تبلیغات
امیرالمومنین

عید غدیر ، در نزد سایر مسلمین‌

ارسال شده توسط رسول گ.م | در دوشنبه 6 آبان 1392 | نظرات ( )

اول آنكه این عید، اختصاص به شیعه ندارد، گر چه در شیعه مزید عنایت و علاقه خاصى به آنست، اما از نقطه نظر اصل احترام و عید قرار دادن، سایر افراد مسلمین غیر از نواصب و خوارج، این روز را محترم مى‏شمارند، و عید مى‏گیرند، و روى همین اصل است كه مسعودى گفته است: پیامبر اكرم درباره امیر المؤمنین على بن ابیطالب (رضى الله عنه) در غدیر خم گفت: من كنت مولاه فعلى مولاه.و این در روز هجدهم از ماه ذوالحجه بوده است.و غدیر خم نزدیك آبى است كه معروف است‏به خرار در ناحیه جحفه، و ولد على و شیعته یعظمون هذا الیوم. (1)

و اولاد على و شیعان او این روز را معظم مى‏دارند.

و محمد بن طلحه شافعى گوید: ترمذى در صحیح خود، با اسناد خود از زید بن ارقم روایت كرده است كه: رسول خدا فرمود: من كنت مولاه فعلى‏مولاه و با این لفظ فقط ترمذى آورده و چیزى بر آن نیفزوده است.ولى غیر ترمذى نیز روزى را كه این جمله را رسول خدا گفت، و موضعى را كه در آن بیان كرد آورده‏اند، و آن هنگام بازگشت رسول خدا از حجة الوداع بود، در روز هجدهم از ذوالحجه، و موضع ما بین مكه و مدینه در محلى كه به آن خم مى‏گفتند، در غدیرى كه آنجا بود.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

و به همین مناسبت آن را روز را غدیر خم نام نهادند.و خود امیر المؤمنین در شعرى كه سروده‏اند، و ما در گذشته آوردیم، نام غدیر خم را برده‏اند.و این روز عید شد، و موسم و محل اجتماع مردم قرار گرفت، چون وقتى بود كه رسول خدا صلى الله علیه و آله على را به این منزلت رفیع تخصیص و تشریف داد، و احدى از مردم را در این منزله و مرتبه با على شریك نگردانید. (2)

و ابن خلكان در ترجمه احوال المستعلى پسر المستنصر بالله آورده است كه: بویع فى عید غدیر خم و هو الثامن عشر من ذى الحجة سنة سبع و ثمانین و اربعمائة. (3)

«مستعلى در روز عید غدیر خم، مردم با او به خلافت‏بیعت كردند، و آن روز روز هجدهم از شهر ذو الحجه سنه 487 از هجرت بود» .

و علامه امینى گوید كه: ابن خلكان نیز در ترجمه المستنصر بالله عبیدى آورده است كه: او در شب پنجشنبه، دوازده شب مانده به آخر ماه ذو الحجه سنه 487 وفات یافت.


ادامه مطلب

ارسال شده در: غدیر در اسلام ،

عنایت خدا و رسول خدا به غدیر

ارسال شده توسط رسول گ.م | در جمعه 26 مهر 1392 | نظرات ( )

خداى سبحان عنایتى فراوان داشت كه حدیث و ماجراى غدیر خم علنى و آشكار باشد، تا زبانها و نقلهاى راویان پیوسته بر مدار آن بچرخد، تا آن كه حجت و دلیلى آشكار براى حمایتگر بزرگوار دینش حضرت امام على (ع) گردد.
از این رو، ابلاغ این ماموریت را هنگامى به پیامبرش داد، كه همراه جمعیت انبوهى از حج اكبر بازمى گشت . پیامبر خدا (ص) نیز در حالى این دعوت را ابلاغ كرد كه توده هاى وسیعى از مردم از شهرها و آبادیهاى مختلف بر گرد او بودند. فرمان داد تا جلو رفتگان برگردند و عقب ماندگان برسند، آن گاه پیام را به همه گوشها رساند و به حاضران فرمان داد تا به غایبان برسانند، تا همگان راوى این حدیث باشند، در حالى كه حاضران بیش از صد هزارنفر بودند.
خداوند به این مقدار بسنده نكرد، بلكه در این باره آیاتى نازل فرمود، تا پیوسته و با گذشت روز و شب ، تلاوت شود، تا مسلمانان هر لحظه به یاد این ماجرا باشند و راه و پیشوایى را كه باید به او روى آورند و دین خود را از او فرا گیرند، بشناسند.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


این عنایت و توجه خاص را رسول خدا (ص) نیز داشت ، آن حضرت در آن سال ، گروههاى مختلف مردم را به حج فرا خواند و مردم ، دسته دسته به او پیوستند و پیامبر اكرم (ص) مى دانست كه در پایان این سفر، آن خبر بزرگ را به آنان خواهد داد؛ خبرى كه قوام بخش بناى مكتب و مایه سرورى امت اسلام برامتهاى دیگر و سیطره حكومت اسلام بین خاور و باختر مى شد، اگر به مصالح امت مى اندیشیدند و راه روشن هدایت را مى دیدند و مى پذیرفتند (1)
به خاطر همین هدف بود كه امامان (ع) پیوسته یادآور این واقعه بودند و براى اثبات امامت امیرالمؤ منین (ع) به آن احتجاج و استدلال مى كردند. خود حضرت امیر (ع) نیزدر طول حیاتش به آن استدلال مى كرد و در اجتماعات و جلساتى كه مردم دور هم بودند، از كسانى كه در صحنه غدیر حضور داشتند مى خواست كه آن را بازگو كنند و شهادت دهند. همه اینها به این جهت بود كه داستان غدیر، على رغم گذشت دورانها و سالها، همچنان تر و تازه و شاداب بماند.
از این رو به پیروان خود دستور مى دادند كه روز غدیر را عید گرفته ، دور هم جمع شوند، به یكدیگر تبریك و شادباش گویند، تا آن حادثه بزرگ یاد شود (كه اشاراتى به این مساله خواهد آمد.)


ادامه مطلب

ارسال شده در: پیام غدیر ،

خداشناسى در نهج البلاغه ( قسمت دوم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 11 بهمن 1391 | نظرات ( )

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

خداشناسی از نكات مهم زندگی هر فرد در زندگانی به شمار می آید و در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار (علیهم السلام ) تاكید بسیاری بر آن شده است امروز بر آن شدیم تا در دو پست با گوشه ای از مطالب درج شده راجع به مبحث خداشناسی در نهج البلاغه صحبت نماییم؛ این دومین و آخرین پست در این زمینه می باشد باشد كه تلنگری باشد برای مشا خداجویان محترم برای تحقیق بیشتر در این زمینه.
و كمال تصدیق به توحیده و تصدیق كامل ، یگانه دانستن اوست . (دیدگاه ، هدف ، روش ، محتوا، ثمره ) این تصدیق به سه جز (اعتقاد، یگانگى ، خدا) قابل تجزیه است . اعتقاد و وابستگى روانى آدمى است كه اگر كامل شود روح را دگرگون مى كند.
یگانكى ، این واژه معانى دارد به این وصف :
1.
آغاز اعداد
2.
انتزاع وحدت از افراد یا وحدت هدف آن عوامل
3.
وحدت ناشى از عوامل واحد یا وحدت هدف آن عوامل
4.
وحدت به معنى بى نظیرى بودن
5.
وحدت صدق و اطلاق قانونى بر اشیاء یا افراد
6.
وحدتى كه نشان دهنده مثل یا ضد یا محدودیت تعیین حسى و عقلى نیست . این اشاره به منزه بودن وحدت خداست .
وحدت قوانین عالم و عدم تزاحم آنها (كه به موجب آیه قرآن اگر جز این بود سبب فساد عالم مى شد) از ادله وحدت خداوندى است . على (ع ) مى فرماید اگر خداى دیگرى بود او نیز پیامبرانى مى فرستاد.
و كمال توحیده الاخلاص له و كمال توحید خالص گردانیدن عمل براى اوست . (دیدگاه ، هدف ، روش ، محتوا، ثمره (
1- اخلاص در برابر شوب است . انسان موحده از هر چه جز خداست پرهیز دارد و به او شرك نمى ورزد.
2- اخلاص در برابر تجسم و حلول و عوارض آن است . كه انسان موحد خود را از آن خالص مى سازد.
الذى لیس لصفة حد محدودبراى صفت او حد محدودى نیست .
صفات خداوند از سنخ و نوع صفات موجودات مركب نیست . هر چند كمال و رحم و رحمانیت و قدرت و جلال و جمال همگى صفات خداست اما ذات خدا چون مركب نیست و این زاویه نگاه ماست كه صفات خدا را تفكیك مى كنیم . خداوند جامع این صفات است و كمال مطلق است و چیزى مثل او نیست
و كمال الاخلاص له نفى الصفات عنه به همین معنى است . یعنى صفات زائد بر او را نفى كنند (دیدگاه ، هدف ، روش ، ثمره )
و من قال فقد ضمنه و من قال على م فقد اخلى منه (خداشناسى ، جهان شناسى ، انسان شناسى ) كسى كه خدا را در چیزى توصیف كند خدا را در آن جاى داده و اگر خدا را روى چیزى توهم كند آنرا از خدا تهى ساخته است . خداوند بر عالم هستى محیط است . هم تصورات آدمى و هم اجزاى عالم هستى نمى توانند خدا را در خود بگنجانند یا از آن خالى شوند. پس مشرب حلول به معنى محدود ساختن خداست و حضزت عیسى و حضرت على (ع ) - خلاف نظر حلولیه - نمى توانند ظرف خدا باشند.
و مع كل شیئى لا بمقارنه و غیر كل شیئى لا بمزایاة (خداشناسى ، انسان شناسى ، جهان شناسى ) بدون پیوستگى با عالم ، با عالم است و بدون گسستگى از عالم ، غیر از عالم است .
رابطه خدا و جهان شامل رابطه احاطه و رابطه قیومى و رابطه معیت و صانعیت و مالكیت مطلقه و رابطه حفظ (یعنى از عالم دست نكشیده است ) و رابطه رب و مربوبى ، رابطه عبودیت ، رابطه ملكوتى و رابطه نورى (آیه نور، سوره نور) مى باشد. رابطه خدا با انسان رابطه معیت ، نزدیكى بیشتر از رگ گردن به او، اكرم آدمى ، مسجود ملائك ، خلیفة الهى (اضافه تشریفى است نه اینكه جزئى از روح خدا در آدمى دمیده شده باشد)است .
فاعل لا بمعنى الحركات و الالة او عامل و فاعل است نه به معنى استخدام آلات و اعمال حركات . فاعلیت خداوندى ابداع و انشاء است و همه هستى بى سابقه هستى و بنابراین بى ابزار بوجود آمده اند.
بصیرت مورد نظر على بن ابیطالب ، دیدن مادى و محتاج عضو چشم و طیف و شعاع مادى و رنگ و غیره نیست . بصیرت ، جهتى از علم خداوندى است كه سابق و مقدم بر وجود موجودات و جزئیات .
در مورد غیر مادى بودن بصیرت خداوندى دو نظر مطرح است : اولا از علم هست كه نیازى به امور مادى را مى فهمد هم غیر مادى را. وجدان نیازى به دیدن فعلى امور ندارد. این معنا مناسب این مقام است .
نظر دیگر اینست كه اطلاق بصر (وسمع ) به خدا، اسناد قدرت به اوست یعنى استعاره است . یعنى قدرت دال برفعالیت است .
متوحد اذلا سكن یستاءنس به لا یستو حش لفقده یگانه اى كه بى نیاز از دمساز است كه از جدایى او وحشتى یابد (ترجمه جعفرى ) منفرد است و تنها بوده هنگامى كه سكنى (مایه اطمینانى ) نبوده تا با آن ماءنوس شود (ترجمه فیض الاسلام ) خدا بى ابتدا و اول اولهاست . در عین حال به ما هشدار داده مى شود كه از تشبیه انسان به خدا احتراز كنیم . هر گونه تقیدى كه براى خدا تصور كنیم - تقلید به زمان ، مكان و از این قبیل - با تنزیه منافات دارد. (در اینجا به خداشناسى ، انسان شناسى و جهان شناسى نظر دارد)


ادامه مطلب

ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

خداشناسى در نهج البلاغه ( قسمت اول )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در یکشنبه 8 بهمن 1391 | نظرات ( )

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


خداشناسی از نكات مهم زندگی هر فرد در زندگانی به شمار می آید و در آیات قرآن و روایات ائمه اطهار (علیهم السلام ) تاكید بسیاری بر آن شده است امروز بر آن شدیم تا در دو پست با گوشه ای از مطالب درج شده راجع به مبحث خداشناسی در نهج البلاغه صحبت نماییم.
در نهج البلاغه از امكان شناخت نسبى خداوند سخن رفته است . این معرفت دو راه دارد: اول آگاهى از محدودیت و خطاهاى كه در بعضى روشهاست كه اینها عبارتند از وهم ، وسایل و ادوات ، حواس و تجارب . دوم راههایى كه (بطور نسبى ) مى توان خدا را شناخت و اینها عبارتند از: نشانه هاى او، صفت و ساخت او ، تدبیر او، اندازه گیرى هاى او، فطرت و فسخ تصمیم انسانها (فسخ عزائم ). این شناختن گرچه بس قلیل است ، اما به اقتضاى قرآن ، نهج البلاغه نیز به تفكر و نظر بسیار توجه كرده است .
صفات خداوند حد ندارد به عبارت دیگر وصف خالصانه ، نفى صفات از اوست ، هر صفتى غیر از موصوف است و هر موصوف غیر از صفت . از خداوند باید صفاتى چون كیفیت ، تشبیه ، تمثیل ، حلول و امكان ، تجسیم ، كثرت ، معلولیت و تجزى را تنزیه كرد. هر گاه خدا را با صفات محدود كننده وصف كنیم به معنى محدود كردن خدا در چارچوب امكان است . امكان ازلیت خدا را نفى مى كند. كلمه الله به دو معنى است . اول اینكه از ریشه اله یعنى معشوق و دوم از ریشه وله به معنى مایه حیرانى است . مگر بدان مقدار كه خدا خواسته است و خدا توقیف كرده ، یعنى صفات و اسماء خدا توقیفى اند موقوف بدان اوصاف و اسماء كه خود فرموده است .
صفات خدا با اوصاف ذاتى (ثبوتیه ) و سلبیه و صفات فعل دسته بندى و بیان مى شود. صفات ثبوتیه یا ذاتى ، صفاتى است كه عین وجودند و از او جدایى ناپذیرند. مثل علیم ، قدیر، كریم ، رحیم ، ودود، بصیر، خبیر. این صفات ذاتیه خدا بدون ادوات و حواس و جوارح ، بدون اكتساب ، بدون اخبار و بدون آنكه مسبوق بر عدم باشد، عالم را در احاطه خود دارد و هیچ چیز مانع و حجاب آن نیست و نهایت ندارد. پس در حس و لمس (استلام ) نمى گنجد. همچنین خداوند در عدد نمى گنجد زیرا عدد (حتى بى نهایت ) مستلزم دور و نیز تكرر است . پس احدى است كه تفسیر عددى نباید كرد. خدا همچنین واحد است یعنى مثل و همتا ندارد .
اولیت خدا، ابتدا ندارد بر هر آغازى مقدم است . همچنین خداوند ابدیت دارد یعنى خاتمه و پایان ندارد. خدا بر همه چیز احاطه دارد و حركت نیاز ندارد و زمان كه ناشى از حركت است در ید قدرت خداست .
خداوند زوال ناپذیر و پاینده است (قیوم ) نیز عین عدل و قسط و حلیم است . خداوند ظاهر و باطن است یعنى هیچ پرده اى او را مستور نتواند داشت و در عین حال در باطن هاست . و حواس و مشاعر ما نیست كه او را درك مى كند با همه چیز قرین است اما نه با تماس . خداوند غنى است ، نه مستغنى (مستغنى ، مبرى از عدم غنى است (.
صفات فعلى
صفات فعلى به معنى فاعلیت ابزارى و آلى نیست . او خالق ، فاطر، بارء (بارى )، مصور، صانع ، جاعل و بدیع ، مبتدع ، منشى ، رازق و...است .
دامنه صفات فعل خدا گسترده است . بارى بودن به معنى خلق موزون و خلق نقشه دار و یا تصویر خلقت است . خدا جاعل است یعنى به معنى جاسازى است كه حاكى از احسن بودن خلقت است .
جنبه تربیتى
در بحث خداشناسى نهج البلاغه ، قسمتهایى كه نقل خواهد شد به طور عمده محتواى تربیت را تشكیل مى دهد. با تعمق در معانى پر دامنه این بخش مى توان به دلالت هاى بینشى و روشى نیز توجه كرد. زیرا همچنانكه آلفرد مورث و ایتهد هم در عصر جدید توجه كرده است . عالم و آدم داراى نظامات و حركاتى است كه خدا محور آنست . در اسلام محوریت به عبد شدن ، مؤ من شدن ، متقى شدن ، فلاح ، فوز، رضوان و قرب الهى مى انجامد. خدا مبداء و مقصد ارزشها و دانشهاست . اسامى و صفات خدا كه ذكر شد ابعاد بى انتهاى دانش و ارزش را باز نمایاند و البته بشر نیز بنابر لطف الهى ، قبسه اى نصیب برده است . آثار تربیتى اعتقاد به خدایى كه نهج البلاغه را (با الهام از قرآن مجید) مطرح مى كند پر دامنه و عمیق و نافذ و اثر گذار است و امكانات نظرى الهام بخش و دلالات تربیتى نهج البلاغه را نشان مى دهد. اعتقاد به چنین خدایى ، روح آدمى را اشباع مى كند. چنین خدایى سزاوار هر گونه عبادت و حاصل عبادت بندگى و بندگى خدا عین آزادى است (من از آن روز كه در بند تواءم آزادم ) با چنین خداى شنوا و دانا و زنده ابدى و ازلى و قیوم و مالك و رحیم انسان چه جاى آن دارد كه فرار كند یا امید خود را از دست بدهد یا بر خدا پیشى بگیرد. بدین گونه ، پرواى از خدا، كه اساس حكمت ، تفكر، استنباط، شهود و ادراك و نظر، (دیدن و تواءم با تعمق ) گوشه هایى از نظم تربیتى نهج البلاغه روشن مى شود.
حضرت على (ع ) ما را هشدار مى دهد كه به ناتوانى خود در برابر صفات الهى اقرار كنیم . چه بسیار توهماتى كه اهل اندیشه در طول تاریخ داشتند و عالم و آدم را محدود و مسدود مى شمردند و حضرت اعلام و افشاء مى كند كه شمارندگان در شمارش نعمتها درمانده اند یعنى كه از این گونه نظام سازیهاى نظرى كم دامنه دست بردارید.
هر چند كه حضرت على (ع ) عجز آدمى را برملا مى كند اما از آنسوى این سخن ، به امكانات بس وسیع مادى و نعمات براى آدمى اشاره مى كند. از جمله اینكه افق خوشایندى است فراروى تربیت آدمى .
فرقه و نحله ها و مسالكى كه در مرزهاى پیش ساخته متوقف شدند و نظام هاى بسته و تمامت گرا (توتالیته ) پرداختند از تموجات و تنوعات احوال آدمى غافل بودند و نظام هاى تربیتى و اجتماعى و سیاسى جبار ساختند غافل از آنكه فقط خداست كه به همه حدود و پایان جریان آنها تسلط دارد (علم تفصیلى ) چنین است كه مى فرماید بنیاد و آغاز دین شناخت است . این شناخت اساسى است محكم . و فقط بنیاد علوم و معارف و فنون نیست . بلكه بنیاد اخلاق و رفتارها و كنشها نیز هست . اگر توحید را معنى كنیم هم وحدت و هم احدیت خدا و هم تلائم قوانین عالم (و نه تزاحم آنها) مطرح مى شود. اینها مقدمه اخلاص است (در برابر تجسم و حلول و نیز شوب(


ادامه مطلب

ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

پاسخ به یك دروغ بزرگ درباره غدیر

ارسال شده توسط رسول گ.م | در شنبه 13 آبان 1391 | نظرات ( )

عید غدیر، سالروز اكمال دین بر شما گرامیان مبارك باد. متاسفانه همواره در طول تاریخ بشر، كسانی بودند كه به شایعه پراكنی درباره رخدادهای بزرگ می پرداختند و چه رخدادی بزرگتر از واقعه غدیر، به همین دلیل بر آن شدیم تا در این روز عید به یكی از این شایعه ها پاسخ دهیم.

حقیقت این عید و ارتباط آن را با همه امت و سابقه آن را كه به دوران پیامبر اكرم (ص ) میرسد، فهمیدیم . پس از عهد پیامبر نیز، عید گرفتن این روز، از امامى به امام دیگر رسیده است و امینان وحى الهى ، همچون امام صادق و امام رضا (ع ) آن را آشكار كرده و یادش را زنده نگهداشته اند. پیش از آنان هم امیرالمؤ منین (ع ) احیاگر این عید بود.
سخن و عمل امام صادق و امام رضا (ع)  درزمانى بود كه هنوزنطفه آل بویه بسته نشده بود و روایات این دو امام در تفسیر فرات و كافى كه در قرن سوم تالیف شده اند، آمده است و اینگونه روایات ، مدرك و منبع شیعه است كه این روز را از دیر زمان عید گرفته اند، در سایه عمل به آن سخنان نورانى و طلایى امامان .
اكنون تعجب از نویرى و مقریزى است كه گفته اند این عید را معزالدوله در سال 352 پدید آورده است و آن را از بدعتهاى شیعه شمرده اند.
نویرى ضمن برشمردن اعیاد اسلامى ، گفته است : یك عید هم هست كه شیعه آن را ساخته اند و نامش را عید غدیر گذاشته اند و سبب آن ، عقد اخوتى بوده كه پیامبر، میان خود و على (ع) در روز غدیر خم بست و غدیر بركه اى است كه آب چشمه در آن بریزد و اطرافش درختهاى انبوه باشد. بین غدیر و چشمه ، مسجد پیامبر است . روزى را كه شیعه عید ساخته اند، هیجدهم ذى حجه است ، چرا كه آن برادرى در حجة الوداع سال دهم هجرى بود و اینان شب غدیر را با نماز زنده مى دارند و فردایش ، پیش از زوال ، دو ركعت نماز مى خوانند و شعارشان در این روز، پوشیدن جامه نو و آزاد كردن برده و نیكى به دیگران و قربانى كردن است و اولین كسى كه این روز را عید قرار داد، معزالدوله بود (كه اخبار او را در قضایاى سال 352 خواهیم آورد).

و چون شیعه ، این عید را ساختند و از سنتها و مراسم خویش قرار دادند، عوام اهل سنت نیز در سال 389، مثل شیعیان روزى را روز شادى و جشن قرار دادند و آن را هشت روز پس از عید شیعه تعیین كردند و گفتند: این روز، روز داخل شدن پیامبر و ابوبكر به غار است و در این روز، زیورها و جشنها و آتش افروختنهایى را رسم نمودند (1)

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


مقریزى نیز گفته است : عید غدیر، عید مشروعى نبوده و هیچ یك از پیشینیانى كه مقتداى مردمند به آن عمل نكرده اند و اولین بارى كه در تاریخ اسلام دیده شده ، در روزگار معزالدوله است كه در سال 352 آن را بنا نهاد و شیعه نیز از آن پس ، غدیر را عید قرار داد (2)
چه مى توان گفت درباره نگارنده اى كه پیش از آن كه حقیقت تشیع را بشناسد، درباره تاریخ شیعه مى نگارد، یا آن كه حقیقت را شناخته ، ولى هنگام نگارش ، آن را فراموش كرده است ، یا به دلایلى از آن چشم پوشیده ، یا آن كه نمى فهمد چه مى گوید، یا آن كه به آن چه مى گوید، بى اعتناست ! مگر مسعودى (م  (346 نمى گوید: فرزندان و شیعیان على (ع) این روز را گرامى مى دارند؟ (3) مگر كلینى ، راوى حدیث در كافى (م 329) و پیش از او فرات كوفى در تفسیرش آن را نگفته است ؟ این كتابها پیش از تاریخى كه مقریزى گفته (یعنى 352) تالیف شده است . مگر فیاض بن عمر در سال 259 از آن خبر نداده و نگفته است كه امام رضا (ع) را دیده است كه این روز را عید مى گرفت و فضیلت و سابقه اش را مى گفت و آن را از پدرانش از امیرالمؤ منین نقل مى كرد؟ مگر امام صادق (ع) (م 148) خبر از آن نداده و اینكه پیامبران پیشین هم روز نصب وصى را عید مى گرفتند، آن گونه كه سلاطین و امرا، روز به تخت نشستن خود را عید مى گرفتند؟امامان شیعه (ع) در دورانهاى كهن و زمان خویش پیروانشان را به انجام كارهاى نیك و دعا و عبادت در این روز دستور مى دادند. حدیثى كه از مختصر بصائر الدرجات نقل شد، نشان مى دهد كه در اوایل قرن سوم ، غدیر از اعیاد چهارگانه مشهور شیعه بوده است .
این است حقیقت غدیر. اما آن دو نویسنده خواسته اند از شیعه ایراد بگیرند، آن سابقه شایسته را انكار كرده و غدیر را از بدعتهاى منسوب به معزالدوله دانسته اند و به خیال خود پنداشته اند كه هیچ تاریخ ‌شناسى سخن آنان را به نقد نخواهد!...

پی نوشتها:

1- نهایة الارب فى فنون الادب، ج 1 ص 177.
2- الخطط، ج 2 ص 222.
3- التنبیه و الاشراف ، ص 221.

منبع: كتاب عید غدیر در اسلام




سیاست حمایت از تولید ملی در نهج البلاغه

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 15 شهریور 1391 | نظرات ( )

سیاست حمایت از تولید ملی مجموعه اقدماتى است كه دولت‏ها براى پشتیبانى از روند تولید انجام مى‏دهند اجرای این سیاست به چند فعالیت ضرورى وابسته است:
1- تشویق به تولید: قرآن كریم نیز دعوت به تولید مى‏كند و به سعى و تلاش تأكید مى‏ورزد و اعلام مى‏كند كه انسان نتیجه تلاش و سعى خود را خود هدر مى‏دهد و بزرگان دین نیز به روش قرآن روى تولید تأكید مى‏ورزند و به آن اهمیت ویژه‏اى مى‏دهند و امام على علیه‏السلام نیز همگان را به كار و تولید فرا مى‏خواند و مى‏فرماید:لا یدرك الحق الا بالجد حق جز در سایه‏ (1) كوشش فرا چنگ نیاید و نیز مى‏فرماید:

والحرفة مع العفة خیر من الغنى مع الفجور (2)
پیشه ورى با پارسائى به از توانگرى آلوده به گناه و یا:لا یعدم الصبور الظفر و ان طال به الزمان، مرد شكیبا پیروزى را از دست ندهد هر چند روزگارانى سخت بر او بگذرد. (3)
امام على علیه‏السلام تنها امت را به این كار فرا نمى‏خواند بلكه از كار گزارانش مى‏خواهد تا از این شیوه پیروى كنند و به مالك اشتر مى‏فرماید:

ولیكن نظرك فى عمارة الارض أبلغ من نظرك فى استجلاب الخراج .
ولى باید بیش از تحصیل خراج در اندیشه آبادانى زمین باشى‏
پس باید به تولید اولویت داد و دولت اسلامى موظف است پیش از آنكه مالیاتى را بر تولید كنندگان مقرر دارد زمینه‏ها و منابع تولید را فراهم آورد زیرا مالیات خواستن پیش از آبادانى زمین كشور را ویران مى‏كند و مردم را از پاى در مى‏آورد و هر دولتى چنین كند عمر پایدارى نخواهد داشت.

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com


2- حمایت از تولید كنندگان:كشاورز،صنعتگر،تاجر هر یك به نوبه خود تولید كننده‏اند و همگى به حمایت دولت نیازمندند. زیرا همانطور كه با مشكل مالى مواجه مى‏شوند به مشكلات روحى نیز دچار مى‏شوند، پس مى‏باید به امورشان رسیدگى كرد و بر كارشان نظارت كرد تا حركت تولید استمرار یابد و این نكته در سخنان امام علیه‏السلام به مالك نیز آمده است آنگاه كه او را به رسیدگى امور خرجگزاران و تاجران و صنعتگران سفارش مى‏كند كه پیش از این فراوان بدان اشاره كردیم و در اینجا مجال تكرار آن نیست.
3- حمایت تولید از فشارهاى سرمایه:كه مى‏توان با برداشتن بهره سرمایه لازم را از طریق
صندوق قرض الحسنه و بدون اخذ بهره در اختیار تولید كننده قرار داد.
4- قانونمند كردن پیمانها و قراردادهایى كه هم سرمایه را تامین مى‏كند و هم فرصتهاى كار را فراهم مى‏آورد مانند:پیمان مضاربه،مساقات و مزارعه و دیگر پیمانهایى كه نقش مهمى را در تولید ایفا مى‏كنند و مى‏توان ضمن لایحه‏هایى قانونى لوازم و شرایط آن را تامین كرد؛ این پیمانها و قراردادها مجموعه قوانینى را تشكیل مى‏دهند كه مى‏توانند در پیشبرد حركت اقتصادى جامعه موثر باشند.
امام علیه‏السلام در این موارد موضعگیرى روشنى دارند و ربا را تحریم مى‏كنند و بر اجراى این پیمانهاى اقتصادى پافشارى مى‏كنند و خود اولین كسى هستند كه به این پیمانها و قراردادها عمل مى‏كنند.

پی نوشتها:

1- خطبه:29

2- نامه‏ها:31

3- كلمات قصار:1456

برگرفته شده از كتاب اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه

تهیه و تنظیم: وبلاگ امیرالمومنین




ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

تولید ملی در آیینه نهج البلاغه ( قسمت دوم )

ارسال شده توسط رسول گ.م | در چهارشنبه 15 شهریور 1391 | نظرات ( )

همواره در اسلام بر خود كفایی در زمینه های گوناگون تاكید شده است و این امر در سیره ی پیشوایان ما نیز كاملا مشهود می باشد شاید معروف ترین آن را بتوان به كار حضرت علی (ع) در باغات خود و حفر چاه های آب توسط آن عزیز برشمرد.

تولید ملی و خود كفایی در قرآن نیز ذكر گردیده است و هم چنین در برادر قرآن، كتاب نفیس و ارزشمند نهج البلاغه نیز تولید ملی بسیار ارزشمند ذكر شده است كه ما در اینجا به سه مقوله ی مهم و كلیدی در تولید ملی كه عبارتند از بخش كشاورزی، صنعت و تجارت می پردازیم و آنچه كه در ادامه ذكر می شود حاكی از تاكید حضرت علی (ع) بر حمایت از این سه فاكتور مهم تولیدی در نهج البلاغه می باشد.

در قسمت دوم و پایانی درباره تجارت و حمایت از تجار برای رسیدن به تولید ملی ایده آل مطالبی را ذكر می نماییم.

تجارت‏
عرب پیش از اسلام فن تجارت را به خوبى مى‏دانست،قرآن - در سوره قریش - به همین نكته اشاره دارد:لا یلاف قریش ایلافهم رحلة الشتاء والصیف براى الفت دادن قریش - الفتشان به هنگام كوچ زمستان و (1) تابستان وقتى كه رسول خدا به مدینه منوره مهاجرت كردند تاجران یهودى در این شغل فعالیت مى‏كردند اهل یثرب كشاورزى مى‏كردند و در كنار رسول خدا تعدادى از مهاجرین بودند كه در تجارت كار آزموده و مجرب بودند.
وقتى كه پیامبر پیمان برادرى را بین مهاجرین و انصار برقرار كرد مسلمانان بر شریانهاى اقتصادى مدینه مسلط شدند انصار به كشاورزى مى‏پرداختند و مهاجرین به تجارت بنابراین دشمنى یهود با رسول خدا از اینجا شروع شد زیرا این كار حیات اقتصادى آنان را به طور جدى تهدید مى‏كرد به هر حال تجارت پیشرفت زیادى كرد و وقتى كه قلمرو حكومت اسلامى گسترش یافت و ثروتهاى زیادى در دست مسلمانان جمع شد اسلام به دو منظور تشویق به تجارت مى‏كرد:
اول:از این ثروتها(سرمایه‏ها) در جاهاى مناسب خود بهره بردارى شود و در یكجا جمع نگردد و بى مصرف باقى نماند.
دوم:براى صدور اسلام به سرزمینهایى كه با اسلام آشنایى نداشتند زیرا بسیارى از كشورهاى اسلامى امروز مانند اندونزى به دست تاجران مسلمان به دین اسلام در آمدند.
بر همین اساس اسلام به تجارت اهمیت داد و علاوه بر ویژگى اقتصادى به آن وجهه دینى و تبلیغى نیز بخشید این دو ویژگى(اقتصادى و تبلیغى) چنان به هم گره خوردند كه جدایى بین آنان ممكن نبود زیرا تجارت نیازمند روابط اجتماعى بین كشورها بود و اسلام موجب مى‏شد كه تاجران مسلمان در آن كشورها پایگاه اقتصادى پیدا كنند.
بدین ترتیب تبلیغ در تجارت تاثیر گذاشت اما تأثیر تجارت بر تبلیغ امرى واضح و روشن بود زیرا پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله از همان آغاز به اهمیت تجارت پى برد به خصوص كه خود در این زمینه تجربه شخصى داشت و پیش از بعثت تجارت مى‏كرد.
امام على علیه‏السلام نیز به پیروى از رسول اكرم صلى الله علیه و آله به تجارت اهمیت مى‏داد و مسلمانان را به آن تشویق مى‏كرد و مى‏فرمود:

تعرضوا للتجارة فان فیها غنى لكم عما فى ایدى الناس‏
به تجارت بپردازید.كه شما را از آنچه در دست مردم است بى نیاز مى‏گرداند. (2)
مسلمانان غیر عرب را نیز به تجارت وامى داشت زیرا آنان از ویژگى زندگى در كشورهاى دیگر آگاهى داشتند از این رو مى‏توانستند به این كار بپردازند و امام علیه‏السلام خطاب به آنان مى‏فرماید:

أتجروا بارك الله لكم فانى سمعت رسول الله(ص) یقول:الرزق عشرة اجزاء تسعة اجزاء فى التجارة و واحدها فى غیرها .
تجارت كنید خداوند به شما خیر و بركت دهد من از رسول خدا(ص) شنیدم كه مى‏فرمود:روزى ده جزء دارد كه نه جزء آن در تجارت است و یك جزء در دیگر كارهاست آنگاه امیر المومنین زیبایى كار تجارت را یاد (3) آورى مى‏كند كه چگونه تاجر براى اینكار به دریا سفر مى‏كند و توجه همگان را به سیاحت لذتبخش جلب مى‏كند مى‏فرماید:
ما أجمل فى الطلب من ركب البحر للتجارة؛ چه زیباست كه انسان براى طلب روزى به دریا سفر كند و به تجارت بپردازد. (4)

حمایت از تاجران

حكومت اسلامى باید از تاجران و صنعتگران به یك اندازه حمایت كند زیرا این دو كار به هم وابسته است تاجر از كالاى صنعتى بهره مى‏برد و آن را یا در محل به فروش مى‏رساند و یا به شهرهاى دیگر مى‏برد از آنجا كه تاجران همیشه در معرض خطرند به همین جهت باید از حمایت ویژه دولت برخوردار باشند به خصوص كه هر كسى نمى‏تواند مانند آنان كالا را از جایى به جاى دیگر ببرد اگر كالا مدتى در دست صاحبش بماند ممكن است تلف شود و از بین برود همچنین نمى‏توان كشور تولید كننده و مصرف كننده را براى خرید و فروش یكجا جمع كرد لذا امام مى‏فرماید:

وبلاگ امیرالمومنین - Www.Alimola.Mihanblog.Com

فانهم مواد المنافع و اسباب المرافق و جلابها من المباعد و المطارح فى برك و بحرك سهلك و جبلك و حیث لا یلتئم الناس لمواضعها و لا یجترئون علیها. (5)
آنان مایه‏هاى سودند و ابزار راحتى و آسایش را براى مردم فراهم مى‏آورند؛ واز دیار دور و نزدیك كشور تو خشكى و دریا و سرزمینهاى هموار و كوهساران صعب العبور را در مى‏نوردند و آن كالاها كه در دسترس مردم نیست فراهم مى‏آورند؛ جاهایى كه مردم با آن آشنایى ندارند و جرات رفتن بدانجا را ندارند.
وقتى ارزاق مردم در دست تجار باشد ممكن است كه دست به اعمال زشت و مخالف با حس انسان دوستى بزنند پس كارگزار باید مراقب باشد.امام على(ع) در این خصوص به مالك مى‏نویسد:

و تفقد أمورهم بحضرتك و فى حوا شى بلادك و اعلم من ان فى كثیر منهم ضیقا و شحا و احتكار للمنافع و تحكما فى البیاعات و ذالك باب مضرة للعامة و عیب على الولاة؛ (6)
پس به كار آنان چه در مركز حكومت و چه در شهرهاى دیگر كشور رسیدگى كن و بدان كه بسیارى از آنان در داد و ستد بیش از اندازه سختگیرند و بخلى زشت دارند و به منظور سودجویى بیشتر كالا را احتكار مى‏كنند و به دلخواه نرخ گران مى‏بندند این كار به توده مردم آسیب مى‏رساند. و مایه عیب و ننگ كارگزاران است.
بنابراین ضیق -(سختگیرى در داد ستد)-،شح -(بخل)- واحتكار-(پنهان كردن كالاى اساسى)- هر سه پدیده هایى هستند كه آثارى بدى بر جامعه مى‏گذارند و باید با آنها مبارزه كرد تا ریشه كن شوند این امر زمانى ممكن خواهد بود كه با نظارت همیشگى كارهاى تاجران را مورد رسیدگى قرار داد و هشدار، راهنمایى لازم را به آنان گوشزد كرد.

پی نوشتها:

1- سوره قریش -1-2

2- كلینى:كافى 5/149/9

3- كلینى كافى 5/149/9

4- همان ماخذ 5/318/59

5- نامه‏ها:53

6- نهج البلاغه:نامه‏ها:53

 برگرفته شده از كتاب اندیشه های اقتصادی در نهج البلاغه
 تهیه و تنظیم: وبلاگ امیرالمومنین




ارسال شده در: نهج البلاغه مولا ،

گالری تصاویر

معرفی کتاب

بحث غدیر خم از نظر قرآن شریف

عبدالكریم نیرى (بروجردى ).
چاپ اول : چاپ حكمت , قم , حدود سال 1353ش .
چاپ دوم : انتشارات نور فاطمه (س ), تهران , سال 1402ق , سال 1361ش .
كتاب پس از مقدمه ابتدا خلاصه اى از واقعهء غدیر خم و سپس بحث غدیر از نظر قرآن است كه سه آیه را مطرح مى نماید ...

خدمات چند رسانه ای علوی

دانلود نقشه غدیر

این نقشه که به صورت فلش تهیه شده است و در آن اطلاعات جالب و زیبایی از جمله: راه حج پیامبر ...

دانلود خطبه غدیر برای موبایل

نرم افزار خطابه غدیر بر روی تلفن همراه، با زبان برنامه نویسی جاوا طراحی و اجرا شده، تا دامنه ...

تم امام علی (ع) برای گوشی های سونی اریکسون

دریافت تم امام علی (ع) با موضوعیت غدیر خم برای گوشی های سونی ...

دانلود کلیپ پیمان با غدیر

دریافت کلیپ پیمان با غدیر با فرمت wmv برای عاشقان آن حضرت ...

کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر

دریافت کلیپ صلوات بر امیرالمومنین علیه السلام ویژه عید غدیر ...

کلام امیر

حمایت می کنیم

 

مانده تا غدیر

 

جستجو در مطالب

 

نظرسنجی

 

آمار

 

درباره وبلاگ

 

موضوعات مطالب

 

خبرنامه