تبلیغات
امیرالمومنین - خداشناسى در نهج البلاغه ( قسمت دوم )

خداشناسى در نهج البلاغه ( قسمت دوم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 11 بهمن 1391 | نظرات ( )

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

خداشناسی از نكات مهم زندگی هر فرد در زندگانی به شمار می آید و در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار (علیهم السلام ) تاكید بسیاری بر آن شده است امروز بر آن شدیم تا در دو پست با گوشه ای از مطالب درج شده راجع به مبحث خداشناسی در نهج البلاغه صحبت نماییم؛ این دومین و آخرین پست در این زمینه می باشد باشد كه تلنگری باشد برای مشا خداجویان محترم برای تحقیق بیشتر در این زمینه.
و كمال تصدیق به توحیده و تصدیق كامل ، یگانه دانستن اوست . (دیدگاه ، هدف ، روش ، محتوا، ثمره ) این تصدیق به سه جز (اعتقاد، یگانگى ، خدا) قابل تجزیه است . اعتقاد و وابستگى روانى آدمى است كه اگر كامل شود روح را دگرگون مى كند.
یگانكى ، این واژه معانى دارد به این وصف :
1.
آغاز اعداد
2.
انتزاع وحدت از افراد یا وحدت هدف آن عوامل
3.
وحدت ناشى از عوامل واحد یا وحدت هدف آن عوامل
4.
وحدت به معنى بى نظیرى بودن
5.
وحدت صدق و اطلاق قانونى بر اشیاء یا افراد
6.
وحدتى كه نشان دهنده مثل یا ضد یا محدودیت تعیین حسى و عقلى نیست . این اشاره به منزه بودن وحدت خداست .
وحدت قوانین عالم و عدم تزاحم آنها (كه به موجب آیه قرآن اگر جز این بود سبب فساد عالم مى شد) از ادله وحدت خداوندى است . على (ع ) مى فرماید اگر خداى دیگرى بود او نیز پیامبرانى مى فرستاد.
و كمال توحیده الاخلاص له و كمال توحید خالص گردانیدن عمل براى اوست . (دیدگاه ، هدف ، روش ، محتوا، ثمره (
1- اخلاص در برابر شوب است . انسان موحده از هر چه جز خداست پرهیز دارد و به او شرك نمى ورزد.
2- اخلاص در برابر تجسم و حلول و عوارض آن است . كه انسان موحد خود را از آن خالص مى سازد.
الذى لیس لصفة حد محدودبراى صفت او حد محدودى نیست .
صفات خداوند از سنخ و نوع صفات موجودات مركب نیست . هر چند كمال و رحم و رحمانیت و قدرت و جلال و جمال همگى صفات خداست اما ذات خدا چون مركب نیست و این زاویه نگاه ماست كه صفات خدا را تفكیك مى كنیم . خداوند جامع این صفات است و كمال مطلق است و چیزى مثل او نیست
و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه به همین معنى است . یعنى صفات زائد بر او را نفى كنند (دیدگاه ، هدف ، روش ، ثمره )
و من قال فقد ضمنه و من قال على م فقد اخلى منه (خداشناسى ، جهان شناسى ، انسان شناسى ) كسى كه خدا را در چیزى توصیف كند خدا را در آن جاى داده و اگر خدا را روى چیزى توهم كند آنرا از خدا تهى ساخته است . خداوند بر عالم هستى محیط است . هم تصورات آدمى و هم اجزاى عالم هستى نمى توانند خدا را در خود بگنجانند یا از آن خالى شوند. پس مشرب حلول به معنى محدود ساختن خداست و حضزت عیسى و حضرت على (ع ) - خلاف نظر حلولیه - نمى توانند ظرف خدا باشند.
و مع كل شیئى لا بمقارنه و غیر كل شیئى لا بمزایاة (خداشناسى ، انسان شناسى ، جهان شناسى ) بدون پیوستگى با عالم ، با عالم است و بدون گسستگى از عالم ، غیر از عالم است .
رابطه خدا و جهان شامل رابطه احاطه و رابطه قیومى و رابطه معیت و صانعیت و مالكیت مطلقه و رابطه حفظ (یعنى از عالم دست نكشیده است ) و رابطه رب و مربوبى ، رابطه عبودیت ، رابطه ملكوتى و رابطه نورى (آیه نور، سوره نور) مى باشد. رابطه خدا با انسان رابطه معیت ، نزدیكى بیشتر از رگ گردن به او، اكرم آدمى ، مسجود ملائك ، خلیفة الهى (اضافه تشریفى است نه اینكه جزئى از روح خدا در آدمى دمیده شده باشد)است .
فاعل لا بمعنى الحركات و الالة او عامل و فاعل است نه به معنى استخدام آلات و اعمال حركات . فاعلیت خداوندى ابداع و انشاء است و همه هستى بى سابقه هستى و بنابراین بى ابزار بوجود آمده اند.
بصیرت مورد نظر على بن ابیطالب ، دیدن مادى و محتاج عضو چشم و طیف و شعاع مادى و رنگ و غیره نیست . بصیرت ، جهتى از علم خداوندى است كه سابق و مقدم بر وجود موجودات و جزئیات .
در مورد غیر مادى بودن بصیرت خداوندى دو نظر مطرح است : اولا از علم هست كه نیازى به امور مادى را مى فهمد هم غیر مادى را. وجدان نیازى به دیدن فعلى امور ندارد. این معنا مناسب این مقام است .
نظر دیگر اینست كه اطلاق بصر (وسمع ) به خدا، اسناد قدرت به اوست یعنى استعاره است . یعنى قدرت دال برفعالیت است .
متوحد اذلا سكن یستاءنس به لا یستو حش لفقده یگانه اى كه بى نیاز از دمساز است كه از جدایى او وحشتى یابد (ترجمه جعفرى ) منفرد است و تنها بوده هنگامى كه سكنى (مایه اطمینانى ) نبوده تا با آن ماءنوس شود (ترجمه فیض الاسلام ) خدا بى ابتدا و اول اولهاست . در عین حال به ما هشدار داده مى شود كه از تشبیه انسان به خدا احتراز كنیم . هر گونه تقیدى كه براى خدا تصور كنیم - تقلید به زمان ، مكان و از این قبیل - با تنزیه منافات دارد. (در اینجا به خداشناسى ، انسان شناسى و جهان شناسى نظر دارد)

خلقت آدمى
انشا الخلق انشاء و ابتداة ابتداء هستى را انشاء كرد (بدون ماده پیشین ) و خلقت را ابتدا كرد.
تصور هیولى كه قرنها بر فلسفه حكومت كرده است تصور ناقصى است و بخشى از واقعیات را تبیین مى كند نه واقعیت ابتداى خلقت را. چاره اى نیست كه تصور دیگرى از هیولى داشته باشیم . ذرات عالم قابل تبدیل به یكدیگرند. كوانتوم به جرم ، جرم به انرژى و... بر خلاف رایج ، هیولى واقعیت مادى نمى تواند باشد بلكه محصول فعالیت ذهن است . علاوه بر آن ، همچنانكه فعالیت ذهن آدمى نمونه هایى بى سابقه از واقعیت بى سابقه ماده حامل را به ما نشان مى دهد مى توان پذیرفت كه خلقت انشایى و ابتدایى كه مخصوص وجود منزه خداست ، پذیرفتنى است .
در آفرینش نه اندیشه و تدبیرى به جولان درآورد و نه تجربه اى و نه حركتى مایه ایجاد عالم شد بى آنكه قواى مضطربى در او متمركز شود بساط هستى را پهن كرد.
خدا در امر آفرینش نیازى به اندیشه و حركت ندارد. زیرا اندیشه براى روشن كردن مجهول است . همچنین حركت به معنى تصور وجود فاصله بین اراده و عمل و ایجاد است . (انسان شناسى ، جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى)
احال الاشیاء لا وقاتها و لائم بین مختلفاتهاموجودات را در مجازى اوقات به جریان انداخت و امور مختلف را هماهنگ ساخت . یعنى جریان اشیاء اینست كه با داشتن ارتباط در عین اختلاف ، سیستم كاملا سنجیده اى دارند (تلائم نه تزاحم )
و غرز غرائزها و الزمها اشباحها یعنى هر یك از حقایق را طبیعتى معین بخشید و ملزم به هیئت و تعینى كرد.
هر یك از حقایق عالم طبیعت ، موجودیت خاص و تعیین یافته اى دارند كه در میدان تحول و تكاپوى آن واقعیت است . آنچه مایه ابهام است موضع گیرى ما در برابر حقایق است .
عالما بها قبل ابتدائها محیطا بحدودها و انتهائها عارفا بقرائنها و احنائها (جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى ) به همه مخلوقاتش پیش از وجودشان داناست و به همه حدود و پایان جریان آنها تسلط دارد و به هویت و جوانب كائنات ، علم مطلق و محیط او، مستولى است . یعنى علم خداوندى بطور تفصیلى شامل مى شود بر جزئیات و كلیات . و آنچنانكه بعضى فلاسفه گفته اند، كلى و اجمالى نیست . (انسان شناسى (
ثم انشاء سبحانه فتق الاجواء و شق الارجاء و سكائك الهواء (جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى)
خداوند سبحان جوها را از هم شكافت و جوانب و ارتفاعات فضا را باز كرد. این جمله امیر المؤ منین (ع ) اشاره به آیه 30 از سوره انبیاء است كه مى فرماید آسمان و زمین یكپارچه و بسته بود و ما آنها را از هم باز كردیم .
فاجرى فیها ماء متلاطما تیاره متراكما زخاره حمله على متن الریح العاصفه و الزعزع القاصفه آب انبوه و پر موج و خروشان را كه بر پشت باد تندوزان و پرقدرت قرار داده بود در لابلاى فضاى باز شده به جریان انداخت .
فامرها برده سلطها على شده و قرنها الى حده الهواء من تحتها فتیق و الماء من فوقها دفیق (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
باد تندوزان آب را از جریان طبیعى بازداشت و آنگاه باد نیرومند را بر آب مسلط كرد و آب را بر آن قرارداد فضا در زیر باد پرقدرت باز و آب در روى باد جهنده و جنبان شد. یعنى ماده بنیادین خلقت جهان این آب بوده است .
و ابعد منشاها یعنى منبع آن باد تندوزان را دور از مجراى طبیعى قرار داد. یعنى آن باد نیز سابقه طبیعى نداشته است . این خلقت نیز انشایى است (جهان شناسى ، محتوا)
حتى عب عبابه و رمى بالزبد ركامه فرفعه فى هواء منفتق و جو منفهق فسوى منه سبع سماوات جعل سفلاهن موجا مكفوفا و علیاهن سقفا محفوظا و سمكا مرفوعا بغیر عمد یدعمها و لا دسار ینظمها
در این هنگام ، انبوه تراكمى از آب سر به بالا كشید و كف برآورد، خداوند سبحان آن كف را در فضایى باز و تهى بالا برد و آسمانهاى (دیده و نادیده ) را بساخت . پایین ترین آسمانها را از موجى مستقر بنا نهاد كه حركتى به این سو ندارد. و بالاترین آسمانها را سقفى محفوظ در مرتفع ترین فضا، قرار داد بى ستونى كه آن را برپا دارد و بدون میخ و طنابى كه آن هارا بهم بپیوندد. (جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى ) منظور از این كلمات اینست كه خداوند آسمانها و زمین را از پاشیدگى و گسیختن نگه مى دارد. یعنى بطور مستقیم تحت مشیت الهى است .
ثم زینها بزینة الكواكب و ضیاء الثواقب آنگاه آسمان را از با آرایه ستارگان و روشنائیها بیاراست (خداشناسى ، جهان شناسى)
و اجرى فیها سراجا مستطیرا خورشید را با فروغ گسترده به جریان انداخت . (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
و قمرا منیرا فى فلك دائر و سقف سائر و رقیم مائرو ماه فروزان را با روشنائیش در فلكى گردان و سقفى چرخان و صفحه منقوش به دوران درآورد. (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
آفرینش فرشتگان
ثم فتق مابین السموات العلا، فملاءهن اطوارا من ملائكته سپس خداوند، آسمانهاى بلند را از هم باز كرد و میان آنها را پر از انواعى از فرشتگان ساخت . (جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى)
منهم سجود لایركعون برخى از فرشتگان سجده كنندگانى هستند كه ركوعى ندارند (جهان شناسى ، محتوا، خداشناسى)
و ركوع لاینتصبون برخى دیگر همواره راكعند و قامت راست نمى كنند (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
و صافون لا یتزایلون گروهى به صف هستند و همواره چنینند (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
و مسبحون لا یساءمون تسبیح كنندگانى اند كه خستگى ندارند (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا)
لا یغشاهم نوم العیون و لا سهو العقول نه بر چشمشان خوابى و نه بر عقول آنان اشتباهى .
و لا فترة الابدان و لا غفلة النسیان نه بر كالبد آنان سستى و نه بر آگاهى شان غفلت و خاموشى .
و منهم امناء على وحیه و السنة الى رسله دسته اى از فرشتگان را امناى وحى قرار داد و آنان را زبان گویاى رسولانش كرد.
و مختلفون بقضائه و امره دسته دیگر را وسایط اجراى قضا و امر خود كرد. (جهان شناسى ، خداشناسى ، محتوا، انسان شناسى ) در موارد فوق هست . روش تذكر بكار رفته است .

نویسنده: دكتر على ذكاوتى

منبع: كتاب امام على (ع ) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى




ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه