قرآن‌ شناسی نهج ‌البلاغه

ارسال شده توسط رسول گ.م | در یکشنبه 29 مرداد 1391 | نظرات ( )

الف. ارزش و جایگاه قرآن

فهُوَ مَعدِنُ الإیمانِ و بُحْبُوحَتُهُ، و یَنابیعُ العِلمِ وَ بُحُورُهُ و رِیاضُ العَدْلِ و غُدرانُهُ و أَثافىُّ الإسلامِ وَ بُنیانُهُ وَ أَودِیَةُ الحَقِّ وَ غِیطانُهُ و بَحرٌ لایَنْزِفُهُ الْمُستَنْزِفُونَ... .جَعَلَهُ اللهُ رَیّاً لِعَطَشِ العُلَماءِ وَ رَبیعاً لِقُلُوبِ الفُقَهاءِ و مَحاجَّ لِطُرُقِ الصُّلَحاءِ...

دَواءً لَیسَ بَعدَهُ داءٌ وَ نُوراً لَیسَ مَعَهُ ظُلْمَةٌ و حَبْلاً وثیقاً عُروَتُهُ و مَعقِلاً مَنیعاً ذِرْوَتُهُ و عِزّاً لِمَنْ تَوَلاّهُ وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ و هُدًى لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ.(خطبه198، ص234ـ235)

ب. درمان روح و روان

تَعلَّمُوا القُرآنَ فَإنّهُ أَحسنُ الحَدیثِ و تَفَقَّهوا فیهِ، فانَّهُ رَبیعُ القُلوبِ وَ اسْتَشفُوا بِنُورِهِ، فَإِنَّهُ شِفاءُ الصُّدُورِ وَ أَحسِنُوا تِلاوَتَهُ، فإِنَّهُ أَحسَنُ القَصَصِ. (خطبه110، ص107)

ج. قرآن مفسّر خویشتن

كتابُ اللهِ تُبصِرُونَ بِهِ و تَنْطِقُونَ بِهِ و تَسمَعُونَ بِهِ و یَنْطِقُ بَعْضُهُ بِبَعض وَ یَشْهَدُ بَعْضُهُ على بَعض لا یَخْتَلِفُ فى اللهِ وَ لا یُخالِفُ بِصاحِبه عَنِ اللهِ. (خطبه 133، ص132)

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

و. وسیله رستگارى

عَلَیكُم بِكتابِ اللهِ فإِنَّهُ الحَبْلُ المَتینُ وَ النُّورُالمُبینُ وَ الشِّفاءُ النّافِعُ وَ الرِّىُّ النّاقِعُ و العِصمَةُ لِلمُتَمَسِّكِ و النَّجاةُ لِلمُتَعَلِّقِ. (خطبه 156، ص 156)

در كنار مائده قرآن كس ننشیند مگر آنكه با فزونى هدایت و كاستى بیمارى دل از كنار آن بر خیزد. كسى كه با قرآن قرین است به چیزى نیاز ندارد و هیچ كسى از قرآن بى نیاز نیست. پس درمان دردهایتان را از قرآن بخواهید و با یارى آن بر مشكلات خود فائق آیید كه درمان دردهاى بزرگى همانند كفر، نفاق و گمراهى، همه در قرآن یافت مى گردد. پس هرچه از خدا مى خواهید بهوسیله قرآن در خواست كنید و با دوستى قرآن به خدا روى آرید ...

قرآن تنها شفاعت كننده اى است كه شفاعتش بى كم و كاست پذیرفته مى شود. و تنها گوینده اى است كه سخنش بى كم و كاست مقبول مى گردد. در روز قیامت آن كس را كه قرآن شفاعتش كند رستگار مى گردد و اگر از كسى شكوه كند پذیرفته خواهد شد. (1)

پی نوشتها:

1- اقتباس از خطبه 176

منبع: كتاب آموزهایی از نهج البلاغه




ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

شرح ها و ترجمه هاى نهج البلاغه

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 21 مرداد 1391 | نظرات ( )

شرح های این كتاب گرانقدر در قرون و اعصار متمادى مورد توجه ارباب فن و مفسران و عالمان قرار گرفته و تاكنون به نقل مرحوم شیخ آقابزرگ تهرانى در «الذریعه»،حدود 150 شرح بر این كتاب نگاشته شده است.(1)

برخى از شرح هاى معروف «نهج البلاغه» عبارتند از:

1- «شرح نهج البلاغه» تألیف عزالدین بن ابى الحدید (متوفاى 656). این شرح 20 جلدى از معروف ترین و سودمندترین شرح هاى «نهج البلاغه» است كه تاكنون به زبان عربى نوشته شده است.

2- «شرح نهج البلاغه» تألیف كمال الدین بن میثم بحرانى دانشمند، فقیه و فیلسوف بزرگ شیعى(متوفاى 679 هـ). این كتاب نیز به زبان عربى نگاشته شده و حاوى مطالب كلامى و فلسفى است.

3- «منهاج البراعة»، تألیف علامه سیدحبیب الله خویى )متوفاى 1324 هـ(. این كتاب از شرح هاى سودمند و مفصّل است كه در 21 جلد به نگارش در آمده است. متأسفانه نگارنده این اثر نتوانست شرح خود را به پایان برد. از این رو شرح بخشى از خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار «نهج البلاغه» پس از درگذشت ایشان به قلم آیت اللّه حسن زاده آملى و محمدباقر كوه كمره اى انجام شد.

4- «شرح نهج البلاغه» تألیف علامه محمدتقى جعفرى. این شرح به زبان فارسى نوشته شده و تاكنون 24 جلد از آن به چاپ رسیده است.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

5- «ترجمه گویا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه»، این مجموعه در سه جلد و زیر نظر آیت اللّه مكارم شیرازى، توسط محمدجعفر امامى و محمدرضا آشتیانى تهیه و تنظیم شده است.این كتاب داراى ترجمه و شرحى روان و مختصر از محتواى «نهج البلاغه» است.

 برخى از این ترجمه ها عبارتند از:

1- «ترجمه و شرح مختصر نهج البلاغه» به قلم سیدعلى نقى فیض الاسلام.

2- «سخنان على» به قلم مرحوم جواد فاضل. این ترجمه به شیوه اى آزاد ارائه گردیده است.

3- «ترجمه نهج البلاغه» به قلم محسن فارسى. این ترجمه بدون متن عربى نگاشته شده و ترجمه اى روان و آزاد از تمام «نهج البلاغه» است.

4- «نهج البلاغه»، ترجمه مصطفى زمانى

5- «نهج البلاغه»، ترجمه سید جعفر شهیدى

6- «خورشید بى غروب»، ترجمه عبدالمجید معادیخواه(2)

7- «نهج البلاغه»، ترجمه عبدالمحمد آیتى.

پی نوشتها:

1- شیخ آقا بزرگ تهرانى، الذریعه الى تصانیف الشیعة، ج 14، ص 113 ـ 161.

2- از همین نویسنده مجموعه اى نیز با عنوان فرهنگ آفتاب منتشر شده است كه فرهنگ تفصیلى مفاهیم نهج البلاغه به شمار مى رود. هم چنین نرم افزارى با عنوان عترت یك حاوى ده هزار موضوع متنوع در قالب معجم موضوعى نهج البلاغه در مؤسسه تحقیقاتى امام رضا و با تحقیق ابوالقاسم فنایى و جواد رفیعى تهیه شده است. این دو مجموعه مى تواند راهنماى خوبى در موضوعات نهج البلاغه براى نسل جوان باشد.

منبع: كتاب آموزهایی از نهج البلاغه




ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

پاسخ به چند شبهه درباره امام علی (ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در دوشنبه 19 تیر 1391 | نظرات ( )

یكی از دوستان و برادران اهل سنت در وبلاگ نظر زیر را ثبت نموده است.

متاسفانه شما یک سری سوالات را از اهل سنت اوردین و خودتون هم جوابشو نوشتین و گذاشتین تو وبلاگتون.اگر دنبال حقیقت می گردی نظرات مخالف را هم در وبلاگتون بگذارین بذارین مردم خودشون تصمیم بگیرن.
در باره این واقعه باید گفت اکثر اهل تشیع خلافت و خلیفه را معادل امام میداننددر حالی که از نظر اهل سنت چیزی به اسم امام که معصوم باشد و از او باید اطاعت مطلق کرد مثل پیامبر وجود ندارد.از نظر اهل سنت چهار خلیفه ابوبکر،عمر،عثمان و علی نه معصوم بودند نه امام. آنها جانشین سیاسی پیامبر بعد از فوت ایشان بودند.پس از هر گونه حطا و اشتباه مبرا نمی باشند .اهل سنت یعنی پیروان سنت پیامبر اگر فرض بگیریم که ابوبکر و عمر و عثمان در حق علی ظلم کردند خوب من از شما می پرسم به اهل سنت چه ربطی دارد؟؟ اهل سنت طرفدار سنت پیامبر است نه سنت ابوبکر و عمر و عثمان و علی.ثانیأ در ان حادثه اگر از طرف خدا کسی جانشین پیامبر گشته مطمئنن پیامبر می گفت که بعد از من فلانی جانشین من است چه لزومی داشت کلماتی بکار ببرد که مردم گمراه شوند؟؟ مگر پیامبر برای هدایت مردم آمده بود یا گمراه کردن آنها؟؟ پیامبر از چه باید میترسید که حرفشو رک وراست نگه؟؟ تفرقه؟مگر در زمان پیامبر کسی جرات کرد رو حرف رسول خدا حرف بزند تا حالا کس دیگری این جرات را به خودش بدهد؟ چند با ابوبکر و علی و عمر و عثمان و سایر صحابه پیاامبر را سراغ دارین که حرف پیامبر را زمین گذاشته و عمل نکنند که این بار دومی باشد؟؟

خب حالا قصد داریم با كمك دوستان گرامی مركز ملی پاسخگویی به سوالات دینی پاسخ شبهات آقا احسان گل را بدهیم.

اول راجع به پاراگراف اول نظر ایشان بگویم كه بله در این پست اینگونه عمل شده است اما ما در چند پست دیگر نیز به شبهات یكی دیگر از دوستان اهل سنت پاسخ داده ایم و ما هر دو روش را دنبال می كنیم.دو پست زیر نمونه خوبی برای سخن ذكر شده است.

پاسخ به شبهات دوست سنی ( قسمت دوم )

پاسخ به شبهات دوست سنی ( قسمت اول )

اما بخوانیم پاسخ سایت پاسخگو را راجع به شبهات ذكر شده توسط این دوست گرامی

ادعاهای این دوست عزیز یا نشان از ناآگاهی ایشان نسبت به تاریخ اسلام و وقایع آن دوره می باشد و یا دانسته صرفا در جهت الغاء شبهاتی در ذهن مخاطب این مطالب را نوشته است.
جواب ایشان به ترتیب مطلبی كه آورده اید در چند محور ارائه می شود:
1. اهل سنت هم مانند شیعیان خلفا را امام می دانند. اما بر خلاف شیعیان آنها را معصوم نمی دانند و تفسیر دیگری از امامت دارند. بنا بر دلایل متعدد عقلی و قرآنی امام یا خلیفه یا جانشین یا هر چه اسمش را بگذارید باید معصوم باشد. عدم عصمت جانشین پیامبر سبب بروز مشكلات فراوان، عدم تفسیر درست از دین و عدم اجرای درست احكام اسلامی می شود. در زمینه عصمت امامان(ع) نیز چون شیعه معتقد است، منصب امامت همچون نبوت از سوی خدا تعیین می شود و امام را ادامه نبی می داند، ازاین رو دلایل عصمت انبیا می تواند عصمت ایشان را نیز به اثبات برساند. برای مطالعه بیشتر ر.ك: سعیدی مهر، محمد، آموزش كلام اسلامی، انتشارات طه، ج2، قسمت عصمت انبیاء و بخش امامت.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


2. توجه داشته باشید که در زمینه جانشینی، حضرت رسول در بسیاری از موارد به صراحت به مساله امامت و جانشینی حضرت علی (ع) اشاره کرده اند. نمونه معروف آن حدیث یوم الدار است که ایشان با روشنی کامل فرمودند: «هَذَا أَخِی وَ وَصِیِّی وَ خَلِیفَتِی فِیكُمْ فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِیعُوا؛ او(علی) برادر، وصی و خلیفه من در میان شماست، از او اطاعت کنید.»(1) اما اگر منظور طراح سوال حدیث غدیر است باید گفت که به نظر می رسد هر لفظ دیگری هم حضرت استفاده می کردند باز هم با تفسیرها و تاویل های مختلف روبرو می شد.
3. در متن ذكر شده آمده است كه اهل سنت طرفدار سنت پیامبر است نه سنت خلفاء؛ متاسفانه این حرفی كاملا اشتباه است. اهل سنت خود را پیرو سنت پیامبر و در ادامه آن سنت و سیره خلفاء بخصوص شیخین می دانند. این پیروی از سنت خلفا تا جایی است كه در بعضی موارد حتی سخن خلفا را بر سخن یا عمل رسول الله هم برتری داده اند و كلام ایشان را اخذ كرده اند. نمونه ها در این زمینه كم نیست و ما تنها به ذكر دو مورد اكتفاء می كنیم:
الف) یكی از آن موارد " متعه" است كه در صحاح اهل سنت تصریح شده است كه این عمل تا زمان خلافت عمر جایز بود و او بود كه متعه را حرام كرد و برایش مجازات تعیین نمود . با این وصف اهل سنت هرگز حاضر نیستند جواز متعه و حلال بودن آن را بپذیرند. حتی اگر برای شان ثابت شود در زمان رسول الله جایز بوده و قرآن و سنت رسول الله برجواز متعه حكم می كنند . آنان نه تنها خود حاضر نیستند حلیت آن را قبول كنند كه اهل تشیع را هم بخاطر اینكه از تحریم عمر پیروی می كنند، آماج حملات خود قرار داده و آن را مرادف با زنا محسوب می كنند! به سخن معرف عمر در این زمینه دقت كنید: دو متعه در زمان پیامبر اکرم (ص) حلال بوده و من امروز آنها را حرام می کنم و مرتکبین آنها را به کیفر می رسانم. یكی متعه زنان و دیگری متعه حج.(2)
ب) دست بسته نماز خواندن هم از مواردی است كه بعد از وفات پیامبر و در زمان خلیفه دوم و به دستور او به وجود آمد. بنا به شواهد فراوان تاریخی و روایی حضرت رسول با دست باز نماز می خواندن.(2) اما عمر به دلایلی با دست بسته نماز خواندن را باب كرد.(4) حال جالب اینجاست كه در روایات آمده كه پیامبر فرموده اند: صَلُّوا كَمَا رَأَیْتُمُونِی أُصَلِّی، همانگونه كه من نماز می خوانم، نماز بخوانید.(5) حال خود قضاوت كنید كه اهل سنت تابع صرف سنت پیامبرند یا دیگران.
4. قطعا پیامبر اسلام برای هدایت بشریت آمده اند و قطعا ایشان در زمان حیاتشان به طور صریح نام حضرت علی(ع) را به عنوان جانشین خود ذكر كرده اند. اما اینكه در زمان پیامبر كسی جرات حرف زدن بر خلاف پیامبر را داشته یا خیر باید گفت متاسفانه بله، بعضی از صحابه به خود اجازه و جرات چنین عملی را می دادند. اگر بخواهیم یك مورد را نام ببریم می توان از حدیث معروف دوات و قرطاس نام برد. در این حدیث رسول خدا(ص) طلب كاغذ و قلمی را می كند تا چیزی بنویسد كه سبب هدایت مسلمین است. در این هنگام عمر با ذكر جمله «بیمارى بر پیامبر چیره شده است (كه چنین سخنانى مى گوید)، قرآن نزد شماست و كتاب خدا ما را كافى است!»(6) سخن پیامبر را رد كرده و با این كار در برابر پیامبر قد علم كرده است.
لذا با شواهدی كه ذكر كردیم جواب این عزیز تا اندازه زیادی روشن می شود. البته اگر باز هم سوالی در این زمینه داشتید خوشحال می شویم با ما ارتباط برقرار كنید.
پی نوشت ها:
1. مجلسی، محمدباقر، بحارالنوار، موسسه الوفاء، بیروت، 1404ق، ج38، ص220.
2. متقی هندی، علی، کنز العمال، الرساله، لبنان، 1409ق، ج8، ص293 و 294.
3. ترمذی، سنن ترمذی، تحقیق عبدالرحمن محمد عثمان، بیروت، دارالفکر.1403ق، ج2، ص98.
4. بیهقی، احمد بن حسین، سنن بیهقی، نشر مصر ، 1348 ش، ج2، ص28.
5. بحارالانوار، همان، ج82، ص279.
6. بخاری، محمد، صحیح بخارى، دارالفکر، بیروت، بی تا، كتاب المرضى،باب17 (باب قول المریض قوموا عنى)،ح1.




علی (ع) و بیت المال

ارسال شده توسط رسول گ.م | در یکشنبه 9 بهمن 1390 | نظرات ( )

كلید بیت‏المال مسلمین در اختیار پیامبر و امام و در زمان غیبت امام باید در اختیار مراجع تقلید و رهبران دادگر و شایسته‏اى باشد، بطورى كه حتى به مقدار یك درهم نیز حیف و میل نگردد، و حتى خود رهبران اسلامى و یا قضات آنها، یا اینكه از حقوق بیت‏المال استفاده نمى‏كرده و از دسترنج خود امرار معاش مى‏نموده‏اند، و یا اینكه در صورت استفاده، جز به مقدار مورد نیاز خود از آن بر نمى‏داشته‏اند.

مثلا پس از پایان جنگ حنین به نفع مسلمین، غنایم جنگى بسیارى بدست سپاه اسلام افتاد، و پیامبر بزرگ اسلام(ص) چند موى شتر را بدست گرفته و فرمودند: من حتى این مقدار هم از مال شما نخواهم برداشت و این غنایم به عموم مسلمین تعلق دارد.

و در روایت دیگرى از پیامبر بزرگ چنین وارد شده: اگر اموال شما مثل كوههاى (تهامه) در اختیار باشد، آن را در میان شما عادلانه تقسیم مى‏كنم و شما مرا دروغگو، ترسان، و بخیل نمى‏یابید.

پیامبر اسلام تمام اموال بیت‏المال را در میان مسلمین قسمت كرد، تا جائى كه به هنگام رحلت نزد مردى یهودى چیزى را برسم رهن و گرو گذاشته بود، تا مقدارى غذا براى مصرف خود و خانواده‏اش تهیه كند.

و امیر مؤمنان امام على(ع) نیز به پیروى از پیامبر اسلام اموال بیت‏المال را در میان مردم تقسیم مى‏كرد، حتى دارائى خود را نیز در راه خدا انفاق كرد، تا جائى كه به هنگام شهادت در حدود هفتصد هزار درهم بدهكار بود، با وجودى كه پولهاى زیادى در بیت‏المال به اختیار آن حضرت بود و امام تمام آنها را تقسیم مى‏نمود، و اگر گاهى براى خود چیزى بر مى‏داشت، تنها به قدر سهمیه سایر مسلمین به خود حق مى‏داد.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

حضرت پیامبر (ص) و امیر مؤمنان (ع) همیشه مردم را از سوء استفاده در امور مالى و بویژه اموال مربوط به بیت‏المال مسلمین برحذر مى‏داشتند، و احترام حقوق مردم را گوشزد مى‏نمودند.

در روایتى آمده: به هنگام توزیع غنائم خیبر توسط پیامبر اسلام (ص) قطعه پارچه‏اى ناپدید شد، بعضى از منافقین حضرت را متهم ساختند كه آن پارچه را برداشته، اما بعد معلوم شد كه یكى از اصحاب آن را به سرقت برده، مدتى از این موضوع گذشت، روزى گذر پیامبر اكرم (ص) با عده‏اى از اصحابشان به قبرستان بقیع افتاد، و شخصى كه پارچه را به سرقت برده بود، قبلا از دار دنیا رفته و در آن قبرستان دفن شده بود، یكى از اصحاب پیامبر بر سر قبر او كه رسید گفت: (خوشا به حال تو كه در بهشت هستى).

پیامبر اسلام (ص) روى به اصحاب نموده و فرمود: نه، او در بهشت نیست زیرا پارچه‏اى را كه در خیبر سرقت كرده بود، در قبر او تبدیل به شعله‏اى آتش شده است.

و در كتاب (غوالى) از پیامبر اسلام(ص) نقل مى‏كند كه فرمود: كسى كه مال مسلمانى را به زور بستاند، خداوند بهشت را بر او حرام و دوزخ را بر او واجب مى‏كند، سئوال شد: یا رسول الله حتى اگر آن مال چیز اندكى باشد؟! فرمود: حتى اگر یك مسواك باشد.

و در داستان معروفى نقل مى‏كنند: حضرت على(ع) با یك مرد غیر مسلمان در باره یك زره از بیت‏المال نزاعشان شد، امام به همراه آن مرد نزد قاضى تشریف بردند، آنچه جلب توجه مى‏كند این است كه تا چه اندازه حفظ اموال بیت‏المال داراى اهمیت است، كه شخص رئیس دولت براى یك زره بیت‏المال حاضر شود حتى نزد قاضى برود تا حقى از بیت‏المال ضایع نگردد.

منبع: كتاب علی (ع) خورشید بشر




ارسال شده در: سیره علی ،

حضرت علی (ع) و دلجویى از یتیمان

ارسال شده توسط رسول گ.م | در سه شنبه 6 دی 1390 | نظرات ( )

آنچه براى مردان خدا حائز اهمیت است، خشنودى ذات پاك اوست، و على(ع) مردى كه براى رضاى خدا چنان در جبهه جنگ شمشیر مى‏زند و پایمردى نشان مى‏دهد كه هیچ پهلوانى را یاراى مقاومتش نیست، در نیمه‏هاى شب چنان اشك مى‏ریزد و بدرگاه خداوند زارى و سرانجام به حالت اغماء مى‏افتد، گوئى كه ترسوتر از او یافت نمى‏شود و به گفته شاعر عرب: (جمعت فى صفاتك الاضداد) یعنى: صفات متضاد در شخص تو ـ امیرالمؤمنین على(ع) ـ جمع شده، آرى او به هنگام خشم بر دشمنان خدا قاطع ولى در مقابل كودك یتیم آنقدر متواضع و مهربان بود كه در برابر طفل یتیم روى خاك مى‏نشست، دست مرحمت بر سر او گذاشته و آه مى‏كشید و مى‏فرمود، بر هیچ چیزى مثل كودكان یتیم آه نكشیده‏ام.

روزى در كوچه‏هاى كوفه به تنهائى راه مى‏رفت، همانند همه مسلمین در كمال سادگى با نرمى و آرامش و همه‏جا را زیر نظر داشت، چون مسئول بود و نقش رهبریت جامعه را ایفا مى‏كرد، در راه زنى را ملاحظه فرمود كه مشك آب بر دوش و ازنفس افتاده، به آرامى نزدیك آمد و آن زن را خسته و رنجیده خاطر یافت، مشك آب را بدوش گرفت تا زن مقدارى استراحت كند، در راه جویاى احوال آن زن شد؟ زن عرضه داشت: شوهرم در یكى از جنگها در سپاه حضرت على شهید شد، حال من و چند كودك یتیم، بدون سرپرست مانده و آهى در بساط نداریم، امام بعد از اینكه او را تا خانه‏اش همراهى كرد، مقدارى آرد و خرما تهیه نمود، و مجدداً به خانه زن آمد، زن پرسید:

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

شما كیستى؟! فرمود: بنده‏اى از بندگان خدا، مى‏خواهى كمكت كنم؟

ـ آرى، من آردها را خمیر مى‏كنم و شما تنور را آتش كنید.امیر مؤمنان تنور را هیزم كرد و شعله‏ور ساخت و چهره مبارك خود را نزدیك مى‏آورد و بخود خطاب مى‏كرد: یا على آتش دنیا را مىبین چه سوزان است! بدان كه آتش آخرت بسیار سوزان‏تر است، بعد از آنكه آرد خمیر شده و تنور آماده شد، زن عرضه داشت شما بفرمائید بچه‏ها را آرام كنید تا من نان بپزم، حضرت به داخل خانه تشریف آوردند و كودكان یتیم را خشنود و خندان ساختند، و هنگامى كه نان آماده شد حضرت آن را لقمه لقمه كرده و به دهان یتیمان مى‏گذاشت، و مى‏فرمود: از خدا بخواهید كه على را ببخشد، در این میان یكى از زنان همسایه وارد شد و به مادر كودكان نهیب زد: واى برتو! میدانى این آقا كیست؟! او امیر مؤمنان و مولاى متقیان على بن ابى‏طالب است!.

مادر كودكان با شرمندگى عرضه داشت: آقا مرا ببخشید.اما حضرت با تواضع و فروتنى زیادى فرمودند: شما ببخشید كه تا كنون مشكلات شما را حل نكرده بودم، از درگاه خدا بخواهید كه على را مورد عفو و بخشش خود قرار بدهد.

منبع: كتاب حضرت علی (ع) خورشید بشر




ارسال شده در: علی شناسی ،

نگاهى تطبیقى به عدالت اجتماعى در اندیشه حضرت على (ع) ( قسمت سوم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 3 دی 1390 | نظرات ( )

متن زیر مقاله ای نوشته شده توسط دكتر عماد افروغ و برگرفته شده از كتاب امام على (ع) فرهنگ عمومى و همبستگى اجتماعى، كه به دلیل طولانی بودن متن در سه قسمت تقدیم شما ولایت مداران گرامی می گردد، این پست در واقع سومین قسمت از سریال سه قسمتی عدالت علوی است.
اندیشمندان غربى به تدریج مى كوشند تا پیوندى كه تفكر یونانى با دین و كلیسا برقرار كرده بود را از بین ببرد. یعنى اینكه خردى كه در خدمت دین قرار گرفته بود را انكار كنند. و در روشنگرى ما با فرایندى مواجه هستیم كه به تدریج انسان جاى خدا را مى گیرد و انسان ، منزلت محورى در هستى مى یابد و به جاى آنكه انسان از دریچه خدا دیده شود از دریچه خود دیده مى شود. اینجاست كه مفهوم قرارداد شكل مى گیرد. قرارداد اجتماعى متضمن این مفهوم است كه انسانها رابطه خود با یكدیگر را بر اساس خواسته هاى خود تنظیم كنند. در اینجاست كه به تدریج همه چیز در شرف قراردادى شدن است و عدالت نیز جنبه قراردادى پیدا مى كند. اما هنوز مفهوم قرارداد در امر عدالت چندان كه باید و شاید جانیفتاده بود. بیشتر به عدالت همچون ابزارى براى قدرت نگریسته مى شد. این دیدگاه را در اندیشه هاى ماكیاولى و دیگران مى توان ردیابى كرد. در این دیدگاه آنچه مهم است قدرت است و نه عدالت . آنچه مهم است دستیابى به قدرت است ، آن هم به هر وسیله ممكن . از سوى دیگر در عهد روشنگرى ، ضمن اینكه انسان و رابطه او با دیگرى اهمیت پیدا مى كند یك نوع طبیعت گرایى هم مطرح مى شود و نظام اخلاقى مطلق فرو مى ریزد و جنبه نسبى پیدا مى كند. در دوران روشنگرى شاهد زمینى شدن انسان مى شویم ، شاهد قراردادى شدن تدریجى عدالت اجتماعى مى شویم . در این دوره است مفهوم قرارداد اجتماعى سیطره خاصى پیدا مى كند. البته در همین موضع ، پارادكسى مطرح مى شود و اینكه به هر حال عدالت به رعایت حقوق طبیعى معطوف مى شود. لذا تلقى از عدالت ، عدالت اجتماعى نیست ، باز هم عدالت فردى است . درست است كه مفهوم قرارداد اجتماعى در مغرب زمین حاكم مى شود اما هنوز تلقى خاصى از امر اجتماعى وجود ندارد. هنوز تلقى جمع گرایانه اى از عدالت وجود ندارد. و بر خلاف دیدگاه افلاطون و ارسطو و حتى متفكران دوران میانه ، متفكران روشنگرى از پذیرش امر اجتماعى فاصله مى گیرند. آنان به شدت فردگرا هستند و چگونه مى توان عدالت به معناى عدالت اجتماعى را با حقوق طبیعى فردگرایانه پیوند زد؟ اگر خوب به خاستگاه تاریخى و اجتماعى حقوق اولیه و فردى این متفكران نگاه كنیم ، مشاهده خواهیم كرد كه این حقوق (مالكیت ، حیات و آزادى)  تقویت كننده نظام بورژوازى است و چه موقع و كجا سرمایه دارى به امر اجتماعى یا به عدالت اجتماعى توجه داشته است كه پیشگامان فكرى آن داشته باشند؟!
حال با توجه به دسته بندیهاى مختلف از عدالت و سیر تحول مفهومى فوق به واكاوى مفهوم عدالت در اندیشه حضرت على (ع) مى پردازیم . با مرور بر مفهوم عدالت در اندیشه حضرت على (ع)  معلوم مى گردد كه این مفهوم كلیدى ترین و با ارزش ترین مفهوم در فلسفه سیاسى - اجتماعى و حتى فلسفه تاریخ موردنظر ایشان است . عدالت در كل در نزد ایشان اهمیتى بیشتر از جود دارد. علاوه بر آنكه حضرت على (ع ) عدل را قرار دادن هر چیز در موضع خود تعریف مى كنند، آن را ارجح از جود و بخشش مى دانند، بر پایه این مدعا كه بخشش ، كارها و امور را از موضع خود جدا مى كند. به علاوه عدالت تدبیر كننده اى است كه به سود همگان است و بخشش به سود خاصگان و العدل سائس عام و الجود عارض خاص (1) پس عدل شریفتر و با فضیلتر (2) است . ایشان ، عدالت را هم در برابر ظلم و جور (عدالت كیفرى ) و هم در برابر بى عدالتى اجتماعى به كار مى گیرند. از بسیارى از عبارات نیز این گونه استنباط مى شود كه مراد از عدالت نزد ایشان هر دو بعد كیفرى و توزیعى است .
در معناى اول مى توان به تاكید حضرت على (ع) بر عدالت ذاتى خداوند، اجراى عدالت و داورى عادلانه از سوى خداوند، (3) ز اركان چهارگانه ایمان دانستن آن (4) عدالت ، صبر، یقین و جهاد، اهمیت آن در نابودى بیدادگران و بالسیرة العادله یقهر المناوى : سیره دادگرانه بدخواهان را درهم مى شكند)(5) نقش و فضیلت امام عادل فاعلم ان افضل عبادالله عندالله ، امام هدى و هدى : بدان كه با فضیلت ترین بندگان خدا در نزد خداوند، رهبرى دادگر است كه هدایت یابد و هدایت كند (6) كار به عدالت كن و از ستم و بیداد بپرهیز كه ستم رعیت را به آوارگى وادارد و بیدادگرى شمشیر را در میان آرد (7) و توصیه به عدالت ، حتى به كسانى كه عدالت را سخت مى دانند (فان فى العدل سعه و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق : به درستى در عدالت گشایش است و آن كه عدالت را برنتابد، ستم را سخت تر خواهد یافت ) (8)و عباراتى از این قبیل اشاره كرد. عباراتى از قبیل یوم العدل على الظالم اشد من یوم الجور على المظلوم : روز دادگرى ، ستم گران را بسى سخت تر از روز ستم برستم دیدگان است(9) ضمن اشاره به اهمیت و ارزش عدالت ، اشاره اى است ضمنى بر تحقق نهایى داورى عادلانه در جهان

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


در معناى دوم نیز عبارت مختلف نهج البلاغه نشان مى دهد كه نگاه حضرت على (ع ) نه نگاه طبیعت گرایانه و محافظه كارانه و انطباق با وضع موجود است و نه نگاه مساوات طلبانه نسبت به عدالت ، به رغم پذیرش خلقت برابر انسانهاست . (و ما الجلیل و اللطیف و الثقیل و الخفیف و القوى و الضعیف فى خلقة الاسواء و میان كلان و نازك اندام ، و گران و سبك ، و نیرومند و ناتوان ، در آفرینش جز همانندى نیست (خطبه 185)...فانهم صنفان ، اما اءخ لك فى الدین و اما نظیر لك فى الخلق : پس آنها دو دسته اند: دسته اى برادر دینى تو هستند، و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند). (10)از فرازهاى گوناگون نامه ایشان به مالك اشتر كه نامه مالك اشتر معروف است ، چنین استنباط مى شود كه حضرت على (ع) بابى مستقل براى رسیدگى به طبقات فرو دست جامعه باز مى كنند و اگر نگاه انطباق گرایانه داشتند، هیچ نیازى به این طبقه و ماموریت خاص مالك در این زمینه نبود. عباراتى از قبیل الله الله فى الطبقه السفلى : خدا را خدا را در رسیدگى به طبقه پایین دست از مردم (11)و یا اشاره به این نكته كه حقوق طبقه پایین دست مردم جزوء حقوق خداست : براى خدا حقى از خود را كه به آنان اختصاص و نگهبانى آن را بر عهده ات نهاده پاس دار (12)، تماما گواهى است بر اینكه نگرش حضرت على (ع) نگرشى تاسیسى و اجتماعى به عدالت بوده است . این نگرش نیز بر پایه قبول این پیش فرض بنا شده است كه جامعه موجودیتى مستقل از جمع جبرى افراد آن دارد. همان گونه كه مشاهده مى شود حضرت على (ع ) در این نامه به مالك اشتر ماءموریت خاصى مى دهد كه به طبقه پایین جامعه رسیدگى كند، چون این طبقه بنا به دلایل اجتماعى محروم شده اند و ریشه این نابرابریها را به خلقت نابرابر آنها و حتى عدم قابلیتها و شایستگى هاى اجتماعى آنها نسبت نمى دهد. بر همین اساس ، در اندیشه حضرت على (ع ) علاوه بر آنكه هدف و فلسفه اصلى حكومت استقرار عدالت اجتماعى است گرسنگى مستمندان ، معلول كامیابى نامشروع توانگران است :ان الله سبحانه فرض فى اموال الاغنیاء اقوات الفقراء فما جاع فقیر الا بما منع گرسنگى هر مستمندى جز از كامیابى نامشروع توانگران نشات نگرفته است و خداى متعال بازخواستشان خواهد كرد (13)
از سوى دیگر حضرت از نگاه مساوات طلبانه نیز فاصله مى گیرند و به اعطاء حق (به معناى مطلق كلمه ) افراد متناسب با رنج و تلاش افراد عنایتى ویژه دارند: ثم اعرف لكل امرى منهم ما ابلى ، و لا تضمن بلاء امرى الى غیره . رنج و تلاش هر كسى را عادلانه ارج بنه و به دیگرى نسبت مده (14)
در مجموع عبارت زیبا و رساى ولیكن احب الامور الیك ، اوسطها فى الحق و اعمها فى العدل و اجمعها لرضى الرعیه (15) باید از كارها، آن را بیشتر دوست بدارى كه نه از حق بگذرد و نه فروماند و عدالت را فراگیرتر بود و رعیت را دلپذیرتر و یا این عبارت كه و بى گمان آن چه بیش از همه شادى و خشنودى فرمانروایان را سبب مى شود، برپایى داد در كشور و گسترش دوستى بین مردم است گواهى است روشن بر اهمیت عدالت در فلسفه سیاسى - اجتماعى و تاریخى حضرت على (ع) در دو بعد كیفرى و توزیعى .
به طور قطع ، اندیشه هاى حضرت على (ع) باید پایه و اساس سیاستگذاریها و برنامه ریزیهاى راهبردى در كشور قرار گیرد. تحقق عدالت كیفرى در جامعه بر اساس دیدگاه حضرت على (ع) مستلزم دریافتى صحیح از حقوق و تكالیف مردم در فلسفه سیاسى اسلامى و ایجاد مكانیزمهاى روشن و نهادینه شده به منظور عدم تعدى به این حقوق شناخته شده است . ابهام زدایى از قوانین موجود و رفع شكافهاى موجود بین حقوق شناخته شده با حقوق جامع الاطراف اسلامى با توجه به مصلحت جامعه و رعایت زمان و مكان در موضوع و یا به عبارت حضرت امام خمینى (ره) توجه به شرایط اقتصادى ، سیاسى و اجتماعى از مكانیزمهاى تحقق عدالت در بعد كیفرى است . در بعد عدالت توزیعى نیز باید نگاهى به الگوى توزیع و امتیازات ، فرصتها و بهرمندیهاى مختلف افراد، گروهها و اقشار مختلف نسبت به منابع كمیاب طبیعى و اجتماعى داشته باشیم ، تفسیرى دقیق از تاریخ پیدایش این الگو و شرایط ساختارى پیدایى آن داشته باشیم . بر پایه فرمایشات حضرت على (ع) باید همواره به هوش باشیم كه امر اجتماعى مرتبط با عدالت اجتماعى ، حقى ویژه براى جامعه به وجود مى آورد كه قابل تقلیل به حقوق فردى نیست . به علاوه تاكیدات حضرت على (ع) گوشزدى است مضاعف نسبت به بهره مندان نامشروعى كه از هر فرصتى اعم از دولتى و غیردولتى براى بهره بردارى نامشروع استفاده و یا بهتر است گفته شود، سوء استفاده مى كنند. خلقت برابر انسانها به معناى عدم پذیرش طبیعى نابرابریهاى اجتماعى است و باید ریشه آن را در روابط و فرایندهاى اجتماعى جستجو كرد. باید تلاش نمود تا فرصتها را براى رقابت و بروز شایستگیهاى انسانى برابر ساخت و شرایط مسابقه در میدا اجتماعى را براى همگان یكسان نمود یا حداقل به سوى آن حركت با برنامه و هوشیارانه ترى داشت .

پی نوشتها:

1- نهج البلاغه ، خطبه 214
2- همان ، قصار الحكم ، 31
3- همان ، قصار الحكم ،224
4- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، جلد9، باب 165، صفحه 261
5- همان ، قصار الحكم ،437
6- همان
7- همان ، قصارالحكم ،476
8- همان ، خطبه 15
9- همان ، قصار الحكم ، 341
10- همان ، نامه 53
11- همان
12- همان
13- شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحدید، جلد 15، باب 334.صفحه 240.
14- همان ،نامه 53
15- همان ، نامه 53




ارسال شده در: علی شناسی ،

جهاد اقتصادی از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع)

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 18 آبان 1390 | نظرات ( )

با تبریك دهه ولایت بر شما كاربران گرامی، با توجه به نامگذاری سال 1390 توسط مقام معظم رهبری ( دامت بركاته ) به نام سال جهاد اقتصادی بر آن شدیم تا مقاله ای كه توسط سایت سازمان بسیج دانش آموزی و فرهنگیان استان مركزی تهیه گشته است را برای شما گرامیان قرار دهیم.

دیدگاه اسلام به زندگی انسان همواره کامل‌ترین و دقیق‌ترین شناخت نسبت به او بوده است. به همین جهت همواره تأکید اسلام بر زندگی دنیا برای آخرت بوده و زندگی دنیوی را مقدمه ای برای کمال و رسیدن به زندگی جاودانه می داند و به همین جهت قوانین و مقرراتی را جهت رسیدن به کمال در عرصه های مختلفی همچون روابط اجتماعی، روابط اقتصادی، روابط سیاسی و دیگر عرصه ها تبیین نموده و آیات، روایات و احادیث بسیاری بر توجه به جنبه های مختلف زندگی انسان تأکید و نقل شده است.

دشمنان اسلام نیز از صدر اسلام تا به امروز با حیله گری و مکر فراوان به دنبال ضربه زدن به اسلام از جبهه های مختلفی و به خصوص جبهه اقتصادی بوده اند و محاصره اقتصادی پیامبر اعظم (ص) و مسلمانان صدر اسلام توسط کفار در شعب ابی طالب (ع) گواهی بر این گفته است.

پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، دشمنان انقلاب اسلامی پس از شکست در عرصه های مختلفی چون هشت سال دفاع مقدس، فتنه گری ها و تفرقه افکنی میان برخی عناصر سست بنیان، امروز به دنبال این هستند تا بتوانند در عرصه های اقتصادی و با توهم فشار اقتصادی بر مردم بصیر و مومن ایران اسلامی به خواسته های شوم خود برسند اما رهبر فرزانه انقلاب اسلامی بار دیگر با شجاعت و تدبیر منحصر به فرد خویش امسال را سال جهاد اقتصادی نامیدند تا عزم و اراده مردم ایران اسلامی بار دیگر دشمنان را ناکام گذارد. به همین جهت جهاد اقتصادی را از دیدگاه حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) و کلام این بزرگمرد تاریخ بررسی می کنیم.

جهاد پایه ایمان است
ایمان چهار پایه استوار دارد که مومن باید به تمام این ارکان توجه نماید تا همواره ایمان خود را در حوادث گوناگون حفظ نماید. از نگاه حضرت امیرالمومنین (ع) صبر، یقین، عدل و جهاد چهار پایه استوار ایمان است و هر کدام از این ارکان دارای پایه های فرعی دیگری است و جهاد نیز بر چهار پایه قرار دارد:

1- امر به معروف که پشتوانه نیرومند مومنان است

2- نهی از زشتی ها که بینی منافقان را به خاک می مالد

3- راستگویی در هر حال که ادا کننده حقی است که بر گردن مومن قرار دارد.

4- دشمنی با فاسقان و این دشمنی و مبارزه در راه خدا و با نیت مبارزه با دشمنان دین خدا و خشنودی خداوند است (1) . در جهاد اقتصادی که نوعی از جهاد و مبارزه در راه خداوند است امر به جهاد اقتصادی، نهی از مفاسد اقتصادی، پایداری صادقانه در این عرصه از جهاد و دشمنی و مبارزه با مستکبران و دشمنان اسلام از ارکان مهم جهاد اقتصادی محسوب می شود.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.AliMola.MihanBlog.Com

ترک جهاد موجب مصیبت می شود
جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن برای دوستانش باز می کند. هر کس جهاد را ترک کند به گفته مولا امیرالمومنین(ع) خداوند لباس ذلت و ردای بلا و مصیبت به او می پوشاند و کوچک و ذلیل می شود. دل او در گمراهی مانده و حق از او روی می گرداند و به جهت ترک جهاد به خواری محکوم و از عدالت محروم است (2)

جهاد در اسلام جایگاه عظیمی دارد. جهاد در دنیا چه از جنبه اقتصادی و چه جنبه سیاسی و چه جهاد به معنای جنگیدن با دشمن رو در رو برای خدا در آخرت به صورت دری از بهشت در می آید و خداوند اهل جهاد را بسیار دوست دارد. ترک مبارزه و جهاد اقتصادی نیز موجب خواری و مصیبت برای مسلمانان می گردد.

نگاهی به تاریخ دوران معاصر نیز به این نکته اشاره دارد که کشورهای مسلمان به دلیل ترک مبارزه اقتصادی و وابستگی به شرق و غرب و دشمنان اسلام به چنان مصیبتی گرفتار شدند که هرگاه دشمنان به دنبال منافع خود به آنان قرارداری پیشنهاد می کرد آنان به اجبار آن را قبول می کردند اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به رهبری امام خمینی(ره) و با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» و با تکیه بر نیروی انسانی عظیم در کشور و پیشرفت‌های اقتصادی و مبارزه با مکر و حیله دشمنان در امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی موج بیداری اسلامی به دیگر کشورها برسد و آنان نیز با الهام از جمهوری اسلامی ایران به دنبال استقلال و آزادی خود بیافتند.

کسب حلال برای تأمین زندگی
اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) همواره بر برنامه ریزی صحیح در زندگی مسلمانان تأکید نموده اند، دیدگاه اسلام نسبت به زندگی انسان جامع است و به تمام عرصه های زندگی توجه می کند. زهد و عبادت مولای متقیان در کنار تلاش و جهاد در عرصه اقتصادی و آبادانی نخلستان ها و انفاق آنها در راه خدا و برای معیشت مسلمانان در تاریخ ثبت شده است.

حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) درباره برنامه ریزی در زندگی مومنان می فرمایند: مومن باید شبانه روز خود را به سه قسم تقسیم کند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار، و زمانی برای تأمین هزینه زندگی، و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی که حلال و مایه زیبایی است، خردمند را نشاید جز آن که در پی سه چیز حرکت کند: کسب حلال برای تأمین زندگی، یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت های حلال (3)

ضرورت حفظ اموال
مدیریت و اهمیتی که جهاد اقتصادی و معیشت مسلمانان برای حضرت امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) داشته است موجب شده تا ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در وصیتنامه ای که به وصیت نامه اقتصادی مشهور است نسبت به اموال شخصی خود و ضرورت حفظ این اموال برای مسلمان تأکید کند.

از نظر ایشان مدیریت اموال اقتصادی باید به اهل آن سپرده شود و به همین جهت است که در این وصیت نامه می فرمایند:"همانا سرپرستی این اموال بر عهده فرزندم حسن بن علی است، آن گونه که رواست از آن مصرف نماید و از آن انفاق کند. اگر برای حسن حادثه ای رخ داد و حسین زنده بود ، سرپرستی آن را ،پس از برادرش بر عهده گیرد و کار او را تداوم بخشد" و در ضرورت حفظ اموال می فرمایند: « و با کسی که این اموال در دست اوست شرط می کنم که اصل مال را حفظ کرده تنها از میوه و درآمدش بخورند و انفاق کنند، و هرگز نهال های درخت خرما را نفروشند، تا همه این سرزمین یک پارچه به گونه ای زیر درختان خرما قرار گیر که راه یافتن در آن دشوار باشد (4)

پی نوشتها:
1- نهج البلاغه، حکمت 31
2- نهج البلاغه، خطبه 21
3- نهج البلاغه، حکمت 390
4- نهج البلاغه، نامه 24




ارسال شده در: علی شناسی ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

تبلیغات

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه