تبلیغات
امیرالمومنین - نگاهى به معانى مولى

نگاهى به معانى مولى

ارسال شده توسط رسول گ.م | در دوشنبه 2 شهریور 1388 | نظرات ( )


علماى لغت از معانى مولى، یكى هم سرور و آقارا ذكر كرده اند، غیر از مالك و آزاد كننده . نیز از معانى ولى، امیر و سلطان را گفته اند. از طرفى هم اتفاق نظر دارند كه معناى اولى و ولى یكى است و هر دو معنى نوعى اولویت به كار را در بر دارد. امیر، در اداره جامعه و اجراى برنامه هایى براى تربیت افراد و دفع تعدى آنان به یكدیگر از رعیت و مردم عادى سزاوارتر است . همچنین سرور و آقاى بردگان هم براى تصرف دركارها از افراد تحت امرشان سزاوارترند. دایره این اولویت درتصرف ، بستگى به میزان امارت و سیادت دارد. این ولایت و حق تصرف ، در والى یك شهر، گسترده تر از رؤ ساى ادارات است ، ولایت استانداران بیشتر ازفرمانداران است و بالاتر از همه اینها قلمرو ولایت حكام و پادشاهان است و وسیعترین قلمرو این اولویت ، درپیامبرى است كه از سوى خداوند به سوى جهانیان مبعوث شده است و نیز جانشین او.
ما اگر از این هم چشم بپوشیم كه مولى به معناى اولى است ، از این نمى توان چشم پوشید كه مولى به معناى سرور و به معناى امیر و سلطان آمده است . مفهوم مولى در حدیث غدیر خم جز بر والاترین و گسترده ترین معناى مولى منطبق نیست ، چرا كه هیچ یك از معانى دیگر مولى )كه به بیست و هفت معنى مى رسد) ممكن نیست در حدیث غدیر اراده شده باشد مگر آن كه به این دو معنى باز گردد. معانى دیگر عبارتند از:
1- پروردگار 2 - عمو 3 - پسرعمو 4 - فرزند 5 - خواهرزاده 6 - آزاد كننده 7 - آزاد شده 8 - برده 9- مالك 10 - پیرو 11 - نعمت داده شده 12 - شریك 13 - هم پیمان 14 - همراه 15 - همسایه 16 - همخانه و مهمان 17 - داماد 18 - خویشاوند 19 - نعمت دهنده 20 - هم عهد 21- ولى 22 - اولى به یك چیز 23 - سرور غیر مالك و آزاد كننده 24 - دوستدار 25 - یاور 26 - تصرف كننده در كار 27 - عهده دار امر.
معناى اول كه كفرآمیز است ، چون جز خداوند، براى جهانیان پروردگارى نیست .
معناى دوم و سوم تا چهاردهم نیز، هر كدام اراده شود، دروغ است . چرا كه پیامبر، عموى برادرزادگانش است (اگر برادر داشته باشد) و على (ع )، عموى پدر آنان مى شود. در حالى كه پیامبر، پسر عبدالله است و على (ع)، پسر برادرش ابوطالب و روشن است كه آن دو در نسب مختلفند. على (ع ) خواهرزاده كسى نیست كه پیامبر (ص ) خواهرزاده اش باشد. همچنین چنان نیست كه هر كس را پیامبر آزاد كرده باشد، على (ع ) اورا دوباره آزاد كرده است . هر دو بزرگوار، سرور همه آزادگان اند، هرگز كسى آنها را آزاد نكرده است . هرگز بنده كسى هم نبوده اند. على (ع ) هرگز مالك برده هاى پیامبر هم نبوده است . پیامبر خدا، غیر از خداوند تابع كسى نبوده ، تا در آن جمعیت فریاد برآورد كه من تابع هركس باشم ، على تابع اوست ! كسى هم بر پیامبر نعمتى و منتى ندارد، بلكه این رسول خدا (ص ) است كه بر همگان نعمت و منت دارد، پس معناى نعمت یافته هم درست نیست . پیامبر خدا با كسى در تجارت یا چیز دیگر شریك نبوده است ، تا وصى او هم شریك او باشد. تجارتى هم كه حضرت رسول براى خدیجه انجام مى داد، كار براى خدیجه بود، نه شریك او. تازه اگر هم شركتش با خدیجه را در تجارت بپذیریم ، على (ع ) كه همراه پیامبر در آن سفر تجارتى نبود و دخالتى در تجارت نداشت ، تا او هم شریك خدیجه شود. پیامبر خدا با كسى هم ، هم پیمان نبود كه به آن افتخار كند. افتخار دیگران به هم پیمانى با رسول بود. معناى همراه و همسایه و مهمان و هم خانه و داماد و خویشاوند هم نمى تواند مقصود آن حضرت باشد، به ویژه در آن جمع انبوه و در میان راه و گرماى نیمروز و نگهداشتن مردم در آن بیابان و فرمان خدا بر ابلاغ پیام ، كه رسول خدا بر منبر فراز رفت و خبر از نزدیكى وفاتش داد و خواست چیزى را به همگان بگوید كه بیم داشت زمانش بگذرد، چیزى كه اهمیت دنیوى و دینى فراوان داشت و... آن گاه بگوید: هركس را كه من همراه ، همسایه یا مهمان یا خویشاوندش بودم ، على (ع ) همسایه و همراه و داماد و خویشاوند اوست ! نه به خدا! هیچ اندیشه اى این را نمى پذیرد كه آن عقل كل و ختم رسل كه پیامبر حكمت و خطیب بلاغت بود، مردم را در آن صحراى داغ ، براى گفتن این نكته معمولى و پیش پا افتاده نگهدارد. تازه ، اگر اینها هم مقصود باشد، چه امتیازى براى حضرت على (ع ) محسوب مى شود كه گروه گروه بیایند و به او شادباش و تبریك بگویند!
اما نعمت دهنده : ملازمه اى نیست بین اینكه پیامبر خدا به هركس نعمت داده باشد، امیرالمؤ منین هم نعمت دهنده او باشد. مگر اینكه مقصود از نعمت ، نعمت دین و هدایت و ارشاد عزت دنیا و نجات آخرت باشد، كه در این صورت از معناى مورد نظر ما (امامت ) چندان دور نیست .

 


اما هم پیمان : لابد باید به معناى هم پیمانى با برخى قبایل براى آتش بس یا همكارى باشد. معنى ندارد كه على (ع ) هم چنان باشد، مگر به عنوان پیرو حضرت رسول ، كه دراین مساله هم تمام مسلمانان یكسانند و جایى براى تخصیص آن حضرت نیست . مگر آن كه بگوییم حضرت على (ع ) در همه پیمانهایى كه پیامبر براى سامان دادن به حكومت اسلامى و حمایت از دولت اسلام در برابر فتنه ها و توطئه ها مى بست ، دخالت داشت . و اگر منظور از هم پیمانى ، دارا بودن اوصاف شایسته و فضیلتها باشد، مثل اینكه مى گویند فلانى هم پیمان فضیلت و كرم است ، یعنى كریم و فاضل است ، معنایش این مى شود كه هركس درباره من چنین عقیده اى دارد، درباره على (ع ) هم داشته باشد. گرچه ذوق عربى این را نمى پسندد، ولى باز هم به معناى مورد نظر ما نزدیك است .
اما دوستدار و یاور: یامقصود این است كه مردم را به محبت و نصرت على (ع ) برانگیزد، یا اینكه او را به دوستى و یارى مردم فرمان دهد و در هر حال ، یا جمله خبرى است ، یا انشائى . اگر خبرى باشد و مقصود حضرت خبر دادن از وجوب محبت على (ع ) بر مردم باشد، اینكه چیز تازه اى نیست تا در آن شرایط حساس و با آن تاكید شدید آیه قرآن در تبلیغ پیام و در آن موقعیت دشوار به مردم ابلاغ كند، بعد هم مردم براى تهنیت گویى بیایند. این نكته قبلا هم مطرح بوده است و مردم شبانه روز آیاتى را كه اخوت و ولایت و دوستى مومنان را با یكدیگر بیان مى كند
(31) تلاوت مى كردند. اگر مقصود، فرمان به دوست داشتن و یارى كردن او باشد، این نیز اختصاص به آن حضرت ندارد. همه مسلمانان دوستدار و یاور همدیگرند. و اگر مقصود، دوستى و یارى ویژه اى است ، بالاتر از آن چه مردم دارند كه شامل پیروى ، فرمانبردارى و تسلیم بودن است ، این همان حجت بودن و امامت است كه مورد نظر ماست . و اگر مقصود، خبر دادن به على (ع) است كه دوستدار و یاور مردم باشد، این را مى توانست جداگانه و خصوصى به آن حضرت بگوید، نه در یك جمع عمومى و با آن شرایط ویژه .
به هر حال ، اگر مقصود از مولى ، دوستدار و یاور باشد، با آن معناى ویژه اى كه رسول خدا (ص ) نسبت به امت داشت و به عنوان پیشواى دین و دنیا و پشتیبان موجودیت و كیان مسلمین ، سزاوارتر از خودشان به آنان بود و اگر چنان نمى كرد، گرگهاى درنده و دشمنان نیرومند، مردم را نابود مى كردند و به غارت و كشتار مى پرداختند، كسى كه در محبت و یارى نسبت به رسول خدا و مردم در این حد و مرتبه باشد. به حق سزاوار مقام خلیفة اللهى و جانشینى پیامبر اسلام است . این معناى همانست كه ما مى گوییم و مى خواهیم .
تنها معنایى كه باقى مى ماند و قابل قبول است ، همان ولى ، اولى به تصرف و سرور و متولى امور است . آن گونه كه گذشت ، مولى به این معانى آمده است . همچنانكه حضرت رسول (ص )، سرپرست امت و سرور آنان بود و از خودشان شایسته تر براى دخالت در امورشان بود، این ولایت براى على (ع ) هم ثابت است . بعلاوه معناى اولویت كه مورد نظر ماست ، به نحوى در همه معانى گذشته براى مولى مندرج است و به نوعى مورد عنایت مى باشد و بى تناسب نیست . مثلا:
عمو، شایسته تر از دیگران است كه به برادرزادگانش رسیدگى كند و عاطفه نشان دهد، چون به جاى پدر است .
پسرعمو، سزاوارتر به اتحاد و یارى و همبستگى با پسرعموست ، چون هر دو شاخه یك درختند.
پسر، شایسته تر است كه از پدر اطاعت كند و در برابر او خاضع باشد.
خواهرزاده ، مناسبتر از دیگران است براى پیوند با دایى ، چرا كه او برادر مادرش مى باشد.
آزاد كننده ، سزاوارتر است كه به آزاد شده ، نیكى كند.
آزاد شده ، سزاوارتر است كه كار نیك آزاد كننده را ارج نهد و تواضع كند.
بنده ، اولى است كه از مولى تبعیت كند.
مالك ، سزاوارتر از دیگران است كه سرپرستى مملوكهاى خود را عهده دار شود و به كارشان رسیدگى كند تا به آنان ظلم نشود.
پیرو، شایسته تر است براى یارى متبوع ، تا دیگران كه پیرو نیستند.
نعمت یافته ، سزاوارتر است كه از صاحب نعمت تشكر كند.
شریك ، اولى است كه حق شریك را رعایت كند و از ضرر كردن او جلوگیرى نماید.
در هم پیمان هم كه مساله روشن است .
همنشین نیز سزاوارتر به اداى حقوق همنشینى است .
همسایه هم شایسته تر از دیگران است كه حق همسایه را مراعات كند.
مهمان نیزاولى از دیگران است كه حریم میزبان را نگهدارد.
داماد، سزاوارتر به رعایت حقوق بستگان است تا دیگران ، چرا كه كسى كه به انسان زن دهد، در حكم بدر است .
خویشاوند نیز ازدیگران سزاوارتر است به كار نزدیكان خود.
نعمت دهنده ، اولى است كه باز هم نعمت دهد و نیكى خود را ادامه دهد.
هم عهد نیز اولى به رعایت حقوق هم پیمانى است .
دوستدار و یاور هم كه روشن است . مساله ولى ، سرور، متصرف در امور، متولى امر نیز واضح است كه اولویت دارند نسبت به دیگران .
پس مولى ، یك معنى بیشتر در اینجا ندارد، آن هم اولى به تصرف است كه بسیارى از علماى لغت و ادباى عرب هم این معنى را پذیرفته اند. وقتى هم كلمه مولى به كار مى رود، آن چه در ابتدا به ذهن انسان مى آید همین معناست .

پی نوشتها:

1- توبه ، آیه 71 (المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض )، حجرات ، آیه 10 (انما المومنون اخوة (

منبع: كتاب معناى مولى، تدوین و ترجمه : جواد محدثى




ارسال شده در: معنای مولی ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه