: خداوند چگونه با چه چیزى بر ما احتجاج مى كند؟حضرت فرمود
:
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا و بدین وسیله ولایت را تمام گردانید و اگر سنت یا فریضه تمام نبود، خدا به آن احتجاج نمى كرد. (12)

9- امام موسى كاظم (ع):
عبدالرحمن بن حجاج از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام درباره نماز در مسجد غدیر خم پرسید. آن حضرت در پاسخ فرمود: صل فیه فان فیه فضلا و قد كان ابى یامر بذلك(12) در آن نماز بخوان ، بدرستى كه در آن ، فضل فراوان وجود دارد و پدرم به آن امر كرد.

10- امام رضا (ع):
محمد بن ابى نصیر بزنطى مى گوید: خدمت امام رضا (ع ) بودم ، در حالى كه مجلس پر از جمعیت بود و با یكدیگر درباره غدیر گفتگو مى كردند، برخى از مردم این واقعه را منكر شدند، امام فرمود: پدرم از پدرش روایت كرد كه روز غدیر در همان اهل آسمان مشهورتر است تا میان اهل زمین ، سپسفرمود: اى ابى نصیر این ما كنت فاحضر یوم الغدیر هر كجا هستى در این روز نزد امیرالمومنان على (ع ) باشبدرستى كه در این روز، خداوند گناه شصت سال از مردان و زنان مومن و مسلم را مى آمرزد و آزاد مى كند از آتش دوزخ دو برابر آنچه كه در ماه رمضان آزاد مى كند... سپس فرمود
:
و الله الناس فضل هذا الیوم بحقیقته لصافحتهم الملائكة كل یوم عشر مرات

اگر مردم ارزش این دو روز را مى دانستند، هر آینه فرشتگان با آنان در هر روز ده مرتبه مصافحه مى كردند.(13)
11- امام جواد (ع):
ابن ابى عمیر از ابى جعفر ثانى (ع (در ذیل آیه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود چنین روایت كرد: پیامبر گرامى اسلام در ده مكان به خلافت اشاره كرده است . سپس آیه شریفه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود چنین روایت كرده است . سپس آیه شریفه یا ایها الذین آمنوا اوفوا بالعقود نازل شد (14)
توضیح اینكه : این آیه شریفه در اول سوره مائده است و این سوره ، آخرین سوره اى است كه بر قلب نبى اكرم (ص ) نازل شده است . در این سوره آیه اكمال و آیه تبلیغ وجود دارد كه ناظر به واقعه غدیر است .

12- امام هادى (ع):
در كتاب ارشاد، كه زیارت امیر مومنان على (ع ) را از امام حسن عسكرى (ع ) و ایشان از پدرش نقل مى كند و مى گوید: امام جواد (ع ) در روز غدیر، حضرت على (ع ) را زیارت كرد و فرمود: اشهد انك المخصوص ‍ بمدحة الله المخلص لطاعة الله
...
شهادت مى دهم كه تو مخصوص مدح خدا و مخلص طاعت او مى باشى

سپس مى فرماید: خداوند حكم فرمود:
یا ایها الرسول ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالة و الله یعصمك من الناس

سپس فرمود: پیامبر، خطاب به مردم كرده و از آنها مى پرسد: آیا آنچه را كه بر عهده داشتم ، ابلاغ كردم ؟ همگى گفتند: بله ، سپس فرمود، خدایا گواه باش !
بعد از آن فرمود
:
الست اولى بلمومنین من انفسهم ؟ فقالوا بلى فاخذ بیدك و قال من كنت مولاه فهذا على مولاه ، اللهم و ال من والاه و عاد من عادا و انصر من نصره و اخذل من خذله

آیا من نسبت به مومنان از خود آنها اولى تر نیستم ؟ گفتند: بله . پس از آن دست على (ع ) را گرفت و فرمود: هر آن كس كه من مولاى اویم على مولاى اوست.(15)
13- امام حسن عسكرى (ع):
از حسن بن ظریف نقل شده است كه او به امام حسن عسكرى (ع ) نامه نوشت كه گفته پیامبر من كنت مولاه فعلى مولاه یعنى چه ؟ حضرت در پاسخ فرمود
:
اراد بذلك جعله علما یعرف به حزب الله عند الفرقه ؛ خداوند اراده فرمود كه این جمله ، نشان و پرچمى باشد تا در هنگام اختلافها، حزب خداوند با آن شناخته شود
.
اسحاق بن اسماعیل نیشابورى مى گوید: حضرت حسین بن على (ع)  به ابراهیم چنین نوشت : خداوند متعال با منت و رحمت خویش ، واجبات را بر شما مقرر كرد، این كار به واسطه نیاز او نبود، بلكه رحمت او بود كه متوجه شما شد. هیچ معبودى جز او وجود ندارد، او چنان كرد تا ناپاك را از پاك جدا كند و اندرون شما را بیازماید تا به سوى رحمت او پیشى بگیرید و منازل شما در بهشت (بر اساس نتیجه امتحان ) معین شود. از این رو حج و عمره و اقامه نماز و پرداخت زكات و روزه و ولایت را بر شما واگذار كرد و درى را فرا راهتان قرار داد تا درهاى دیگر واجبات را باز كنید،كلیدى را براى یافتن راه خود قرار داد. اگر محمد و جانشیانان او از فرزندش نبود، شما مانند حیوانات سرگردان مى ماندید و هیچ واجبى از واجبات را فرا نمى گرفتید. مگر مى توان از غیر در، وارد مكانى شد. وقتى كه خداوند به واسطه تعیین اولیا پس از پیامبر منت خود را بر شما تمام كرد، فرمود
:
الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا ؛ امروز دینتان را بر شما كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم ، راضى شدم كه اسلام دین شما باشد
.
سپس براى اولیاى خود بر گردن شما حقوقى را قرار داد و به شما دستور داد كه حقوق ایشان را ادا كنید تا به دنبال آن زنان و اموال و خوراك و آشامیدنیها بر شما حلال باشد و به واسطه آن بركت و رشد و ثروت را به شما بشناساند و اطاعت كنندگان شما را به واسطه غیبت بشناساند (16)

14- امام زمان (عج):
در دعاى ندبه كه ظاهرا منسوب به آن حضرت مى باشد چنین آمده است
:
فلما ایامه اقام ولیه على بن ابى طالب صلواتك علیهما و الهما هدیا اذ كان هو المنذر و لكل قوم هاد فقال و الملاء من كنت مولاه فعلى مولاه
...
هنگامى كه دوران عمر با بركت پیامبر(ص ) سپرى شد، وصى و جانشین خود على بن ابى طالب - كه رحمت تو بر تو و ایشان باد، براى هدایت امت ، برگماشت ، زیرا او منذر و هادى همه مردم بود (17)

 

پی نوشتها:

1- امانى شیخ صدوق ،مجلس 74،ص 400.
2- مجله ترائنا،شماره 4،سال پنجم به نقل از سلیم بن قیس ،ص 41
.
3- خصال شیخ صدوق ، ص 505، باب اربعین ، حدیث 30
.
 
4- مالى شیخ صدوق ، ج 1 ص 342
.
5- اثبات الهداة ، ج 2، ص 112، حدیث 473 ؛ مناقب ابن شهر آشوب ،ج 3 ص
25 - 26.
6- اثبات الهداة ج 2 ص 112 ؛ احقاق الحق ، ج 16 ص 282
.
7- امالى شیخ صدوق ، ج 2، ص
171.
8- سلیم بن قیس ، ص 168
.
9- معانى الاخبار،ص 65 بحارالانوار،ج 37،ص 223

10- معانى الاخبار،ص 66
11- تفسیر برهان ج 1 ص 446
12- اصول كافى ج 4، ص 566.
13- شیخ طوسى ، تهذیب الاحكام ، ج 6، حدیث 52، مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3، ص 41
.
14- تفسیر قمى ، ج 1 ص 160
.
15- بحارالانوار، ج 100 ص 223
.
16- علل الشرایع ، ج 1، ص 249، باب 182، حدیث 66
.
17- مفاتیح الجنان ، مرحوم شیخ عباى قمى ، دعاى ندبه .

http://alimola.mihanblog.com

منبع: كتاب پیام غدیر، اثر عذرا انصاری




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

استدلال زن دارمى به حدیث غدیر

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 1 خرداد 1388 | نظرات ( )

http://alimola.mihanblog.com/

وى زنـى اسـت سـیـاهـپوست از شیعیان على (ع ) از اهالى داروم كه در محله حجون مكه سكونت داشـت وبـه هـمین دلیل او را دارمیه حجونیه مى گفته اند گویا به دلیل شهرت و غلبه این لقب , نـامـش در تـاریخ ذكرنشده است معاویه در سفر حج او را احضار كرد و گفت : مى دانى براى چه احضارت كرده ام ؟
گفت : سبحان اللّه ! من غیب نمى دانم
گـفـت : خـواسـتـم از تـو بپرسم چرا على را دوست مى دارى و با من كینه مى ورزى ؟
ولایت او راپذیرفته اى و با من دشمنى مى كنى ؟
گفت : اگر ممكن است مرا از پاسخ بدین سؤال معاف كن
گفت : معاف نیستى
گـفـت : حـال كـه چـنـین است , مى گویم : على را دوست مى دارم , زیرا میان رعیت به عدالت رفـتـارمـى كرد و بیت المال را مساوى تقسیم مى كرد و بغض تو را دارم چون تو با كسى كه از تو به خلافت سزاوارتر بود, جنگیدى و چیزى را كه حق تو نبود, مطالبه مى كردى ولایت على را پذیرفتم , چون رسول خدا(ص ) ولایت را به او سپرد, و چون مساكین را دوست مى داشت و متدینان را حرمت مـى نـهاد و با تودشمنى مى كنم , چون خون ریختى و تفرقه انگیختى , در قضاوت ظلم كردى و به هواى نفس حكم راندى (1)

پی نوشتها:

1- ربیع الابرار, ج3 , ص 269, باب 41.

منبع: كتاب غدیر از دیدگاه اهل سنت

 http://alimola.mihanblog.com/




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

تلاش هایى ناكارآمد براى بى اعتبار كردن حدیث غدیر

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 16 خرداد 1388 | نظرات ( )

http://alimola.mihanblog.com


در این بخش، به گوشه اى از تلاش هاى عالمان اهل تسنّن در توجیه واقعه تاریخى غدیر مى پردازیم.
بزرگان اهل سنّت راه هایى را براى توجیه این واقعه به كار برده اند تا مفاد این حدیث شریف با اتفاقات پس از رحلت رسول خدا صلى اللّه علیه وآله منافات نداشته باشد; ولى آن ها با انكار یكى از قطعى ترین سنّت هاى رسول خدا صلى اللّه علیه وآله خود را از مصادیق این آیه شریفه قرار داده اند و به دوران جاهلى باز گشته اند. آن سان كه خداوند متعال در قرآن كریم مى فرماید:
(وَمَا مُحمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّه شَیْئاً)1
محمّد صلى اللّه علیه وآله فقط فرستاده خداست و پیش از او فرستادگان دیگرى نیز بودند آیا اگر او بمیرد و یا كشته شود، شما به عقب باز مى گردید (و اسلام را رها كرده به دوران جاهلیت برمى گردید)؟ و هر كس به جاهلیت باز گردد هرگز به خدا ضرر نمى زند.
اینك به بخشى از تلاش هاى ناكارآمد آنان در برابر حدیث غدیر اشاره مى نماییم
.
مناقشه در صحّت حدیث غدیر
راه دیگرى كه اهل سنّت براى بى اعتبار كردن «حدیث غدیر» پیموده اند، اشكال كردن در صحّت حدیث غدیر است. برخى از آنان از جمله فخر رازى گفته اند: ما صحّت حدیث غدیر را نمى پذیریم.
در پاسخ به این مناقشه، در گذشته یادآور شدیم كه عدّه بسیارى از بزرگان اهل تسنّن به تواتر «حدیث غدیر» تصریح نموده و این حدیث شریف را در كتاب هایى كه فقط به نقل احادیث متواتر پرداخته و به همین علّت تألیف شده است، ذكر كرده اند.

ادّعاى عدم تواتر «حدیث غدیر»
از راه كارهاى ناكارآمد دیگرى كه براى بى اعتبار كردن حدیث غدیر صورت گرفته، ادّعا شده است كه حدیث غدیر متواتر نیست.
ابن حزم اندلسى و بعضى از پیروانش قائل به عدم تواتر «حدیث غدیر» هستند و از معاصران نیز شیخ سلیم بشرى مالكى مصرى، در نامه اى كه به سیّد شرف الدّین رحمه اللّه مى نویسد، چنین مى نگارد:
شما شیعیان قائلید كه امامت، اصلى از اصول دین است و شكّى نیست كه اصول دین جز با خبرهاى متواتر و یا دلیل هاى قطعى ثابت نمى شود و ما در تواتر «حدیث غدیر» با شما موافق نیستیم. در نتیجه امامت على با حدیث غدیر ثابت نمى شود.
به عبارت دیگر، اینان صحّت حدیث غدیر را پذیرفته اند; ولى در تواتر آن اشكال كرده اند. پس اگر تواتر حدیث غدیر تمام نشود، استدلال به امامت على علیه السلام نیز تمام نخواهد شد; زیرا حدیثِ ظنى، گرچه صحیح و معتبر باشد ولى نمى تواند اصلى از اصول دین را ثابت كند زیرا اصول دین ناگزیر باید با قطع و یقین ثابت شود و حدیث ظنّى، مفید قطع نبوده و نخواهد توانست امر قطعى را ثابت كند.

 

http://alimola.mihanblog.com


در پاسخ این اشكال مى گوییم: در صورتى این ایراد وارد است كه تواتر «حدیث غدیر» ثابت نشود; ولى ما اهل سنّت را ملزم مى كنیم كه پیشوایان بزرگ آن ها افرادى چون: ذهبى، ابن كثیر، ابن جَزَرى، سیوطى، كتّانى، زبیدى، متّقى هندى و شیخ على قارى بر تواتر «حدیث غدیر» تصریح كرده اند.
از طرفى در شرح حال ابن حزم اندلسى نوشته اند كه وى از نواصب بوده و با اهل بیت علیهم السلام دشمنى داشته است. در احوالات او مى نویسند: شمشیر حَجّاج بن یوسف ثقفى (در دشمنى با على علیه السلام) با زبان ابن حزم دو برادرند كه از یك مادر زاده شده اند. شقى تر از ابن حزم كسانى هستند كه از او پیروى كرده و سخنان باطل این شخص ناصبى را مستند آراى خود قرار داده اند.
البتّه كمبود فرصت از قلم فرسایى بیشتر در این باره جلوگیرى مى كند; وگرنه به برخى از سخنان باطل این مرد اشاره مى كردیم كه بنا بر این گفته هایش مى توان به كفر او حكم كرد.
بنا بر این با اعتراف بزرگان و پیشوایان اهل تسنّن به تواتر «حدیث غدیر»، این اشكال نیز از كار افتاد.

آیا كلمه «مَوْلى» در كلام عرب به معناى «اَوْلی» آمده است؟
اساسى ترین اشكال اهل سنّت بر دلالت «حدیث غدیر» این است كه دلالت این حدیث بر مدّعاى شیعه وقتى تمام است كه كلمه «مَوْلى» ـ كه در حدیث شریف آمده است ـ در استعمالات فصیح عرب به معناى «اَوْلى» آمده باشد.
پیرامون این اشكال شیخ عبدالعزیز دهلوى، صاحب كتاب تحفه اثنا عشریّه مى نویسد: به اتّفاق اهل لغت، واژه «مَوْلى» به معناى «اَوْلى» استعمال نشده است. وى با این ادّعا، «حدیث غدیر» را از دلالتش بر مدّعاى شیعه ساقط كرده و ادّعا مى كند كه هیچ یك از اهل لغت واژه «مولى» را به معناى «اولى» به كار نبرده اند.
ما با سه روش به عبدالعزیز دهلوى و همفكرانش پاسخ مى دهیم:
1- حدیث شریف غدیر تنها با واژه «مَوْلى» نقل نشده است; بلكه با واژگانى هم چون: «ولىّ»، «امیر» و مانند این دو نیز آمده است كه پیش تر به آن ها اشاره شد.
2- پیش تر تذكّر دادیم كه
الحدیثُ یُفَسِّرُ بَعْضُهُ بعضاً
برخى از حدیث ها، برخى دیگر را تفسیر و بیان مى نمایند. بنا بر این بر فرض این كه واژه «مَوْلى» در «حدیث غدیر» مبهم باشد، با استفاده از نقل هاى دیگر ابهامى كه آنان مدّعى هستند برطرف شده و در نتیجه، اشكال وارد بر حدیث شریف منتفى خواهد شد.
3- آن چه كه اساس و بنیان اشكال اهل سنّت را فرو مى ریزد این است كه در قرآن كریم2 و احادیث صحیحى كه در كتاب هاى اهل تسنّن; از جمله صحیح بُخارى و صحیح مسلم موجود است واژه «مَوْلى»، به معناى «اَوْلى» به كار رفته است.
گفتنى است كه ورود در این بحث به طور تفصیلى و در پرتو استدلال به قرآن، روایات، اشعار فصیح عرب و كاربردهاى ادبى زبان عرب به مجال وسیع ترى نیاز دارد كه ما در این مجال فقط به ذكر اسامى عدّه اى از بزرگان تفسیر، لغت و ادب اهل تسنّن بسنده مى كنیم كه اینان تصریح كرده اند كه واژه «مَوْلى»، در لغت عرب، به معناى «اَوْلى» آمده است
:
1- ابوزید انصارى، لغوى معروف
2- ابوعبیده بصرى (معمّر بن مثنّى(
3- ابوالحسن اخفش
4- ابوالعبّاس ثعلب
5- ابوالعبّاس مُبرِّد
6- ابواسحاق زجّاج
7- ابوبكر بن انبارى
8- ابونصر جوهرى، نویسنده كتاب معروف صِحاح اللّغة
9- جار اللّه زمخشرى، نویسنده تفسیر معروف كشّاف
10- حسین بَغَوى، نویسنده كتاب تفسیر مصابیح السنّة
11- ابوالفرج ابن جوزى حنبلى
12- ناصرالدّین بیضاوى، نگارنده كتاب معروف تفسیر بیضاوى
13- نَسَفى، نویسنده كتاب معروف تفسیر نَسَفى
14- ابوالسّعود عمادى، نویسنده تفسیر معروف ابوالسُّعود
15- شهاب الدّین خفاجى، صاحب حاشیه مفصّل بر تفسیر بیضاوى
هم چنین برخى از بزرگان لغت و ادب در توضیحاتى كه بر تفسیر بیضاوى نوشته اند بر این مطلب تصریح نموده اند. به نظر مى رسد كه تصریح همین مقدار از دانشمندان بزرگ اهل تسنّن در پاسخ به این اشكال كافى است.
كوتاه سخن این كه: واژه «مولى» در قرآن كریم به كار رفته و به «أولى» تفسیر شده است، آن جا كه خداوند متعال مى فرماید:

)هِیَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصیرُ)3
جایگاه شما آتش است و همان شایسته شماست و چه بد جایگاهى است.
مفسّران در تفسیر این آیه گفته اند:
هى أولى بكم وبئس المصیر
آتش شایسته شماست و چه بد جایگاهى است.
البته در این زمینه احادیث بسیارى رسیده است و این مطلب در اشعار عربى فصیح نیز آمده و در واژگان لغویان نیز بیان شده است.4

«حدیث غدیر» بر امامت بلا فصل، دلالت نمى كند!
آن گاه كه اهل سنّت نتوانستند با روش هاى علمى «حدیث غدیر» را بى اعتبار سازند، دلالت آن را زیر سؤال بردند و گفتند: ما دلالت «حدیث غدیر» را بر امامت على علیه السلام و این كه او به سان پیامبر صلى اللّه علیه وآله به مؤمنان از خودشان شایسته تر است، مى پذیریم; ولى این حدیث به خلافت بلافصل او دلالت ندارد; بلكه بر خلافت آن حضرت پس از عثمان بن عفّان ـ همان طورى كه در خارج واقع گردیده است ـ دلالت مى كند و منظور پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله از این حدیث، خلافت و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از عثمان و در مرتبه چهارم است!

باید دانست كه اهل سنّت ابوبكر و عمر را بر عثمان، برترى و تفضیل مى دهند; ولى در این كه آیا على علیه السلام افضل است یا عثمان، اختلاف دارند! و برخى از آنان، على علیه السلام را بر عثمان برترى مى دهند.
البتّه ما با استناد به كتاب هاى اهل تسنّن، مى توانیم اثبات كنیم كه طبق احادیثى كه در فضایل خلفاى سه گانه آمده عثمان برتر از شیخین است. در این صورت اگر عثمان بر شیخین برترى داده شود و على علیه السلام هم از عثمان افضل باشد ـ آن سان كه عدّه زیادى از بزرگان اهل تسنّن بر این عقیده اند ـ به طور قطع و یقین، امیرالمؤمنین علیه السلام از همه امّت افضل خواهد بود و این خود یكى از ادلّه امامت و خلافت بلافصل آن بزرگوار خواهد بود.
در هر صورت، اهل تسنّن با این اشكال، دلالت «حدیث غدیر» را بر خلافت بلا فصل نفى كرده و مى گویند «حدیث غدیر» فقط خلافت على علیه السلام را بعد از عثمان بن عفّان ثابت مى كند.

ما این اشكال را از سه جهت پاسخ مى دهیم و مى گوییم:
نخست. ادّعاى آنان كه «حدیث غدیر» بر خلافت على علیه السلام بعد از عثمان دلالت مى كند، به دلیل هاى قطعى و مقبول در نزد شیعه و سنى نیاز دارد كه امامت ابوبكر، عمر و عثمان را پس از رسول خدا صلى اللّه علیه وآله ثابت كند و تا چنین امرى ثابت نشود، این اشكال وارد نخواهد بود. بدیهى است كه اگر طبق اعتقاد آنان یك حدیث قطعى و یقینى و مورد اتفاق طرفین بود، نزاعى بین شیعه و سنّى نمى ماند. با این كه چنین حدیثى بر اثبات خلافت سه خلیفه پیشین وجود ندارد. بنا بر این اصل این اشكال، به تعبیر علمى «مصادره به مطلوب»
5 و بطلان چنین استدلالى روشن است.

دوم. بنا بر مضمون «حدیث غدیر»، على علیه السلام از این سه نفر نیز نسبت به خودشان اَوْلى و شایسته تر است; زیرا با توجه به آن چه بیان شد، همان اولویّتى كه رسول خدا صلى اللّه علیه وآله بر امّت داشت، بدون كم و كاست و بر طبق مفاد «حدیث غدیر»، براى امیرالمؤمنین علیه السلام ثابت است.
سوم. طبق روایات صحیحى كه وارد شده است ابوبكر، عمر و عثمان در روز عید غدیر و به هنگام بیعت با امیرالمؤمنین علیه السلام، امامت و خلافت آن حضرت را تبریك و تهنیت گفتند. عمر بن خطّاب در آن روز به امیر مؤمنان علیه السلام این گونه خطاب كرد:
بخٍّ بخٍّ لك یا علیُّ! أصبحت مولای ومولى كلّ مؤمن ومؤمنة
مبارك بر تو اى على! مولاى من و هر مرد و زن مؤمن گردیدى.
این تبریك و تهنیت عمر یكى از مشهورترین عبارات و ورد زبان همگان است; هم چنان كه عمر بن خطّاب در هفتاد مورد اعتراف كرد و گفت:

لولا علیٌّ لهلك عمر
اگر على نبود، عمر هلاك شده بود.
از این اعتراف عمر نیز هر عالم و جاهل و هر بزرگ و كوچكى حتى كودكان باخبرند.
حال آنان این روایات را چگونه توجیه مى كنند؟ و با وجود چنین شواهدى چگونه «حدیث غدیر» را نشان گر بر امامت على علیه السلام بعد از عثمان مى دانند؟
به راستى آیا بیعت سه خلیفه نخست در روز غدیر با امیر مؤمنان على علیه السلام به خلافت بعد از عثمان مقیّد بوده است؟!
در هر صورت این اشكال نیز فایده اى ندارد و آنان متوجّه این موضوع هستند.

پی نوشتها:

1- سوره آل عمران: آیه 144.
2- ر.ك صفحه 56 همین كتاب.
3- سوره حدید: آیه 15.
4- براى آگاهى بیشتر از موارد استعمال واژه «مَوْلى» به معناى «اَوْلى»، مى توانید به كتاب: نفحات الأزهار فى خلاصة عبقات الانوار ـ بخش «حدیث غدیر» ـ مراجعه نمایید.

5- مصادره به مطلوب به معناى مدّعى را عین دلیل قرار دادن است.

http://alimola.mihanblog.com

منبع: كتابخانه سایت تبیان




ارسال شده در: نگاهی به حدیث غدیر ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه