ولایت چیست ؟

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 29 آبان 1388 | نظرات ( )

http://www.alimola.mihanblog.com


این ولایت ، بالاتر از محبت و دوستى و عشق است ؛ كه عشق على در دل دشمنان او هم خانه داشت . آنها كه شكوه و وقار كوه و زیبایى دشت و عظمت كویر و دریا و جلوه طلوع و غروب ، اسیرشان مى كند و چشمشان را مى گیرد و دلشان را به بند مى كشد، چگونه مى شود شكوه و عظمت آن روح بزرگتر از كوه ، زیبایى و گستردگى آن قلب وسیع تر از هستى و عظمت و ناپیدایى آن سینه ناپیدا از كویر و عمیق تر از دریا و جلوه آن طلوع بى غروب ، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نكند.
هر كس به هر مشربى و عقیده اى ، مى تواند دوستدار على باشد
.
در على ، علم و عشق ،

تدبیر و شمشیر،
حریت و عبودیت ، نجواى دل و آتش سخن ،
زمزمه شب و فریاد روز،
قدرت و عزت و تواضع و ذلت(1)
نرمش و آشنایى و خشونت و پایدارى ، در على این همه هست و این همه بخاطر حق است و براى اوست و این است كه همه او دوست داشتنى است و حتى دشمنش در دل شیفته اوست و مخالفش در پنهان شیداى او.
ولایت على ، نه على را دوست داشتن كه فقط على را دوست داشتن است (2)

ولایت على ، على را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است . و این ولایت ، ادامه ولایت حق است و دنباله توحید،(3) آن هم توحیدى در سه بعد؛ در درون و در هستى و در جامعه ؛ كه توحید در درون انسان ، هواها و حرف ها و جلوه ها را مى شكند؛ هواهاى دل و حرف هاى خلق و جلوه هاى دنیا را.
و در جامعه طاغوت ها را كنار مى ریزد

و رد هستى خدایان و بت ها را.
در این حد، موحد، جز خدا كسى را حاكم نمى گیرد. جز وظیفه چیزى او را حركت نمى دهد. هیچ قدرت و ثروت و جلوه اى در روح او موجى نمى آورد و هیچ دستورى او را از جا نمى كند. جز دستور حق و امرالله ، از هر زبانى كه این دستور برخیزد و از هر راهى كه این امر برسد
.
و هنگامى كه روحى به آزادى رسید و جز امر حق امرى نداشت و جز خواست او خواهشى نداشت ، این روح به ولایت مى رسد و به سرپرستى مى رسد و دستور او و حتى نگاه او در دل هاى موحد عاشق ، حركت مى آفریند
.
و این است كه رسول به ولایت رسید و به اولویت رسید؛ كه النبى اولى بالمؤمنین من انفسم(4)

و این است كه على به ولایت مى رسد؛ كه : من كنت مولا فهذا على مولاه (5) این هم پس از آن جمله استفهامى و اقرارى الست اولى بكم من انفسكم ؟ و این است كه پیشوایان دیگر به ولایت مى رسند؛ كه به عصمت و آزادى و آگاهى رسیده بودند. اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا (6)  و این معانى ولایت است .
ولایت یعنى تنها على را حاكم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این و ولایت و سرپرستى است كه معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره اى ندارند، كه حاكم در درون آنها و محرك در وجود آنها امر على و دستور على نیست ؛ كه هواها و حرف ها و جلوه ها در آنها حكومت دارند.

http://www.alimola.mihanblog.com


معاویه گرچه على را دوست دارد، ولى سلطنت را بیشتر از على خواهان است و دوستدار آن است .
و احمد حنبل گرچه براى على شعر مى سراید اما حكومت دیگرى را به عهده دارد
.
و جرج جرداق گر چه از چه از على مى نویسد، اما براى على نمى نویسد؛ كه محركى دیگر دارد و عاطفه اى فقط او را به چرخ انداخته است
.
اما مالك ؟

این مالك است كه ولایت على را به عهده دارد و این بار گران را به آسانى مى كشد.
مالك چند سال براى نابودى معاویه رنج كشیده و كوشش كرده است . خویش و فامیل و قبیله اش را به خون كشیده ، شب ها و روزها را بر روى لبه تیغ و سر نیزه ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این كه لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حركت وادار كرده و در بیرون از خیمه آماده فرار نموده ، هان چیزى نمانده تا این بت بزرگ بشكند و این طاغوت سركش ‍ بمیرد و یا فرارى شود و مالك به هدف نهایى ، به پیروزى محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگى معرفى شود و بر رقیب خودش . اشعث و بر قبیله رقیبش ، كنده ، پیروز شود
.
درست در این هنگام ، در این هنگام ، على او را مى خواند، على او را مى طلبد. على مى گوید كه برگرد
.
و این از مرگ سخت تر و این از مرگ جانكاه تر است
.
مخالفت یك هوى ، مخالفت یك هوس ، مخالفت با یك حرف و گذشتن از حرفهاى خلق ، مخالفت با یك جلوه از جلوه هاى دنیا ما را مى شكند، ما را از پاى در مى آورد. ما از راه حق با یك حرف با یك فحش با یك پشیز باز مى گردیم و اما مالك ؟ و اما مالك ؟

او از تمام هواهاى چند ساله و تمام حرف هاى مردها و زن هاى عرب و از زمزمه خفیف زبان ها بر سر راه مردان فاتح و از نگاه هاى شیفته سرداران و پیروز و از تمام جلوه هاى دنیا، از این همه مى گذرد و باز مى گردد و به على این سرپرست آگاه ملحق مى شود. چرا؟ چون در درون مالك ، دیگر هواها و غریزه ها حرف ها و زمزمه هاى زن هاى عرب جلوه هاى پررنگ و برق دنیا حاكم نیست ، اینها كوچكتر از این هستند كه در روح بزرگ مالك موجى و حركتى ایجاد كنند.
این بادهاى بى رمق بیچاره تر از این است كه در این دریاى بزرگ ، طوفانى بپاكند: مالك از هواها از حرف ها از جلوه هاى دنیا بزرگتر است و عظمت او اسیر این حقارت ها نیست . او در سطح غریزه نیست . او انسانى است كه در حد وظیفه زندگى مى كند و زندگى و مرگ او با این معیار مى خواند، او كوه است از طوفان نمى لرزد. او كاه نیست تا با نسیمى از دهنى زیر و رو شود
.
او به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است . نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولى كنترل مى شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوه ها. مالك این را یافته كه على این مرد آزاد از غیر حق و این انسان آگاه حق ، بیش از مالك به مالك علاقه دارد و بیش از مالك از مصالح و منافع مالك آگاهى دارد و بیشتر از مالك به منافع او مى اندیشد و بهتر به منافع او مى اندیشد؛ پس دیگر جاى درنگ نیست و جاى سركشى نیست ؛ كه سركشى ها حماقت هاى زیان آورى بیش ‍ نیستند. جاى تسلیم است و اطاعت و پیروى و تشیع و دنباله روى .

پی نوشتها:
1- اذله على المؤمنین اعزة على الكافرین ، مائده ، 54
2- لا التغى بك بدلا و لا اتخذ من دونك ولیا - مفاتیح الجنان ، زیارت امام زمان (عج (
3- كلمة لا اله الا الله حصنى و ولایت على بن ابیطالب حصنى ، این ؛ دو، حصن و پاسدار انسان هستند و جلوگیر از ضایع شدن ها و از دست رفتن ها. ولایت ادامه توحید است و خود توحید

4- احزاب ، 6
5- كافى ، ج 1، ص 294، ح 3
6- اشاره به آیه 33 از سوره احزاب

منبع: کتاب غدیر

http://www.alimola.mihanblog.com




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولی کیست؟

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 29 آبان 1388 | نظرات ( )

ابن فارس در << مقاییس اللغة و مجلل اللغة >>، << ولی >> را به معنای << سرپرست و اداره کننده >> معنا کرده است1

 ابن منظور در << لسان العرب >> می نویسد: ولی از اسمای خداوند است و به معنای ناصر به کار می رود، اما بعضی گفته اند به معنای << تدبیر امور عالم و خلایق >> است. سپس می گوید: ولی یتیم آن کسی است که سرپرستی امور او را بر عهده گیرد.2

بنابراین ولایت، قربی است که باعث جواز نوع خاصی از تصرف، مالکیت و تدبیر می شود. مثل << ولی میت >>، << ولی یتیم >> << ولی صغیر >> که به ترتیب می تواند ولی او بعد از مرگ در اموال او تصرف کند و هم چنین در شئون مالی صغیر و یتیم تصرفات لازم را به عمل آورد. خداوند ولی بندگانش می باشد، یعنی در امور دنیا و آخرت آنها تصرف و تدبیر می کند و در تصرف اولویت دارد.

زکات: برای زکات نیز معانی متعددی ذکر شده است، جوهری در صحاح اللغة می گوید: زکات به معنای صدقه است3. و پاک کردن و ززیادی مال و انفاق در راه خدا و اسم مصدر است و 32 بار در قرآن آمده است.

1- مجمل اللغة، ص 762 و مقاییس اللغة، ج 6، ص 141

2- ابن منظور، لسان العرب، ج 15، ص 406- 407

3- صحاح اللغة، ج 1، ص 540




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولایت چیست ؟

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 22 مهر 1388 | نظرات ( )

http://www.alimola.mihanblog.com


این ولایت ، بالاتر از محبت و دوستى و عشق است ؛ كه عشق على در دل دشمنان او هم خانه داشت . آنها كه شكوه و وقار كوه و زیبایى دشت و عظمت كویر و دریا و جلوه طلوع و غروب ، اسیرشان مى كند و چشمشان را مى گیرد و دلشان را به بند مى كشد، چگونه مى شود شكوه و عظمت آن روح بزرگتر از كوه ، زیبایى و گستردگى آن قلب وسیع تر از هستى و عظمت و ناپیدایى آن سینه ناپیدا از كویر و عمیق تر از دریا و جلوه آن طلوع بى غروب ، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نكند.
هر كس به هر مشربى و عقیده اى ، مى تواند دوستدار على باشد
.
در على ، علم و عشق ،

تدبیر و شمشیر،
حریت و عبودیت ، نجواى دل و آتش سخن ،
زمزمه شب و فریاد روز،
قدرت و عزت و تواضع و ذلت(1)
نرمش و آشنایى و خشونت و پایدارى ، در على این همه هست و این همه بخاطر حق است و براى اوست و این است كه همه او دوست داشتنى است و حتى دشمنش در دل شیفته اوست و مخالفش در پنهان شیداى او.
ولایت على ، نه على را دوست داشتن كه فقط على را دوست داشتن است (2)

ولایت على ، على را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است . و این ولایت ، ادامه ولایت حق است و دنباله توحید،(3) آن هم توحیدى در سه بعد؛ در درون و در هستى و در جامعه ؛ كه توحید در درون انسان ، هواها و حرف ها و جلوه ها را مى شكند؛ هواهاى دل و حرف هاى خلق و جلوه هاى دنیا را.
و در جامعه طاغوت ها را كنار مى ریزد

و رد هستى خدایان و بت ها را.
در این حد، موحد، جز خدا كسى را حاكم نمى گیرد. جز وظیفه چیزى او را حركت نمى دهد. هیچ قدرت و ثروت و جلوه اى در روح او موجى نمى آورد و هیچ دستورى او را از جا نمى كند. جز دستور حق و امرالله ، از هر زبانى كه این دستور برخیزد و از هر راهى كه این امر برسد
.
و هنگامى كه روحى به آزادى رسید و جز امر حق امرى نداشت و جز خواست او خواهشى نداشت ، این روح به ولایت مى رسد و به سرپرستى مى رسد و دستور او و حتى نگاه او در دل هاى موحد عاشق ، حركت مى آفریند
.
و این است كه رسول به ولایت رسید و به اولویت رسید؛ كه النبى اولى بالمؤمنین من انفسم(4)

و این است كه على به ولایت مى رسد؛ كه : من كنت مولا فهذا على مولاه (5) این هم پس از آن جمله استفهامى و اقرارى الست اولى بكم من انفسكم ؟ و این است كه پیشوایان دیگر به ولایت مى رسند؛ كه به عصمت و آزادى و آگاهى رسیده بودند. اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا (6)  و این معانى ولایت است .
ولایت یعنى تنها على را حاكم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این و ولایت و سرپرستى است كه معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره اى ندارند، كه حاكم در درون آنها و محرك در وجود آنها امر على و دستور على نیست ؛ كه هواها و حرف ها و جلوه ها در آنها حكومت دارند.

http://www.alimola.mihanblog.com


معاویه گرچه على را دوست دارد، ولى سلطنت را بیشتر از على خواهان است و دوستدار آن است .
و احمد حنبل گرچه براى على شعر مى سراید اما حكومت دیگرى را به عهده دارد
.
و جرج جرداق گر چه از چه از على مى نویسد، اما براى على نمى نویسد؛ كه محركى دیگر دارد و عاطفه اى فقط او را به چرخ انداخته است
.
اما مالك ؟

این مالك است كه ولایت على را به عهده دارد و این بار گران را به آسانى مى كشد.
مالك چند سال براى نابودى معاویه رنج كشیده و كوشش كرده است . خویش و فامیل و قبیله اش را به خون كشیده ، شب ها و روزها را بر روى لبه تیغ و سر نیزه ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این كه لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حركت وادار كرده و در بیرون از خیمه آماده فرار نموده ، هان چیزى نمانده تا این بت بزرگ بشكند و این طاغوت سركش ‍ بمیرد و یا فرارى شود و مالك به هدف نهایى ، به پیروزى محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگى معرفى شود و بر رقیب خودش . اشعث و بر قبیله رقیبش ، كنده ، پیروز شود
.
درست در این هنگام ، در این هنگام ، على او را مى خواند، على او را مى طلبد. على مى گوید كه برگرد
.
و این از مرگ سخت تر و این از مرگ جانكاه تر است
.
مخالفت یك هوى ، مخالفت یك هوس ، مخالفت با یك حرف و گذشتن از حرفهاى خلق ، مخالفت با یك جلوه از جلوه هاى دنیا ما را مى شكند، ما را از پاى در مى آورد. ما از راه حق با یك حرف با یك فحش با یك پشیز باز مى گردیم و اما مالك ؟ و اما مالك ؟

او از تمام هواهاى چند ساله و تمام حرف هاى مردها و زن هاى عرب و از زمزمه خفیف زبان ها بر سر راه مردان فاتح و از نگاه هاى شیفته سرداران و پیروز و از تمام جلوه هاى دنیا، از این همه مى گذرد و باز مى گردد و به على این سرپرست آگاه ملحق مى شود. چرا؟ چون در درون مالك ، دیگر هواها و غریزه ها حرف ها و زمزمه هاى زن هاى عرب جلوه هاى پررنگ و برق دنیا حاكم نیست ، اینها كوچكتر از این هستند كه در روح بزرگ مالك موجى و حركتى ایجاد كنند.
این بادهاى بى رمق بیچاره تر از این است كه در این دریاى بزرگ ، طوفانى بپاكند: مالك از هواها از حرف ها از جلوه هاى دنیا بزرگتر است و عظمت او اسیر این حقارت ها نیست . او در سطح غریزه نیست . او انسانى است كه در حد وظیفه زندگى مى كند و زندگى و مرگ او با این معیار مى خواند، او كوه است از طوفان نمى لرزد. او كاه نیست تا با نسیمى از دهنى زیر و رو شود
.
او به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است . نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولى كنترل مى شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوه ها. مالك این را یافته كه على این مرد آزاد از غیر حق و این انسان آگاه حق ، بیش از مالك به مالك علاقه دارد و بیش از مالك از مصالح و منافع مالك آگاهى دارد و بیشتر از مالك به منافع او مى اندیشد و بهتر به منافع او مى اندیشد؛ پس دیگر جاى درنگ نیست و جاى سركشى نیست ؛ كه سركشى ها حماقت هاى زیان آورى بیش ‍ نیستند. جاى تسلیم است و اطاعت و پیروى و تشیع و دنباله روى .

پی نوشتها:
1- اذله على المؤمنین اعزة على الكافرین ، مائده ، 54
2- لا التغى بك بدلا و لا اتخذ من دونك ولیا - مفاتیح الجنان ، زیارت امام زمان (عج (
3- كلمة لا اله الا الله حصنى و ولایت على بن ابیطالب حصنى ، این ؛ دو، حصن و پاسدار انسان هستند و جلوگیر از ضایع شدن ها و از دست رفتن ها. ولایت ادامه توحید است و خود توحید

4- احزاب ، 6
5- كافى ، ج 1، ص 294، ح 3
6- اشاره به آیه 33 از سوره احزاب

منبع: کتاب غدیر

http://www.alimola.mihanblog.com




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولی کیست؟

ارسال شده توسط رسول گ.م | در دوشنبه 18 خرداد 1388 | نظرات ( )

http://alimola.mihanblog.com 

در این پست قصد داریم آیه ی 55 سوره مائده را كه در وصف مولای متقیان حضرت امیرالمومنین(ع) می باشد را به طور موشكافانه بررسی كنیم.

ولی از واژه های کلیدی در فرهنگ اسلامی است. تاثیر این واژه در مبحث امامت، بسیار روشن است. خداوند متعال در آیه ی 55 سوره مائده، ولی مومنان را آشکارا معرفی می کند.

یکی از آیاتی که در قالب کنایه و اشاره، ولایت علی بن ابی طالب(ع) را بازگو ساخته آیه ی ذیل است: إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ. نخست به تجزیه ی ادبی این آیه ی مبارکه می پردازیم، سپس هدف اصلی را مشخص می سازیم.

کلمه انما در فرهنگ ادبیات عرب از ادوات و ابزارهای حصر به شمار می رود و جمعی از ادبای معروف اهل سنت نیز بر آن تاکید کرده اند. یعنی منحصرا ولی و سرپرست شما خدا و رسول و کسانی اند که ایمان آورده اند و نماز را بر پای داشته و زکات را در حال رکوع پرداخته اند.

http://alimola.mihanblog.com

این آیه، ولایت را منحصر می سازد به علی بن ابی طالب(ع) و از جانب دیگر ولایت به معنای سرپرستی و تسلط در شئون دیگران است. از جانب دیگر، در دستورهای اسلامی، برای پرداخت زکات در حال رکوع، اجر و ثوابی نیامده تا چه رسد به اجر مضاعف و افزونی مقام و مرتبت، بلکه این عمل معمولا با حضور قلب نمازگذاران عادی نمی سازد و در سنت نبوی هم دیده نشده است که رسول اکرم(ص) در حال نماز، زکات و صدقات داده باشند تا چه رسد که در حال رکوع بپردازند. پس دستور کلی نداریم و این موضوع حادثه ای است در یک واقعه ای و بیش از یک مرتبه هم اتفاق نیفتاده است. امام علی(ع) نمی خواست آن مستمند با گلایه و ناراحتی از مسجد بیرون رود.

به اتفاق مفسران و مورخان تشیع و تسنن، این آیه فقط در شان حضرت علی(ع) نازل شده است و در اینکه انما مفید به حصر است هیچ گونه اختلافی وجود ندارد، اختلاف در کیفیت افاده ی حصر است. برخی مربوط به وضع واضع لغت می دانند، بعضی از نظر عقل، انما را مفید حصر می شمارند و گروهی برخواسته از محتوای کلام می دانند.

متکلمان و اصولیان معتقدند: انما به کمک عقل، مفید حصر می باشد چون ان به معنای اثبات و تحقق است و ما مفید نفی است که در فارسی اینگونه ترجمه می شود<< این است و جز این نیست>> در قرآن می فرماید:<< انما الهکم اله واحد>> یعنی این است و جز این نیست که اله و معبود شما منحصرا خدای واحد احد و یکتای بی همتاست و غیر از آن معبودی وجود ندارد. این همان معنای انحصار می باشد، ولی اهل ادب و لغت شناسان نوعا معتقدند که << انما>> نه از طریق وضع واضع دلالت بر حصر می کند و نه عقلا، و <<ما>> ی نافیه همواره<< الا >> را با خود دارد مفید حصر می باشد.1 البته نظر اهل لغت معقول تر است و اگر از محتوای کلام استفاده شود نیز مفهوم حصر را داراست. در هر صورت قدر جامع تمام این نظریه ها، استفاده حصر و انحصار ولایت در خدا و رسول و کسی که برای اولین بار در حال رکوع زکات و یا صدقه ی مستحبی به مستمندان پرداخته است.

پی نوشتها:

1- سکاکی، مفتاح العلوم، ص 291 و تفتازانی، مطول، ص 167

http://alimola.mihanblog.com

منبع: فصلنامه معارف اسلامی شماره 71




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولی کیست؟ ( قسمت ششم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 23 آذر 1387 | نظرات ( )

ادامه نظرات اهل سنت

برای درک این قسمت حتما پنج قسمت گذشته را مطالعه کنید.

3- ابن فارس در << مقاییس اللغة و مجلل اللغة >>، << ولی >> را به معنای << سرپرست و اداره کننده >> معنا کرده است1

4- ابن منظور در << لسان العرب >> می نویسد: ولی از اسمای خداوند است و به معنای ناصر به کار می رود، اما بعضی گفته اند به معنای << تدبیر امور عالم و خلایق >> است. سپس می گوید: ولی یتیم آن کسی است که سرپرستی امور او را بر عهده گیرد.2

ادامه متن را در ادامه مطلب مطالعه کنید.


ادامه مطلب

ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولی کیست؟ ( قسمت پنجم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 15 آذر 1387 | نظرات ( )

کاربرد واژه ولی

برای درک این قسمت حتما قسمت های پیشین را مطالعه کنید.

<< ولی >> از ماده << وَلی >> اشتقاق پیدا کرده و به اتفاق آرای لغت شناسان به مفهوم قرب و نزدیکی است1 و از نظر اصطلاح معنای گوناگونی دارد. ما نخست نظرات استوانه های علم و ادب را می آوریم سپس به نتیجه گیری می پردازیم و سعی داریم تمام مفاهیم ولی را از طریق کتاب های اهل سنت بیاوریم:

1- خلیل بن احمد- لغت شناس مشهور اهل سنت- در کتاب العین می نویسد:<< الولی ولی النعم2 ولی سرپرست یا ولی نعمت است.>>

2- راغب اصفهانی در کتاب << المفردات فی غریب القرآن >> نوشته است:<< الولا >> به فتح واو و << التوالی >> یعنی دو چیزی یا بیش از یک جنس پیاپی به وجود آیند بدون اینکه چیزی از غیر آن جنس حائل شود.3

 

1- سکاکی، تهذیب اللغة، ج 15، ص 447، جوهری، صحاح اللغة، ج 2، ص 715 و تاج العروس، ج 10، ص 398.

2- کتاب العین، ج 8، ص 365.

3- المفردات، ماده ولی.

برای خواندن ادامه نظرات اهل سنت منتظر قسمت های آینده باشید.




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

ولی کیست؟ ( قسمت چهارم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در پنجشنبه 14 آذر 1387 | نظرات ( )

برای درک این قسمت حتما قسمت های پیشین را مطالعه کنید.

متکلمان و اصولیان معتقدند: انما به کمک عقل، مفید حصر می باشد چون ان به معنای اثبات و تحقق است و ما مفید نفی است که در فارسی اینگونه ترجمه می شود<< این است و جز این نیست>> در قرآن می فرماید:<< انما الهکم اله واحد>> یعنی این است و جز این نیست که اله و معبود شما منحصرا خدای واحد احد و یکتای بی همتاست و غیر از آن معبودی وجود ندارد. این همان معنای انحصار می باشد، ولی اهل ادب و لغت شناسان نوعا معتقدند که << انما>> نه از طریق وضع واضع دلالت بر حصر می کند و نه عقلا، و <<ما>> ی نافیه همواره<< الا >> را با خود دارد مفید حصر می باشد.1 البته نظر اهل لغت معقول تر است و اگر از محتوای کلام استفاده شود نیز مفهوم حصر را داراست. در هر صورت قدر جامع تمام این نظریه ها، استفاده حصر و انحصار ولایت در خدا و رسول و کسی که برای اولین بار در حال رکوع زکات و یا صدقه ی مستحبی به مستمندان پرداخته است.

1- سکاکی، مفتاح العلوم، ص 291 و تفتازانی، مطول، ص 167

ادامه دارد...




ارسال شده در: ولی کیست؟ ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه