تبلیغات
امیرالمومنین - مطالب علی شناسی

فتنه خوارج و تدبیر علی (ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در یکشنبه 28 بهمن 1397 | نظرات ( )

حكمیت بود، تا مجددا به جنگ با معاویه اقدام كند؛ طایفه اى عباد و نساك از خواص اصحاب امیرالمؤ منین على علیه السلام به تعداد چهار هزار نفر با هم متفق و متحد شده از كوفه بیرون رفتند و حزب تشكیل دادند.
آنان با شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى به مخالفت با امیرالمؤ منین على علیه السلام برخاستند.
اى طایفه با تبلیغات فراوان توانستند كه هشت هزار نفر دیگر را همفكر خود كنند و لشكر دوازده هزار نفرى فراهم آورند، در موضع حروراء (1) اردو زدند و فردى به نام عبدالله بن كواء را امیر خود قرار ساختند.
امیرالمؤ منین على علیه السلام عبدالله بن عباس را به سوى آنان فرستاد تا بپرسد چه مى گویند و چه مى خواهند! براى كدام مقصود اجتماع كردند!
عبدالله بن عباس نزد آنان رفت ، چون او را دیدند با آواز بلند گفتند: واى بر تو اى ابن عباس ! آیا تو هم مثل امیرت على بن ابى طالب علیه السلام كافر شدى ؟
عبدالله گفت : یكى از شما كه عالم تر است نزد من آید تا با هم سخن بگوییم . عتاب بن اعور ثعلمى به سوى عبدالله آمد و دو مقابلش ایستاد، و هر چه مى گفت از قرآن مى گفت و گویا همه قرآن را حفظ كرده ، و بر معانى آن واقف بود، سخنهاى بسیارى گفت بن عباس همچنان ساكت و خاموش ‍ ماند.
عبدالله بن عباس سر برداشت و گفت :
آنچه خواستى گفتى ، اگر چه بر معانى قرآن واقفى ! ولى به اشتباه افتادى و از راه راست منحرف شدى ، حال گوش كن تا ضرب المثلى بزنم . اى عتاب ! بگو بدانم سراى اسلام از آن كیست و هر چه كسى آن را بنا كرده است .
عتاب گفت : دار اسلام از آن خداست كه به دست انبیا و پیروان انبیا بنا شده است ، جماعتى به انبیا مؤ من و طایفه اى كافر شدند تا خداى بزرگ ، خاتم الانبیاء محمد مصطفى صلى الله علیه و آله را براى آبادى آن سرا فرستاد.
عبدالله گفت : آیا محمد مصطفى صلى الله علیه و آله پایه هاى این امارت را محكم كرد و حدود آن را معین فرمود یا خیر؟
عتاب : بلى حدود آن را معین و عمارت آن را محكم كرد، به طورى كه تا قیامت بر جاى بماند.
عبدالله آیا رسول خدا صلى الله علیه و آله رحلت كرد یا در میان ماست .؟
عتاب رحلت كرد.
عبدالله : راست گفتى ، بدان كه محمد مصطفى صلى الله علیه و آله سراى اسلام را محكم كرده ، و امیرالمؤ منین على علیه السلام را وصى خویش قرار داده تا این سراى آباد، خراب و ویران نشود.
شما از حق بر نگردید و با او مخالفت نكنید و خود را به هلاكت نیندازید.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com


عبدالله بن عباس نصیحت هاى بسیارى كرد و پندهاى فراوان گفت ، اما او قانع نشد و گفت شما چرا حكمیت عمروعاص را پذیرفتید و چرا اكنون به جنگ بر نمى خیزید؟
عبدالله گفت : ما پیمان بستیم تا یك سال با هم جنگ نكنیم و اینك منتظریم تا مدت پیمان منقضى شود و على بن ابى طالب علیه السلام كسى نیست كه از حقى كه خداوند برایش قرار داده است ، عقب نشیند.
خوارج فریاد برآوردند و گفتند: هیهات اى ابن عباس ! ما امروز ولایت و بیعت على بن ابى طالب علیه السلام را نمى پذیریم ، برو و به على بن ابى طالب علیه السلام بگو تا نزد ما آید، احتجاج كنیم و كلام او را بشنویم تا چند مى گوید، شاید از جنگ منصرف شویم .
عبدالله بن عباس به خدمت امیرالمؤ منین على علیه السلام آمد و آنچه واقع شد به عرض رسانید.
امیرالمؤ منین على علیه السلام به همراهى یكصد نفر از نخبگان خویش به حروراء به دیدار آنان رفت از آن طرف عبدالله بن كواء با یكصد نفر از خواص در برابر آن حضرت آمد.
على علیه السلام فرمود: اى ابن كواء سخن بسیار است ، اما بگو تا بدانم یارانت چه مى گویند و از من چه مى خواهند؟
عبدالله بن كوا گفت : اگر نزدیك تر بیایم از شمشیر تو در امان هستم ؟
على علیه السلام فرمود: در امانى .
عبدالله بن كوا با ده نفر از خویشان و اصحاب خود امیرالمؤ منین على علیه السلام آمدند على علیه السلام سخن آغاز كرد و جنگ با معاویه را یادآور شد و آنچه از ماجراى جنگ با معاویه و بالا بردن قرآن بر نیزه ها و كیفیت انتخاب حكمین بود بیان كرد. سپس گفت :
واى بر تو اى ابن كوا! روزى كه اهل شام قرآن بالاى نیزه كردند آیا نگفتم این خدعه و نیرنگ معاویه و عمروعاص است .
آیا نگفتم آنان در جنگ شكست خورده و درمانده شدند، بگذارید تا جنگ را تمام كنیم ، شما گفتند چون ما را به كتاب خدا دعوت كردند، باید آنان را اجابت كرد و مرا تهدید كردید، یا تو را مى كشیم یا تحویل معاویه مى دهیم .
بعد از این كه دست از پیكار كشیدیم و پیشنهاد اهل شام را قبول كردیم خواستم پسر عم خود عبدالله بن عباس را كه مردى زیرك و عالم و با وفا! بود حكم و نماینده خویش قرار دهم ؛ اما جماعتى را شما قبول نكردند و هیچ كس غیر از ابوموسى را نپذیرفتند و من با اكراه به حكمیت ابوموسى راضى شدم .
سپس در جلو چشمان شما از حكمین تعهد گرفتم از ابتدا تا انتها به كتاب خدا و سنت قطعى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله عمل كنند و حال این كه دو نفر حكمین بر خلاف تعهد دیدید چه كردند آیا این چنین نبوده است ؟ (2)
عبدالله بن كوا گفت : بلى چنین است . پس چون مى دانى حكمین بر خلاف مصلحت مسلمین و مخالف كتاب الله و مكر و خدعه عمل كردند چرا با معاویه نمى جنگى ؟
امیرالمومنین على علیه السلام گفت :
منتظر پایان یافتن مدت پیمان حكمیت و در اندیشه جمع آورى اعوان و انصار هستم . چون فراهم شود از حق امامت و ولایت خویش دفاع مى كنم . عبدالله بن كوا و ده نفر از همراهان با شنیدن سخنان امیرالمؤ منین على علیه السلام از كرده خود پشیمان شده ، اسب را پیش راندند و به حضرت ملحق شدند و به همراه على علیه السلام به كوفه مراجعت كردند.
با مراجعت عبدالله بن كوا كه امیر و فرمانده خوارج بود. جمع آنان متفرق شده و شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى سر دادند.

پی نوشتها:

1-حرورا در پشت كوفه است ، و گفته شده در دو مایلى كوفه است .
2-
مناظره على علیه السلام عبدالله بن كواء در كتاب اخبار طوال ، ص 208 و عقد الفرید 4/327 كامل مبرد 3/1099 مشروحا ذكر شد.

منبع: كتاب جنگ هاى امام على علیه السلام در پنج سال حكومت




ارسال شده در: علی شناسی ،

نگاهى تطبیقى به عدالت اجتماعى در اندیشه حضرت على (ع) (قسمت دوم)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در سه شنبه 11 دی 1397 | نظرات ( )

متن زیر مقاله ای نوشته شده توسط دكتر عماد افروغ و برگرفته شده از كتاب امام على (ع) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى، كه به دلیل طولانی بودن متن در سه قسمت تقدیم شما ولایت مداران گرامی می گردد، این پست در واقع دومین قسمت از سریال سه قسمتی عدالت علوی است.

درك مساوات طلبانه از عدالت بر پایه خلقت برابر انسانها: این درك به دلیل باور به خلقت برابر انسانها، ریشه بى عدالتى را در اجتماع جستجو مى كند و نه در افراد. این دیدگاه از سیسرون شروع مى شود و در آراء روسو و تا حدى ماركس از هر كس به اندازه توانایى و به هر كس به اندازه نیاز تداوم مى یابد. بر پایه این دیدگاه ، عدالت مساوى با برابرى و مساوات ، آن هم در ابعاد اقتصادى صرف تعریف شده است . جامعه اى عادلانه است كه به لحاظ تنعم از منابع كمیاب اقتصادى ، همه با هم برابر باشند. تلقى عدالت به معناى مساوات جویانه در اندیشه ماركس و انگلس و در روسو مى توان مشاهده كرد. ماركس و انگلس نیز در هم در مفروضات انسان شناسى و هم در مفروضات برابرى جویانه خود تحت تاثیر روسو، هستند. روسو سرشت انسان را كاملا خوب مى داند و تقسیم كار را عامل نابرابرى مى داند. به زعم ماركس و انگلس نیز مالكیت خصوصى و تقسیم كار منشاء نابرابرى است . این دو متفكر ضمن آنكه یك دید متلق و جمع گرایانه نسبت به مسئله نابرابرى یا عدالت دارند، به هیچ وجه سعى نمى كنند در جهت توجیه نابرابرى ها عمل كنند، بلكه نابرابرها را اهرمى مى دانند براى سلطه فرا دستان بر فرو دستان .

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


درك حق گرایانه از عدالت: این درك به رغم متداول بودن آن در مباحث جارى عدالت (اعطاء حق به ذى حق ) فى نفسه فاقد بار محتوایى است ، چون تمام دیدگاههاى عدالت بر پایه این مفهوم به توجیه دیدگاه خود مى پردازد اما سؤ الاتى از قبیل چیستى حق ، كیستى ذى حق ، طبیعى یا قراردادى بودن آن ، فردى یا اجتماعى بودن آن ، مبانى انسان شناسى و جامعه شناختى آن ، تاءییدى است مضاعف بر بى محتوایى فى نفسه آن ، باید حق را در بستر فلسفه سیاسى متفكر موردنظر تعریف كرد. آیا قائل به قراردادى بودن حق هستیم یا به فطرى بودن و طبیعى بودن آن باور داریم ؟ به این پرسش نیز باید پاسخ داد كه ذى حق كیست ؟ چه كسى تشخیص دهنده ذى حق است ؟ بعلاوه به راحتى نیز نمى توان ادعاى شناخت حق را داشت . به نظر نگارنده ، شناخت ذى حق هم مبانى نظرى خاص خود را مى طلبد و این مبانى نظرى و تئوریك ، صرفا جهان شناسانه و انسان شناسانه نیستند، مى توانند جامعه شناسانه نیز باشند.
درك شایسته گرایانه از عدالت: در این تعریف عدالت بر حسب انصاف ، استحقاق یا شایستگى تعریف شده است ، یعنى به سمتى حركت كنیم كه هر كس برخوردار از چیزى باشد كه مستحق آن است ، یعنى بر اساس شایستگى ها و لیاقت ها حق را به حق دار بدهیم . لیاقتها و شایستگى هایى كه الزاما به نابرابرى در خلقت انسانها برنمى گردد و مى تواند ریشه هاى غیر طبیعى و اجتماعى داشته باشد. اما به رغم این نكته ، مفهوم شایستگى یا استحقاق نیز همانند حق مبهم بوده و درگیر سؤ الات مختلف مى باشد: شایستگى چیست ؟ تشخیص دهنده آن چیست ؟ متعلقات آن كدام است ؟ یا به عبارتى شایسته چه چیزى است ؟ نسبت آن با حق چیست ؟ به هر حال همین پرسشهاست كه به تدریج مفهوم عدالت را از حالت طبیعى و ذاتى خارج كرده و اجتماعى و تاسیسى مى كند. به علاوه این نگرش مى تواند در شرایطى در خدمت دیدگاه اول (دیدگاه طبیعت گرایانه و محافظه كارانه ) به منظور توجیه اشرافیت گرایى و حكومت شایسته هاى ارسطو قرار گیرد.


ادامه مطلب

ارسال شده در: علی شناسی ،

نگاهى تطبیقى به عدالت اجتماعى در اندیشه حضرت على (ع) ( قسمت اول )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در دوشنبه 10 دی 1397 | نظرات ( )

متن زیر مقاله ای نوشته شده توسط دكتر عماد افروغ و برگرفته شده از كتاب امام على (ع ) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى، كه به دلیل طولانی بودن متن در سه قسمت تقدیم شما ولات مداران می گردد.
هر چند فهم عمق اندیشه و كلام حضرت على (ع ) كه به حق كلامى فروتر از كلام خدا، اما برخوردار از صبغه اى الهى و فراتر از كلام بشر است . دور از دسترس و بضاعت محدود علمى نگارنده است ، اما تلاش در جهت نزدیك شدن به فضاى فكرى و اندیشه انسانى كه در بطن و متن اندیشه ورزى و خردورزى او خدا حضور دارد، رسالتى است بر دوش هر انسان متعهد، درد آشنا و آگاه به ضرورتهاى زمانى و مكانى . بدون تردید، بشر در عصر حاضر بیش از هر زمان دیگر با توجه به ناكامى هاى خردورزیهاى خود - بنیاد خود از رنسانس ‍ را تا پست مدرنیسم ، نیازمند و در آرزوى سیراب شدن از مخزن خردورزیهاى متكى و ملتزم به خدا و وحى الهى است . و به حق كه نمونه و مصداق بارز حضور خدا در اندیشه ورزى و حتى نظریه پردازى هاى اجتماعى و تبیینهاى تاریخى كسى جز على (ع (، دست پرورده و وارث حقیقى پیامبر گرامى (ص) نیست . اما متاءسفانه قدر و منزلت ایشان ، آنچنان كه باید و شاید در جامعه اسلامى و شیعى ما شناخته شده نیست و یا حداقل ، چندان شاهد تجلى اندیشه ها و دغدغه هاى ایشان در قالب سیاستگزاریها و برنامه ریزى هاى راهبردى نیستیم .
اما به راستى راز رمز این همه عظمت در كلام حضرت امیر (چیست ؟ چرا همگان از این همه عمق و عظمت محتوایى به شگفت آمده اند؟ چرا كلام بشرى قابل قیاس با كلام ایشان نیست ؟ پاسخهاى متفاوتى مى توان به این سؤ ال اساسى داد، اما نگارنده معتقد است كه راز این كلام شگفت انگیز در حضور تمام عیار خدا در ساحت معرفت و اندیشه ورزیهاى ایشان نهفته است . حضورى كه از زمان رنسانس و به طور خاص روشنگرى در چالش با سلطه فكرى در خرافى كلیسایى به این طرف ، از ساحت معرفت و اندیشه ورزى نظریه پردازى در علوم انسانى رخت بر بسته است و با نهایت تاسف دامنگیر خردورزیها نظریه پردازیهاى كشورهاى اسلامى نیز با عارضه اى مضاعف گردیده است .


وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

تمام مصیبت هاى وارده بر بشر در سطوح فرهنگى ، اقتصادى ، اجتماعى ، محیطى و روانى نیز ریشه در همین خدامردگى در قلمرو خردورزى دارد.
به هر حال ، براى دست یابى به اندیشه یك متفكر در مورد مفهومى خاص راههاى بسیارى وجود دارد. راه ساده و معمول این است كه بدون هیچ درك پیشینى و اولیه از یك مفهوم به ردیابى مفهوم موردنظر در آثار یك متفكر بپردازیم و در نهایت سعى كنیم معناى این مفهوم را از لابلاى عبارات مختلف كشف كنیم . اما این شیوه ، بویژه در خصوص مفاهیم مرتبط با فلسفه سیاسى - اجتماعى چنان عالمانه نیست و معمولا به دركى سطحى و پیش پا افتاده مى انجامد. اما راه و شیوه دیگر كه عالمانه تر و معقول تر مى نماید، این است كه قبل از ردیابى مفهوم مورد نظر در اندیشه یك متفكر، به واكاوى معناى متفاوت این مفهوم ، سیر تحول مفهومى ، سؤ ال ، چالشها، رویكردها و نظریه هاى مختلفى بپردازیم در مورد این مفهوم تاكنون شكل گرفته است . سپس با رویكردى تطبیقى به بررسى معناى این مفهوم در اندیشه متفكر مورد نظر بپردازیم . تنها در این صورت است كه مى توانیم با توجه به عمق اندیشه یك متفكر، آن هم اندیشمند ناتمامى همچون حضرت على (ع ) بهره و استفاده به روز از این مخزن ناپایان معرفت داشته باشیم .
در این مقاله برآنیم تا با روش و شیوه فوق به عمق اندیشه حضرت على (ع ) در مورد عدالت اجتماعى دست یابیم . مایه بسى مباهات است كه در شرایطى بحث حضرت على (ع ) درباره عدالت را مطرح مى كنم كه جهان برخلاف تصور بسیارى از شبه روشنفكران غرب زده داخلى بار دیگر گرایش به عدالت پیدا كرده است و بارقه این گرایش را مى توان در واكنشهاى مختلف در برابر جهانى سازى اقتصادى كه براستى هژمونى و استیلاى جدید سرمایه دارى را رقم مى زند، جستجو كرد.
مفهوم عدالت ، همانند مفاهیم دیگرى از قبیل آزادى ، صلح ، سعادت و غیره ، مفهومى هنجارى و پارادكسیكال بوده و در ذیل فلسفه سیاسى - اجتماعى مورد بحث قرار مى گیرد. خواه ناخواه این بعد هنجارى بر ارایه تعریفى جامع ، دقیق و شفاف از عدالت اثر مى گذارد. اما آیا این پارادكسیكال بوده اند به معناى این آن است كه نمى توان به یك قدر متیقن در تعریف آنها دست یافت ؟ به طور قطع ، مفروضات و پیش فرضهاى هستى شناسى ، از جمله انسان شناسى بر درك ما از عدالت اثر مى گذارد، اما این نكته بدان معنا نیست كه همسو با پست مدرنیستها، مفاهیمى همچون عدالت و آزادى را دال بدون مدلول بدانیم و بر این باور باشیم كه این مفاهیم ، هیچ مدلول ثابتى ندارند و معناى آنها را باید به زمینه ها و بازى هاى زبانى ارجا دهیم و یا در چارچوب گفتمان هاى مختلف معنا كنیم و یا معناى آنها را به عقل مفاهمه اى بشر ارجا دهیم .


ادامه مطلب

ارسال شده در: علی شناسی ،

جهاد اقتصادی از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در یکشنبه 2 دی 1397 | نظرات ( )

دیدگاه اسلام به زندگی انسان همواره کامل‌ترین و دقیق‌ترین شناخت نسبت به او بوده است. به همین جهت همواره تأکید اسلام بر زندگی دنیا برای آخرت بوده و زندگی دنیوی را مقدمه ای برای کمال و رسیدن به زندگی جاودانه می داند و به همین جهت قوانین و مقرراتی را جهت رسیدن به کمال در عرصه های مختلفی همچون روابط اجتماعی، روابط اقتصادی، روابط سیاسی و دیگر عرصه ها تبیین نموده و آیات، روایات و احادیث بسیاری بر توجه به جنبه های مختلف زندگی انسان تأکید و نقل شده است.

دشمنان اسلام نیز از صدر اسلام تا به امروز با حیله گری و مکر فراوان به دنبال ضربه زدن به اسلام از جبهه های مختلفی و به خصوص جبهه اقتصادی بوده اند و محاصره اقتصادی پیامبر اعظم (ص) و مسلمانان صدر اسلام توسط کفار در شعب ابی طالب (ع) گواهی بر این گفته است.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، دشمنان انقلاب اسلامی پس از شکست در عرصه های مختلفی چون هشت سال دفاع مقدس، فتنه گری ها و تفرقه افکنی میان برخی عناصر سست بنیان، امروز به دنبال این هستند تا بتوانند در عرصه های اقتصادی و با توهم فشار اقتصادی بر مردم بصیر و مومن ایران اسلامی به خواسته های شوم خود برسند اما رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بار دیگر با شجاعت و تدبیر منحصر به فرد خویش امسال را سال جهاد اقتصادی نامیدند تا عزم و اراده مردم ایران اسلامی بار دیگر دشمنان را ناکام گذارد. به همین جهت جهاد اقتصادی را از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) و کلام این بزرگمرد تاریخ بررسی می کنیم.

جهاد پایه ایمان است
ایمان چهار پایه استوار دارد که مومن باید به تمام این ارکان توجه نماید تا همواره ایمان خود را در حوادث گوناگون حفظ نماید. از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع) صبر، یقین، عدل و جهاد چهار پایه استوار ایمان است و هر کدام از این ارکان دارای پایه های فرعی دیگری است و جهاد نیز بر چهار پایه قرار دارد:

1- امر به معروف که پشتوانه نیرومند مومنان است

2- نهی از زشتی ها که بینی منافقان را به خاک می مالد

3- راستگویی در هر حال که ادا کننده حقی است که بر گردن مومن قرار دارد.

4- دشمنی با فاسقان و این دشمنی و مبارزه در راه خدا و با نیت مبارزه با دشمنان دین خدا و خشنودی خداوند است (1) . در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com

ترک جهاد موجب مصیبت می شود
جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن برای دوستانش باز می کند. هر کس جهاد را ترک کند به گفته مولا امیرالمومنین(ع) خداوند لباس ذلت و ردای بلا و مصیبت به او می پوشاند و کوچک و ذلیل می شود. دل او در گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند و به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است (2)

جهاد در اسلام جایگاه عظیمی دارد. جهاد در دنیا چه از جنبه اقتصادی و چه جنبه سیاسی و چه جهاد به معنای جنگیدن با دشمن رو در رو برای خدا در آخرت به صورت دری از بهشت در می آید و خداوند اهل جهاد را بسیار دوست دارد. ترک مبارزه و جهاد اقتصادی نیز موجب خواری و مصیبت برای مسلمانان می گردد.

نگاهی به تاریخ دوران معاصر نیز به این نکته اشاره دارد که کشورهای مسلمان به دلیل ترک مبارزه اقتصادی و وابستگی به شرق و غرب و دشمنان اسلام به چنان مصیبتی گرفتار شدند که هرگاه دشمنان به دنبال منافع خود به آنان قرارداری پیشنهاد می کرد آنان به اجبار آن را قبول می کردند اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به رهبری امام خمینی(ره) و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و با تکیه بر نیروی انسانی عظیم در کشور و پیشرفت‌های اقتصادی و مبارزه با مکر و حیله دشمنان در امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موج بیداری اسلامی به دیگر کشورها برسد و آنان نیز با الهام از جمهوری اسلامی ایران به دنبال استقلال و آزادی خود بیافتند.

کسب حلال برای تأمین زندگی
اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همواره بر برنامه ریزی صحیح در زندگی مسلمانان تأکید نموده اند، دیدگاه اسلام نسبت به زندگی انسان جامع است و به تمام عرصه های زندگی توجه می کند. زهد و عبادت مولای متقیان در کنار تلاش و جهاد در عرصه اقتصادی و آبادانی نخلستان ها و انفاق آنها در راه خدا و برای معیشت مسلمانان در تاریخ ثبت شده است.

حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) درباره برنامه ریزی در زندگی مومنان می فرمایند: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است، خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال (3)

ضرورت حفظ اموال
مدیریت و اهمیتی که جهاد اقتصادی و معیشت مسلمانان برای حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) داشته است موجب شده تا ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در وصیتنامه ای که به وصیت نامه اقتصادی مشهور است نسبت به اموال شخصی خود و ضرورت حفظ این اموال برای مسلمان تأکید کند.

از نظر ایشان مدیریت اموال اقتصادی باید به اهل آن سپرده شود و به همین جهت است که در این وصیت نامه می فرمایند:"همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، آن گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند. اگر برای حسن حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود ، سرپرستی آن را ،پس از برادرش بر عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد" و در ضرورت حفظ اموال می فرمایند: « و با کسی که این اموال در دست اوست شرط می کنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهال های درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یک پارچه به گونه ای زیر درختان خرما قرار گیر که راه یافتن در آن دشوار باشد (4)

پی نوشتها:
1- نهج البلاغه، حکمت 31
2- نهج البلاغه، خطبه 21
3- نهج البلاغه، حکمت 390
4- نهج البلاغه، نامه 24

منبع: سایت سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان استان مركزی




ارسال شده در: علی شناسی ،

چهار منقبت از حضرت على علیه السلام

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 23 آذر 1397 | نظرات ( )

حرث بن مالك مى گوید: به مكه آمدم و سعد بن ابى وقاص را ملاقات نمودم و به او گفتم : آیا منقبتى از على علیه السلام شنیده اى ؟ سعد گفت : چهار منقبت درباره على مشاهده نموده ام كه اگر یكى از آنها را من داشتم ، نزد من محبوب تر بود از این كه مانند نوح در دنیا زندگى كنم و عمر طولانى داشته باشم . اولین منقبت این كه ، همانا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم ابابكر را به عنوان ابلاغ سوره برائت به نزد مشركین قریش فرستاد و او یك شبانه روز از مسافت را طى كرد. در این هنگام رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به على علیه السلام فرمود: به دنبال ابوبكر برو و سوره برائت را از او بگیر و تو آن را ابلاغ نما. پس على علیه السلام ماءموریت را انجام داد و ابوبكر در حالى كه گریه مى كرد، برگشت و عرض كرد: یا رسول الله آیا درباره من آیه نازل شده ؟
آن جناب فرمودند: جز خیر چیزى نیست . همانا از طرف من تبلیغ نمى كند كسى امرى را جز من و آن كسى كه از اهل بیت من باشد.
دومین منقبت این كه ما با رسول خدا در مسجد بودیم . هنگام شب ندایى ، در میان ، شد كه باید هر كه در مسجد است ، بیرون رود، مگر آل رسول صلى الله علیه و آله و سلم و آل على علیه السلام ما با شتاب از مسجد خارج شدیم .
فردا صبح ، عباس بن عبدالمطلب نزد پیغمبر آمد و گفت : یا رسول الله عموهاى خود را بیرون كردى و این پسر (حضرت على علیه السلام ) را در كنار خود جاى دادى ؟

وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com


رسول خدا فرمود: من به میل خود این دستور را ندادم . همانا خداوند به این كار امر فرمود.
سومین منقبت این كه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم عمر و سعد را به سوى خیبر فرستاد، سعد مجروح شد و عمر برگشت .
در این حال رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود كه پرچم لشكر را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نیز او را دوست دارند. سپس على علیه السلام را طلبید. عرض كردند كه به درد چشم مبتلا است ناچار حسب الامر آن جناب ، على علیه السلام را در حالیكه دست او را گرفته و او را مى كشیدند، نزد پیغمبر آوردند. فرمود: چشم خود را بگشا. عرض كرد: نمى توانم . رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم آب دهان مبارك خود را در چشم على علیه السلام افكند و با انگشت ابهام آنرا مالید و پرچم لشكر را به او عطا فرمود.
منقبت چهارم . روز عید غدیر خم است كه پیامبر در آن روز فرمود: كه هر كس كه من مولاى او هستم ، على علیه السلام مولاى اوست و این سخن را سه بار تكرار فرمودند (1)

پی نوشتها:

1- الغدیر، ج 1، ص 80

منبع: كتاب داستانهاى الغدیر تجلى امیر مؤمنان على علیه السلام




ارسال شده در: علی شناسی ،

فتنه خوارج و تدبیر حضرت علی (ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در پنجشنبه 22 آذر 1397 | نظرات ( )

حكمیت بود، تا مجددا به جنگ با معاویه اقدام كند؛ طایفه اى عباد و نساك از خواص اصحاب امیرالمؤ منین على علیه السلام به تعداد چهار هزار نفر با هم متفق و متحد شده از كوفه بیرون رفتند و حزب تشكیل دادند.
آنان با شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى به مخالفت با امیرالمؤ منین على علیه السلام برخاستند.
اى طایفه با تبلیغات فراوان توانستند كه هشت هزار نفر دیگر را همفكر خود كنند و لشكر دوازده هزار نفرى فراهم آورند، در موضع حروراء (1) اردو زدند و فردى به نام عبدالله بن كواء را امیر خود قرار ساختند.
امیرالمؤ منین على علیه السلام عبدالله بن عباس را به سوى آنان فرستاد تا بپرسد چه مى گویند و چه مى خواهند! براى كدام مقصود اجتماع كردند!
عبدالله بن عباس نزد آنان رفت ، چون او را دیدند با آواز بلند گفتند: واى بر تو اى ابن عباس ! آیا تو هم مثل امیرت على بن ابى طالب علیه السلام كافر شدى ؟
عبدالله گفت : یكى از شما كه عالم تر است نزد من آید تا با هم سخن بگوییم . عتاب بن اعور ثعلمى به سوى عبدالله آمد و دو مقابلش ایستاد، و هر چه مى گفت از قرآن مى گفت و گویا همه قرآن را حفظ كرده ، و بر معانى آن واقف بود، سخنهاى بسیارى گفت بن عباس همچنان ساكت و خاموش ‍ ماند.
عبدالله بن عباس سر برداشت و گفت :
آنچه خواستى گفتى ، اگر چه بر معانى قرآن واقفى ! ولى به اشتباه افتادى و از راه راست منحرف شدى ، حال گوش كن تا ضرب المثلى بزنم . اى عتاب ! بگو بدانم سراى اسلام از آن كیست و هر چه كسى آن را بنا كرده است .
عتاب گفت : دار اسلام از آن خداست كه به دست انبیا و پیروان انبیا بنا شده است ، جماعتى به انبیا مؤ من و طایفه اى كافر شدند تا خداى بزرگ ، خاتم الانبیاء محمد مصطفى صلى الله علیه و آله را براى آبادى آن سرا فرستاد.
عبدالله گفت : آیا محمد مصطفى صلى الله علیه و آله پایه هاى این امارت را محكم كرد و حدود آن را معین فرمود یا خیر؟
عتاب : بلى حدود آن را معین و عمارت آن را محكم كرد، به طورى كه تا قیامت بر جاى بماند.
عبدالله آیا رسول خدا صلى الله علیه و آله رحلت كرد یا در میان ماست .؟
عتاب رحلت كرد.
عبدالله : راست گفتى ، بدان كه محمد مصطفى صلى الله علیه و آله سراى اسلام را محكم كرده ، و امیرالمؤ منین على علیه السلام را وصى خویش قرار داده تا این سراى آباد، خراب و ویران نشود.
شما از حق بر نگردید و با او مخالفت نكنید و خود را به هلاكت نیندازید.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com


عبدالله بن عباس نصیحت هاى بسیارى كرد و پندهاى فراوان گفت ، اما او قانع نشد و گفت شما چرا حكمیت عمروعاص را پذیرفتید و چرا اكنون به جنگ بر نمى خیزید؟
عبدالله گفت : ما پیمان بستیم تا یك سال با هم جنگ نكنیم و اینك منتظریم تا مدت پیمان منقضى شود و على بن ابى طالب علیه السلام كسى نیست كه از حقى كه خداوند برایش قرار داده است ، عقب نشیند.
خوارج فریاد برآوردند و گفتند: هیهات اى ابن عباس ! ما امروز ولایت و بیعت على بن ابى طالب علیه السلام را نمى پذیریم ، برو و به على بن ابى طالب علیه السلام بگو تا نزد ما آید، احتجاج كنیم و كلام او را بشنویم تا چند مى گوید، شاید از جنگ منصرف شویم .
عبدالله بن عباس به خدمت امیرالمؤ منین على علیه السلام آمد و آنچه واقع شد به عرض رسانید.
امیرالمؤ منین على علیه السلام به همراهى یكصد نفر از نخبگان خویش به حروراء به دیدار آنان رفت از آن طرف عبدالله بن كواء با یكصد نفر از خواص در برابر آن حضرت آمد.
على علیه السلام فرمود: اى ابن كواء سخن بسیار است ، اما بگو تا بدانم یارانت چه مى گویند و از من چه مى خواهند؟
عبدالله بن كوا گفت : اگر نزدیك تر بیایم از شمشیر تو در امان هستم ؟
على علیه السلام فرمود: در امانى .
عبدالله بن كوا با ده نفر از خویشان و اصحاب خود امیرالمومنین على علیه السلام آمدند على علیه السلام سخن آغاز كرد و جنگ با معاویه را یادآور شد و آنچه از ماجراى جنگ با معاویه و بالا بردن قرآن بر نیزه ها و كیفیت انتخاب حكمین بود بیان كرد. سپس گفت :
واى بر تو اى ابن كوا! روزى كه اهل شام قرآن بالاى نیزه كردند آیا نگفتم این خدعه و نیرنگ معاویه و عمروعاص است .
آیا نگفتم آنان در جنگ شكست خورده و درمانده شدند، بگذارید تا جنگ را تمام كنیم ، شما گفتند چون ما را به كتاب خدا دعوت كردند، باید آنان را اجابت كرد و مرا تهدید كردید، یا تو را مى كشیم یا تحویل معاویه مى دهیم .
بعد از این كه دست از پیكار كشیدیم و پیشنهاد اهل شام را قبول كردیم خواستم پسر عم خود عبدالله بن عباس را كه مردى زیرك و عالم و با وفا! بود حكم و نماینده خویش قرار دهم ؛ اما جماعتى را شما قبول نكردند و هیچ كس غیر از ابوموسى را نپذیرفتند و من با اكراه به حكمیت ابوموسى راضى شدم .
سپس در جلو چشمان شما از حكمین تعهد گرفتم از ابتدا تا انتها به كتاب خدا و سنت قطعى محمد مصطفى صلى الله علیه و آله عمل كنند و حال این كه دو نفر حكمین بر خلاف تعهد دیدید چه كردند آیا این چنین نبوده است ؟ (2)
عبدالله بن كوا گفت : بلى چنین است . پس چون مى دانى حكمین بر خلاف مصلحت مسلمین و مخالف كتاب الله و مكر و خدعه عمل كردند چرا با معاویه نمى جنگى ؟
امیرالمؤ منین على علیه السلام گفت :
منتظر پایان یافتن مدت پیمان حكمیت و در اندیشه جمع آورى اعوان و انصار هستم . چون فراهم شود از حق امامت و ولایت خویش دفاع مى كنم . عبدالله بن كوا و ده نفر از همراهان با شنیدن سخنان امیرالمؤ منین على علیه السلام از كرده خود پشیمان شده ، اسب را پیش راندند و به حضرت ملحق شدند و به همراه على علیه السلام به كوفه مراجعت كردند.
با مراجعت عبدالله بن كوا كه امیر و فرمانده خوارج بود. جمع آنان متفرق شده و شعار لا حكم الا لله و لا طاعة لمن عصى سر دادند.

پی نوشتها:

1-حرورا در پشت كوفه است ، و گفته شده در دو مایلى كوفه است .
2-
مناظره على علیه السلام عبدالله بن كواء در كتاب اخبار طوال ، ص 208 و عقد الفرید 4/327 كامل مبرد 3/1099 مشروحا ذكر شد.

منبع: كتاب جنگ هاى امام على علیه السلام در پنج سال حكومت




ارسال شده در: علی شناسی ،

حضرت علی (ع) و دلجویى از یتیمان

ارسال شده توسط رسول گ.م | در سه شنبه 6 دی 1390 | نظرات ( )

آنچه براى مردان خدا حائز اهمیت است، خشنودى ذات پاك اوست، و على(ع) مردى كه براى رضاى خدا چنان در جبهه جنگ شمشیر مى‏زند و پایمردى نشان مى‏دهد كه هیچ پهلوانى را یاراى مقاومتش نیست، در نیمه‏هاى شب چنان اشك مى‏ریزد و بدرگاه خداوند زارى و سرانجام به حالت اغماء مى‏افتد، گوئى كه ترسوتر از او یافت نمى‏شود و به گفته شاعر عرب: (جمعت فى صفاتك الاضداد) یعنى: صفات متضاد در شخص تو ـ امیرالمؤمنین على(ع) ـ جمع شده، آرى او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولى در مقابل كودك یتیم آنقدر متواضع و مهربان بود كه در برابر طفل یتیم روى خاك مى‏نشست، دست مرحمت بر سر او گذاشته و آه مى‏كشید و مى‏فرمود، بر هیچ چیزى مثل كودكان یتیم آه نكشیده‏ام.

روزى در كوچه‏هاى كوفه به تنهائى راه مى‏رفت، همانند همه مسلمین در كمال سادگى با نرمى و آرامش و همه‏جا را زیر نظر داشت، چون مسئول بود و نقش رهبریت جامعه را ایفا مى‏كرد، در راه زنى را ملاحظه فرمود كه مشك آب بر دوش و ازنفس افتاده، به آرامى نزدیك آمد و آن زن را خسته و رنجیده خاطر یافت، مشك آب را بدوش گرفت تا زن مقدارى استراحت كند، در راه جویاى احوال آن زن شد؟ زن عرضه داشت: شوهرم در یكى از جنگها در سپاه حضرت على شهید شد، حال من و چند كودك یتیم، بدون سرپرست مانده و آهى در بساط نداریم، امام بعد از اینكه او را تا خانه‏اش همراهى كرد، مقدارى آرد و خرما تهیه نمود، و مجدداً به خانه زن آمد، زن پرسید:

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

شما كیستى؟! فرمود: بنده‏اى از بندگان خدا، مى‏خواهى كمكت كنم؟

ـ آرى، من آردها را خمیر مى‏كنم و شما تنور را آتش كنید.امیر مؤمنان تنور را هیزم كرد و شعله‏ور ساخت و چهره مبارك خود را نزدیك مى‏آورد و بخود خطاب مى‏كرد: یا على آتش دنیا را مىبین چه سوزان است! بدان كه آتش آخرت بسیار سوزان‏تر است، بعد از آنكه آرد خمیر شده و تنور آماده شد، زن عرضه داشت شما بفرمائید بچه‏ها را آرام كنید تا من نان بپزم، حضرت به داخل خانه تشریف آوردند و كودكان یتیم را خشنود و خندان ساختند، و هنگامى كه نان آماده شد حضرت آن را لقمه لقمه كرده و به دهان یتیمان مى‏گذاشت، و مى‏فرمود: از خدا بخواهید كه على را ببخشد، در این میان یكى از زنان همسایه وارد شد و به مادر كودكان نهیب زد: واى برتو! میدانى این آقا كیست؟! او امیر مؤمنان و مولاى متقیان على بن ابى‏طالب است!.

مادر كودكان با شرمندگى عرضه داشت: آقا مرا ببخشید.اما حضرت با تواضع و فروتنى زیادى فرمودند: شما ببخشید كه تا كنون مشكلات شما را حل نكرده بودم، از درگاه خدا بخواهید كه على را مورد عفو و بخشش خود قرار بدهد.

منبع: كتاب حضرت علی (ع) خورشید بشر




ارسال شده در: علی شناسی ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه